هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر امیدواری و اشتیاق عاشق به وصال معشوق است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند نخل امید، گل و سرو، عشق و اشتیاق خود را بیان میکند. همچنین، اشارههایی به مفاهیم عرفانی مانند مستی عشق و بیخبری از خود نیز دیده میشود.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی نیاز به درک عمیقتری دارند که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
شماره ۳۲۰ - اگر که قاصد آن ماه نوسفر زدر آید
اگر که قاصد آن ماه نوسفر زدر آید
امید هست که نخل امید ما ببر آید ۱
کجا چو روی تو روید گلی بگلشن کاب
کجا چو قد تو سروی بباغ کاشغر آید ۲
فغان زترک کماندار تو که از سرشستش
هر آنچه تیر رها شد بسینه کارگر آید ۳
هجوم خط عجبی نیست گرد آن لب شیرین
هجوم مور بلی گرد بسته شکر آید ۴
زنوک ناوک فولاد بازوان ناید
هر آنچه بر جگر و دل زناوک نظر آید ۵
زاعتبار فتد سرو و سیم را نخرد کس
چمان بصحن چمن تا که سرو سیمبر آید ۶
حدیث مستی عشقت زهیچکس نشنیدم
که هر که خورد از آن می زخویش بیخبر آید ۷
مگر براه صبا آه کرد عاشق مسکین
که از نسیم سحر بوی سوزش جگر آید ۸
فشاند آتشی آشفته باز نظم روانت
چگونه آب روان شعله خیز چون شرر آید ۹
مران تو بنده مدحتگرای ولی ولایت
زهر درش که برانی تو از در دگر آید ۱۰
امید هست که نخل امید ما ببر آید ۱
کجا چو روی تو روید گلی بگلشن کاب
کجا چو قد تو سروی بباغ کاشغر آید ۲
فغان زترک کماندار تو که از سرشستش
هر آنچه تیر رها شد بسینه کارگر آید ۳
هجوم خط عجبی نیست گرد آن لب شیرین
هجوم مور بلی گرد بسته شکر آید ۴
زنوک ناوک فولاد بازوان ناید
هر آنچه بر جگر و دل زناوک نظر آید ۵
زاعتبار فتد سرو و سیم را نخرد کس
چمان بصحن چمن تا که سرو سیمبر آید ۶
حدیث مستی عشقت زهیچکس نشنیدم
که هر که خورد از آن می زخویش بیخبر آید ۷
مگر براه صبا آه کرد عاشق مسکین
که از نسیم سحر بوی سوزش جگر آید ۸
فشاند آتشی آشفته باز نظم روانت
چگونه آب روان شعله خیز چون شرر آید ۹
مران تو بنده مدحتگرای ولی ولایت
زهر درش که برانی تو از در دگر آید ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۹ - وه که دوشم بچمن یاری و دمسازی بود
گوهر بعدی:شماره ۳۲۱ - بی شایبه زنگ ازدل دیدار تو بزداید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.