هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، شاعر بزرگ فارسی، سرشار از تصاویر عاشقانه و عرفانی است. شاعر از دوستان میخواهد که با شادی و پایکوبی، می بنوشند و به عشق و دوست دل ببندند. او از موسیقی، رقص، و شراب به عنوان نمادهایی برای رسیدن به حالتی روحانی و عرفانی استفاده میکند. همچنین، اشارههایی به مفاهیم عرفانی مانند رهایی از دنیای مادی و تکیه بر عشق الهی دارد.
رده سنی:
18+
متن شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مصرف شراب و مفاهیم پیچیده عرفانی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۹۱ - دوستان دلبر بدست افتاد دستی برزنید
دوستان دلبر بدست افتاد دستی برزنید
زآن می کهنه بیارید و زنو ساغر زنید ۱
دست افشان پای کوبان بذله سنج و نغمه خوان
چشم بگشائید و قفل آهنین بر در زنید ۲
جان سپند آسا زشادی بر سر آتش نهید
وز شرار شوق شعله در دل مجمر زنید ۳
مطربان دفها بکف آرید با ضرب اصول
چنگ اندر چنگ نای و بربط و مزمر زنید ۴
از برای استراق سمع گر آید رقیب
از شهاب ثاقب آهش بجان آذر زنید ۵
گر بگردد گرد خانه نیمشب میر عسس
سنگها از توبه بشکسته اش بر سر زنید ۶
از نوای کوس شادی گوش گردون کر کنید
تیر آه آتشین دردیده اختر زنید ۷
کشور دل را چراغان کرده از انوار دوست
خطبه ها خوانده بنامش سکه ها برزر زنید ۸
صحن مسجد را زآب باده شست و شو کنید
شیخ را آتش بزرق و خرقه و دفتر زنید ۹
حلقه زلفش بجای حلقه کعبه بدست
در دل شب صبح جویان حلقه ای بر در زنید ۱۰
یعنی ازکون و مکان یکسر بگردانید رو
همچو آدم تکیه بر خاک در حیدر زنید ۱۱
هان و هان این موهبت را ما و تو در خور نه ایم
بوسه ای بر خاک سلیمان و در قنبر زنید ۱۲
تا نیفتد دیگ سودای غم عشقش زجوشن
آتش آشفته را پیوسته دامن برزنید ۱۳
زآن می کهنه بیارید و زنو ساغر زنید ۱
دست افشان پای کوبان بذله سنج و نغمه خوان
چشم بگشائید و قفل آهنین بر در زنید ۲
جان سپند آسا زشادی بر سر آتش نهید
وز شرار شوق شعله در دل مجمر زنید ۳
مطربان دفها بکف آرید با ضرب اصول
چنگ اندر چنگ نای و بربط و مزمر زنید ۴
از برای استراق سمع گر آید رقیب
از شهاب ثاقب آهش بجان آذر زنید ۵
گر بگردد گرد خانه نیمشب میر عسس
سنگها از توبه بشکسته اش بر سر زنید ۶
از نوای کوس شادی گوش گردون کر کنید
تیر آه آتشین دردیده اختر زنید ۷
کشور دل را چراغان کرده از انوار دوست
خطبه ها خوانده بنامش سکه ها برزر زنید ۸
صحن مسجد را زآب باده شست و شو کنید
شیخ را آتش بزرق و خرقه و دفتر زنید ۹
حلقه زلفش بجای حلقه کعبه بدست
در دل شب صبح جویان حلقه ای بر در زنید ۱۰
یعنی ازکون و مکان یکسر بگردانید رو
همچو آدم تکیه بر خاک در حیدر زنید ۱۱
هان و هان این موهبت را ما و تو در خور نه ایم
بوسه ای بر خاک سلیمان و در قنبر زنید ۱۲
تا نیفتد دیگ سودای غم عشقش زجوشن
آتش آشفته را پیوسته دامن برزنید ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۲۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۰ - دل سودازده را کار بسامان نرسد
گوهر بعدی:شماره ۳۹۲ - زیبا صنما این همه زیبا نتوان بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.