هوش مصنوعی:
این شعر به زیبایی و یگانگی معشوق و ویژگیهای منحصر به فرد او میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر و استعارههای مختلف، برتری معشوق را در زیبایی، شجاعت، و دیگر صفات برمیشمارد و تأکید میکند که هیچکس مانند او نیست.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به درک ادبیات کلاسیک دارند.
شماره ۳۹۲ - زیبا صنما این همه زیبا نتوان بود
زیبا صنما این همه زیبا نتوان بود
رعنا پسرا این همه رعنا نتوان بود ۱
در حسن زنی نوبت یکتائی و وحدت
آخر نه خدائی تو و یکتا نتوان بود ۲
گر خود ملکی از چه مجاور بزمینی
گر حوری و غلمان که بدنیا نتوان بود ۳
ترکان همه خونریزو ندارند محابا
لیکن چو تو بی خوف و محابا نتوان بود ۴
از نخل تو تا چند نچیدن رطب وصل
عمری بتماشا و تمنا نتوان بود ۵
بر کوه نهی بار غم عشق بنالد
بالله که چون کوه توانا نتوان بود ۶
چون دیگ زند جوش اگر دل عجبی نیست
آسوده بر این آتش سودا نتوان بود ۷
گر سرو سهی بالا ور ماه تمام است
هرگز که باین چهره و بالا نتوان بود ۸
دارند بتان ناخن مخضوب زحنا
با پنجه سیمین مهنا نتوان بود ۹
گیرم که شوی رستم دستان بشجاعت
مانند علی والی و والا نتوان بود ۱۰
آشفته شکر ریز شدی زآن لب شیرین
گویا چو تو ای مرغ شکر خا نتوان بود ۱۱
رعنا پسرا این همه رعنا نتوان بود ۱
در حسن زنی نوبت یکتائی و وحدت
آخر نه خدائی تو و یکتا نتوان بود ۲
گر خود ملکی از چه مجاور بزمینی
گر حوری و غلمان که بدنیا نتوان بود ۳
ترکان همه خونریزو ندارند محابا
لیکن چو تو بی خوف و محابا نتوان بود ۴
از نخل تو تا چند نچیدن رطب وصل
عمری بتماشا و تمنا نتوان بود ۵
بر کوه نهی بار غم عشق بنالد
بالله که چون کوه توانا نتوان بود ۶
چون دیگ زند جوش اگر دل عجبی نیست
آسوده بر این آتش سودا نتوان بود ۷
گر سرو سهی بالا ور ماه تمام است
هرگز که باین چهره و بالا نتوان بود ۸
دارند بتان ناخن مخضوب زحنا
با پنجه سیمین مهنا نتوان بود ۹
گیرم که شوی رستم دستان بشجاعت
مانند علی والی و والا نتوان بود ۱۰
آشفته شکر ریز شدی زآن لب شیرین
گویا چو تو ای مرغ شکر خا نتوان بود ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۲۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۱ - دوستان دلبر بدست افتاد دستی برزنید
گوهر بعدی:شماره ۳۹۳ - چو یاد زلف توام در ضمیر میآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.