هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از خاطراتی شیرین در باغی پر از گل و بلبل و موسیقی یاد می‌کند، اما اکنون در غربت به سر می‌برد و دلتنگی و دوری از یار را توصیف می‌کند. او از عشق، طبیعت و زیبایی‌های گذشته سخن می‌گوید و در نهایت به امید و آرزو برای بهبودی حال خود اشاره می‌کند.
رده سنی: 15+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد.

شماره ۳۱۹ - وه که دوشم بچمن یاری و دمسازی بود

وه که دوشم بچمن یاری و دمسازی بود
گلی و بلبلی و حسنی و آوازی بود ۱

گرد بی برگ و نوائی زدرون میرفتم
که بقانون بنوا مطربی و سازی بود ۲

همگی اهل وطن انجمن آرا بچمن
در غریبی بمیان قصه شیرازی بود ۳

تلخ بود ارچه مرا کام زصبر اندر هجر
سخن از شکری و مصری و اهوازی بود ۴

مرغ دل بود بجان در قفس تن تنها
خرم از زمزمه مرغ هم آوازی بود ۵

نازنین سرو من ار رفت بباغ دگران
یادگاری زقدمش سروک طنازی بود ۶

بلبلی شکوه زگل داشت من از گلروئی
در غم عشق مرا همدم و همرازی بود ۷

گر شد آن روح مجرد زنظر آشفته
از مسیحای بهاری دم و اعجازی بود ۸

همت شاه غریبان کندت نیک انجام
زآنکه در بندگیت سبقت و آغازی بود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۱۸ - آن کیست تا بر گوش جان پیغام جانان آورد
گوهر بعدی:شماره ۳۲۰ - اگر که قاصد آن ماه نوسفر زدر آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.