هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق عمیق و یکتاپرستی شاعر است که در آن همه چیز را در پرتو عشق به معشوق و اهل بیت میبیند. شاعر از عشق به معشوق، اهل بیت و علی(ع) سخن میگوید و هرگونه یاد و ذکر دیگر را نفی میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و مذهبی ممکن است نیاز به پیشزمینهی فکری داشته باشد.
شماره ۳۰۴ - در گوش بجز عشق توام زمزمه ای نیست
در گوش بجز عشق توام زمزمه ای نیست
در سر بجز از شور توام همهمه ای نیست ۱
در دیر و حرم مطرب و مؤذن همه در ذکر
جز یاد تو هر جا شنوم زمزمه ای نیست ۲
از صدر ازل هر چه بگفتند و بگویند
از دفتر حسن تو بجز شر زمه ای نیست ۳
از سلمی و شیرین و زلیلا و زعذرا
مقصود یکی بوده و باشد همه ای نیست ۴
ای شیخ جهانی زتو فردا بتظلم
بر ما بجز از خون رزان مظلمه ای نیست ۵
ای خواجه چه نازی زحشم یا خدم خویش
آسوده کسی کش گله ای و رمه ای نیست ۶
آشفته بود از شب هجر تو مشوش
از روز حسابش بدرون واهمه ای نیست ۷
من خود زسگان در شاهنشه طوسم
اعمال بجز حب بنی فاطمه ای نیست ۸
مائیم وولای تو و بیزاری از اغیار
جز محکمه حیدر هم محکمه ای نیست ۹
در اول و آخر زعلی گوی و زقائم
عنوان بجز از آن و جز این خاتمه ای نیست ۱۰
در سر بجز از شور توام همهمه ای نیست ۱
در دیر و حرم مطرب و مؤذن همه در ذکر
جز یاد تو هر جا شنوم زمزمه ای نیست ۲
از صدر ازل هر چه بگفتند و بگویند
از دفتر حسن تو بجز شر زمه ای نیست ۳
از سلمی و شیرین و زلیلا و زعذرا
مقصود یکی بوده و باشد همه ای نیست ۴
ای شیخ جهانی زتو فردا بتظلم
بر ما بجز از خون رزان مظلمه ای نیست ۵
ای خواجه چه نازی زحشم یا خدم خویش
آسوده کسی کش گله ای و رمه ای نیست ۶
آشفته بود از شب هجر تو مشوش
از روز حسابش بدرون واهمه ای نیست ۷
من خود زسگان در شاهنشه طوسم
اعمال بجز حب بنی فاطمه ای نیست ۸
مائیم وولای تو و بیزاری از اغیار
جز محکمه حیدر هم محکمه ای نیست ۹
در اول و آخر زعلی گوی و زقائم
عنوان بجز از آن و جز این خاتمه ای نیست ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۳ - اندر حریم حسن بتان غیر ناز نیست
گوهر بعدی:شماره ۳۰۵ - گویند بهار است و جهان رشگ بهشت است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.