هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، از عشق و سودا، درد عاشقی، و کششهای روحی و معنوی سخن میگوید. شاعر از عشق به معشوق، جدایی از دنیا، و کشیده شدن به سمت عشق الهی میسراید. همچنین، اشاراتی به مفاهیم صوفیانه، قربانی کردن، و هنر صورتگری دارد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
شماره ۴۱۶ - سودای زلف آن پری ما را بصحرا میکشد
سودای زلف آن پری ما را بصحرا میکشد
ناچار درد عاشقی آخر بسودا میکشد ۱
شد مردم چشمم بخون از شوق رویت غوطه ور
غواص از شوق گهر خود را بدریا میکشد ۲
کی باشد از صوفی عجب در حالت و جد و طرب
گر پا بعقبی میزند دامن زدنیا میکشد ۳
هر کس به نیل عاشقی زد جامه پرهیز را
تسبیح مسلم میبرد زنار ترسا میکشد ۴
در کعبه کوی تو من هر روزه قربان میشوم
حاجی اگر قربان بحج در روز اضحی میکشد ۵
مانی اگر بار دگر صورتگری عنوان کند
چون نقش روی دلکشت کی نقش زیبا میکشد ۶
چشمش چو ناوک میزند آن لعل مرهم مینهد
زلفش زعاشق پروری بار دل ما میکشد ۷
آن چشم مست راهزن ترک دل عاشق کند
کی ترک یغما دست را از خون یغما میکشد ۸
سازد اگر با پاسبا یا حیله ورزد با سگان
ناچار مجنون خویش را در کوی لیلا میکشد ۹
هر رهروی در میکده آشفته وار آموخت ره
رخت از حرم بیرون برد پا از کلیسا میکشد ۱۰
میخانه شیر خدا خورشید اوج انما
کانجا بخاکش مهر و مه خود را چو حربا میکشد ۱۱
ناچار درد عاشقی آخر بسودا میکشد ۱
شد مردم چشمم بخون از شوق رویت غوطه ور
غواص از شوق گهر خود را بدریا میکشد ۲
کی باشد از صوفی عجب در حالت و جد و طرب
گر پا بعقبی میزند دامن زدنیا میکشد ۳
هر کس به نیل عاشقی زد جامه پرهیز را
تسبیح مسلم میبرد زنار ترسا میکشد ۴
در کعبه کوی تو من هر روزه قربان میشوم
حاجی اگر قربان بحج در روز اضحی میکشد ۵
مانی اگر بار دگر صورتگری عنوان کند
چون نقش روی دلکشت کی نقش زیبا میکشد ۶
چشمش چو ناوک میزند آن لعل مرهم مینهد
زلفش زعاشق پروری بار دل ما میکشد ۷
آن چشم مست راهزن ترک دل عاشق کند
کی ترک یغما دست را از خون یغما میکشد ۸
سازد اگر با پاسبا یا حیله ورزد با سگان
ناچار مجنون خویش را در کوی لیلا میکشد ۹
هر رهروی در میکده آشفته وار آموخت ره
رخت از حرم بیرون برد پا از کلیسا میکشد ۱۰
میخانه شیر خدا خورشید اوج انما
کانجا بخاکش مهر و مه خود را چو حربا میکشد ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۲۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۵ - کشتن عاشق اگر عقاب ندارد
گوهر بعدی:شماره ۴۱۷ - جهد کن جهد که تیرش زکمان میگذرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.