هوش مصنوعی: این متن شعری است که به زیبایی‌های زندگی، عشق، و تفاوت‌های میان انسان‌ها می‌پردازد. با استفاده از استعاره‌ها و تصاویر شاعرانه، مانند قلم صنع، زهر و حلوا، زاغ و طوطی، و سرو و شمشاد، به تضادها و تحولات در زندگی اشاره می‌کند. همچنین، عشق را به عنوان معلم حکمت و دانش معرفی می‌کند و بر اهمیت گذر از نفس حیوانی و رسیدن به کمال انسانی تأکید دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی استعاره‌ها و اشارات نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارند.

شماره ۳۴۴ - گرچه نقش قلم صنع همه زیبا شد

گرچه نقش قلم صنع همه زیبا شد
زهر در کامی و در کام یکی حلوا شد ۱

شد یکی در شکرستان و یکی سوی خزان
آن یکی زاغ و دگر طوطی شکرخا شد ۲

عشق آموخت باو حکمت عقل و دانش
ورنه این کودک نادان زکجا دانا شد ۳

با سهی سرو تو شمشاد و چمن سنجیدم
کوته از قامت والات بصد بالا شد ۴

برو ای ماه که خورشید زمشرق سرزد
بنشین فتنه که این چشم سیه پیدا شد ۵

هر که انسان شد و نفس حیوانی بگذاشت
حور وغلمان سیر ماه ملک سیما شد ۶

جای تو ای در یکتا صدف دیده کیست
ای بسا دیده که اندر طلبت دریا شد ۷

در کلیسا و حرم شورو عجب دیدم باز
بر سر شاهد نادیده چرا غوغا شد ۸

هر که آشفته صفت خار گلستان علیست
در گلستان جهان تازه گلی رعنا شد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۴۳ - گرد عسلی لعل تو مور و مگسانند
گوهر بعدی:شماره ۳۴۵ - وصل میخواست دل و کار به هجر تو کشید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.