هوش مصنوعی: این شعر بهار و زیبایی‌های طبیعت را توصیف می‌کند و آن را با بهشت مقایسه می‌نماید. شاعر از گل‌ها، باغ‌ها، و شراب سخن می‌گوید و احساس خود را نسبت به مکان‌های مقدس مانند کعبه و کنشت بیان می‌کند. در نهایت، او از وضعیت خود در قفس و افتادن از اوج به پایین سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عرفانی و اشاره به شراب است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب باشد. همچنین، درک عمیق‌تر شعر نیاز به آشنایی با ادبیات و فلسفه دارد.

شماره ۳۰۵ - گویند بهار است و جهان رشگ بهشت است

گویند بهار است و جهان رشگ بهشت است
اطراف چمن پر زبت حور سرشت است ۱

از عکس بهشتی بتکان ساحت گلزار
اندر نظر باده کشان باغ بهشت است ۲

شیخ و حرم و بلبل و گل مؤبد و دانش
ما را نه سر کعبه نه گلشن نه کنشت است ۳

ای هم نفسان باغ و گلستان بشما خوش
زیرا که مرا کنج قفس دست نوشت است ۴

بر طارم کیوان بودم پای زرفعت
هر چند بمیخانه سرم بر سر خشت است ۵

خشت در کریاس علی قبله هشتم
کز بهر من آشفته بسی به زبهشت است ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۳۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۰۴ - در گوش بجز عشق توام زمزمه ای نیست
گوهر بعدی:شماره ۳۰۶ - گرچه جهان خرم است و فصل بهار است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.