هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، از عشق و جنون عاشقانه سخن میگوید و با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند غمزه، خون، شمع سوزان، و عشق فروزان، حالات روحی و عاطفی عاشق را به تصویر میکشد. همچنین، به داستانهای عاشقانه مشهور مانند لیلی و مجنون و فرهاد و شیرین اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی تصاویر شاعرانه مانند 'موج خون' و 'شمع سوزان' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۳۶۶ - تا غمزه ات شبیخون در کشور سکون زد
تا غمزه ات شبیخون در کشور سکون زد
چون غرقه مردمک دوش غوطه بموج خون زد ۱
عقلم زسر گریزان جسمم چو شمع سوزان
عشق آتشی فروزان در پرده درون زد ۲
شد چهره زعفرانی اشکم شد ارغوانی
تا عشق نغمه سازم در سینه ارغنون زد ۳
کردی بحی تجلی روزی زروی لیلی
مجنون به نجد از وجد لابد دم از جنون زد ۴
در لامکان نگنجد کس را مکان خدا را
فراش عشق آنجا خیمه بگو که چون زد ۵
عشق است و بس که ریشه از کوه کند فرهاد
عشق است و بس که تیشه بر طاق بیستون زد ۶
در طور عشق حیدر آشفته سوخت چون خس
جان شد نثار جانان خرگه زتن برون زد ۷
چون غرقه مردمک دوش غوطه بموج خون زد ۱
عقلم زسر گریزان جسمم چو شمع سوزان
عشق آتشی فروزان در پرده درون زد ۲
شد چهره زعفرانی اشکم شد ارغوانی
تا عشق نغمه سازم در سینه ارغنون زد ۳
کردی بحی تجلی روزی زروی لیلی
مجنون به نجد از وجد لابد دم از جنون زد ۴
در لامکان نگنجد کس را مکان خدا را
فراش عشق آنجا خیمه بگو که چون زد ۵
عشق است و بس که ریشه از کوه کند فرهاد
عشق است و بس که تیشه بر طاق بیستون زد ۶
در طور عشق حیدر آشفته سوخت چون خس
جان شد نثار جانان خرگه زتن برون زد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۵ - کسی سر از قدم یار برنمیگیرد
گوهر بعدی:شماره ۳۶۷ - هر کرا عشق نهانی بزبان میاید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.