هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و محبت به معشوق و جدایی از دیگران سخن میگوید. همچنین، به موضوعاتی مانند عشق الهی، انتقاد از منکران عشق، و مقایسههای زیبا بین عناصر طبیعی و عواطف انسانی پرداخته شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی و تمثیلهای به کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۳۴۳ - گرد عسلی لعل تو مور و مگسانند
گرد عسلی لعل تو مور و مگسانند
یا خط نظر بند بصاحب هوسانند ۱
ما هیچکسان جز تو کس ایعشق نداریم
این طایفه را از چه نپرسی چه کسانند ۲
لیلا تو بمحمل درو مجنون تو عالم
رحمی تو که این قافله از باز پسانند ۳
از پرتو رخسار تو دودی قبس طور
از نور تو خورشید و قمر مقتبسانند ۴
آنان که مسلمان و بدل منکر عشق اند
کافر همه از قلب و مسلمان بلسانند ۵
ایشمع تو از آه سحرخیز بپرهیز
زیرا که در این سلسله صاحب نفسانند ۶
عشاق کدامند و چه نامند بکویت
در رهگذر جلوه ات ای برق خسانند ۷
در کوی تو آشفته و اغیار هم آواز
با بلبل و با زاغ و زغن هم قفسانند ۸
اندیشه نداریم دلا زآتش دوزخ
ما را بدرشاه نجف گر برسانند ۹
یا خط نظر بند بصاحب هوسانند ۱
ما هیچکسان جز تو کس ایعشق نداریم
این طایفه را از چه نپرسی چه کسانند ۲
لیلا تو بمحمل درو مجنون تو عالم
رحمی تو که این قافله از باز پسانند ۳
از پرتو رخسار تو دودی قبس طور
از نور تو خورشید و قمر مقتبسانند ۴
آنان که مسلمان و بدل منکر عشق اند
کافر همه از قلب و مسلمان بلسانند ۵
ایشمع تو از آه سحرخیز بپرهیز
زیرا که در این سلسله صاحب نفسانند ۶
عشاق کدامند و چه نامند بکویت
در رهگذر جلوه ات ای برق خسانند ۷
در کوی تو آشفته و اغیار هم آواز
با بلبل و با زاغ و زغن هم قفسانند ۸
اندیشه نداریم دلا زآتش دوزخ
ما را بدرشاه نجف گر برسانند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۲ - ایخوش آنشب که روز غیروز دریار درآید
گوهر بعدی:شماره ۳۴۴ - گرچه نقش قلم صنع همه زیبا شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.