هوش مصنوعی:
این شعر از پایان یافتن شب هجران و طلوع خورشید وصال سخن میگوید. شاعر با وجود خطرات راه، به لطف خداوند امیدوار است. او از نابودی دشمنان و اثربخشی دعاهای سحرگاهی میگوید و به عاشقان توصیه میکند که همچون پروانه به شمع عشق پایبند باشند. همچنین، شعر به عدالت الهی و پاداش صبر اشاره دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، استفاده از استعارههای پیچیده و نیاز به درک بالای ادبی برای درک کامل معانی شعر.
شماره ۳۸۲ - المنة لله که شب هجر سرآمد
المنة لله که شب هجر سرآمد
خورشید مراد از افق وصل برآمد ۱
گر دور بود منزل و ور راه خطرناک
غم نیست که لطف خضرم راهبر برآمد ۲
بسمل شده امروز بداندیش و نماناد
آن تیر دعای سحری کارگر آمد ۳
چونسوخت سراپای تو ایشمع زآتش
از سوزش پروانه ات آنگه خبر آمد ۴
پرواز نکرده نکند شمع هلاکش
از حق مگذر دشمن پروانه پر آمد ۵
میخور که زپا محتسب شهر در افتاد
آنروز که میخواره غمین بود سر آمد ۶
بیدادی اگر رفت بتو هیچ عجب نیست
بس داد که از دست تو بر دادگر آمد ۷
آن نخل که از خون دل ما شده سیراب
اکنون به رطبهای عجب بارور آمد ۸
در خواب سر زلف تو آشفته مگردید
کامروز زهر روزش آشفته تر آمد ۹
خورشید مراد از افق وصل برآمد ۱
گر دور بود منزل و ور راه خطرناک
غم نیست که لطف خضرم راهبر برآمد ۲
بسمل شده امروز بداندیش و نماناد
آن تیر دعای سحری کارگر آمد ۳
چونسوخت سراپای تو ایشمع زآتش
از سوزش پروانه ات آنگه خبر آمد ۴
پرواز نکرده نکند شمع هلاکش
از حق مگذر دشمن پروانه پر آمد ۵
میخور که زپا محتسب شهر در افتاد
آنروز که میخواره غمین بود سر آمد ۶
بیدادی اگر رفت بتو هیچ عجب نیست
بس داد که از دست تو بر دادگر آمد ۷
آن نخل که از خون دل ما شده سیراب
اکنون به رطبهای عجب بارور آمد ۸
در خواب سر زلف تو آشفته مگردید
کامروز زهر روزش آشفته تر آمد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۱ - آندم که زنم از عشق فرخنده دمی باشد
گوهر بعدی:شماره ۳۸۳ - هر که در گلشن دل سرو سمن بردارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.