هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ است که در آن از مضامین عشق، می، عرفان، و انتقاد از ریاکاری سخن میگوید. شاعر از ساقی میخواهد که باده بنوشاند و از دردهای زندگی رهایی یابد. همچنین، به زیبایی طبیعت و موسیقی اشاره میکند و از توبه و عفو الهی صحبت مینماید. در ادامه، به نقد زهد ریایی و دورویی میپردازد و عشق را به عنوان راه نجات میستاید.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشارههای نمادین به شراب و مستی نیاز به تفسیر دارد و ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۲۲۲ - ساقی قدحی در ده از باده انگورت
ساقی قدحی در ده از باده انگورت
مگذار بدرد سر میخوراه و مخمورت ۱
ای بلبل خوش الحان برخیز و نوا سرکن
کز پرده برون آمد آن نوگل مستورت ۲
عذری بطلب از شیخ وزتوبه بکن توبه
کز عفو کریمانه حق داشته معذورت ۳
در طارم مینائی در کاخ مسیحائی
مطرب بفکن غوغا از ناله طنبورت ۴
گو از ستم خسرو بر سر رودش تیشه
فرهاد کجا از سر شیرین بنهد شورت ۵
فسق من و زهد تو در پرده پندار است
زاهد عمل مجهول دارد زچه مغرورت ۶
دشمن شود ار عالم ما و در میخانه
خواند از سگ خویشت دوست عار است زمغفورت ۷
ساقی چ زدر آمد با ساغر پر از می
مه تابد و هم خورشید اندر شب دیجورت ۸
بر کوری دشمن هی ساقی بقدح می کن
هان عید رسید از پی کو ساغر بلورت ۹
عیدی همه شاید خیز جانبخش و فرح انگیز
گو شیخ که باطل شد آن آیت مسحورت ۱۰
شد غاصب حق حق امشب بدرک ملحق
مطرب بنواز از نو چنگ و نی و طنبورت ۱۱
می نشئه مسروریست و زمد عیان دوریست
آشفته تمتع گیرهان از می و منظورت ۱۲
می عشق و علی ساقی باقی همه الحاقی
منظور چو شد حیدر هم نار شود نورت ۱۳
مگذار بدرد سر میخوراه و مخمورت ۱
ای بلبل خوش الحان برخیز و نوا سرکن
کز پرده برون آمد آن نوگل مستورت ۲
عذری بطلب از شیخ وزتوبه بکن توبه
کز عفو کریمانه حق داشته معذورت ۳
در طارم مینائی در کاخ مسیحائی
مطرب بفکن غوغا از ناله طنبورت ۴
گو از ستم خسرو بر سر رودش تیشه
فرهاد کجا از سر شیرین بنهد شورت ۵
فسق من و زهد تو در پرده پندار است
زاهد عمل مجهول دارد زچه مغرورت ۶
دشمن شود ار عالم ما و در میخانه
خواند از سگ خویشت دوست عار است زمغفورت ۷
ساقی چ زدر آمد با ساغر پر از می
مه تابد و هم خورشید اندر شب دیجورت ۸
بر کوری دشمن هی ساقی بقدح می کن
هان عید رسید از پی کو ساغر بلورت ۹
عیدی همه شاید خیز جانبخش و فرح انگیز
گو شیخ که باطل شد آن آیت مسحورت ۱۰
شد غاصب حق حق امشب بدرک ملحق
مطرب بنواز از نو چنگ و نی و طنبورت ۱۱
می نشئه مسروریست و زمد عیان دوریست
آشفته تمتع گیرهان از می و منظورت ۱۲
می عشق و علی ساقی باقی همه الحاقی
منظور چو شد حیدر هم نار شود نورت ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۲۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۱ - ای ترک گر آزردن دلهات خیالست
گوهر بعدی:شماره ۲۲۳ - دریغ و درد که جان را سر مهاجرت است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.