هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساس حیرت و سردرگمی شاعر در برابر اسرار عشق و هستی می‌پردازد. شاعر از عمری که در حیرت سپری شده سخن می‌گوید و از مستی زمین و آسمان از جام حیرت یاد می‌کند. او به ناتوانی عقل و حکمت در برابر این حیرت اشاره دارد و در نهایت از رحمت خداوند برای رهایی از این سردرگمی سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.

شماره ۲۳۲ - برهان مرا تو یارب زکرم زدام حیرت

برهان مرا تو یارب زکرم زدام حیرت
که شدست صرف عمرم همه در مقام حیرت ۱

چه شراب درقدح ریخت ببزم ساقی ما
که زمین و آسمان مست شده زجام حیرت ۲

چه دیار بود عشقت که بعاشقان گذشته
همه روز روز حرمان همه شام شام حیرت ۳

دو جماعت مخالف بسلوک رند و زاهد
همه سوخته زسودا و تمام خام حیرت ۴

حکما که شهسوارند مصاف معرفت را
نکشیده تیغ فکرت یکی از نیام حیرت ۵

برسول عقل گفتم چه بود پیام گفتا
همه سر بمهر نامه بودم بنام حیرت ۶

بعقال عقل بستم همه بختیان امکان
بکفم نیفتاده بجز از زمان حیرت ۷

نه تو خضر روزگاری و ولی کردگاری
تو بگیر دست آشفته درین مقام حیرت ۸

گه رحمت است ایشاه باهل فارس الحق
که شدند جمله مغلوب زازدحام حیرت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۳۱ - گلم میار خدا را تو باغبان عنایت
گوهر بعدی:شماره ۲۳۳ - هوس ساده زخامم سر سودائی سوخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.