هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق، وفاداری، رنج‌های عاشقان و زیبایی‌های طبیعت سخن می‌گوید. او از عاشقانی می‌گوید که با وجود بلاها، عشق خود را رها نمی‌کنند و از معشوقی یاد می‌کند که چشمانش مانند دل بیمار است. همچنین، شاعر به زیبایی‌های باغ و گل‌ها اشاره می‌کند و از بلبل دلسوخته و خارهای باغ می‌گوید که با همدیگر همدست شده‌اند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به‌کاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.

شماره ۳۸۹ - عاشقان را بسر ار تیر بلا میبارند

عاشقان را بسر ار تیر بلا میبارند
جانب دوست همان به که فرونگذارند ۱

ایدل آنانکه میسر شدشان ملک یقین
چون خلیل آتش افروخته گل انگارند ۲

از چه رحمی بدل خسته عاشق نکند
هر دو چشم تو که همچو دل بیمارند ۳

به که چون گوی فتد در خم چوگان اجل
آن سری کز شعف اندر قدمت بسپارند ۴

تا قیامت مه و خور پرده زرخ برنکشند
پرده از روی نگارین تو گر بردارند ۵

پرده بردار زرخ ایگل رعنا در باغ
که عروسان چمن میل تماشا دارند ۶

گذری کن سوی گلزار که سرو و شمشاد
پیش قد تو کمر بسته و خدمتکارند ۷

خار و گلچین شده همدست در این باغ بهم
خاطر بلبل دلسوخته میآزارند ۸

سر نهاده بسر دست بکوی خوبان
مگر آشفته سگ خویش مرا بشمارند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۴۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۸۸ - اگر آن ماه پیکر پرده از رخسار برگیرد
گوهر بعدی:شماره ۳۹۰ - دل سودازده را کار بسامان نرسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.