هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که به موضوعات عشق، دلبستگی، وصف معشوق، و مفاهیم عمیق روحانی میپردازد. شاعر از عشق به عنوان نیرویی قدرتمند و گاه ویرانگر یاد میکند و به تأثیرات آن بر روح و جان انسان اشاره دارد. همچنین، مفاهیمی مانند فنا در عشق، وابستگی به معشوق، و تضاد بین عقل و جنون عاشقانه در این شعر به چشم میخورد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و عرفانی موجود در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۱۸ - هر کرا نقش بجانست کی از دل برود
هر کرا نقش بجانست کی از دل برود
و گرش جان برود نقش تو مشگل برود ۱
روح مجنون چو جرس پیش رود لیلی را
گراز این دشت بصد مرحله محمل برود ۲
تو چمان گر بچمی با گل رخساره بباغ
پای سرو و گل از این خجلت در گل برود ۳
میروی عکس تو در دیده ما میماند
همچو آئینه که مهرش زمقابل برود ۴
بحر عشق است نباشد بجز از طوفانش
عجب از نوح از این بحر بساحل برود ۵
دادخواهان همه نالند زقاتل در حشر
دادخواهی من آنست که قاتل برود ۶
هر که بیند نظری بر تو برد بهره زعمر
آه از آن دیده که از کوی تو غافل برود ۷
تا که آئینه بود نقش تو در او باقیست
پیش آئینه چو آن طرفه شمایل برود ۸
دیده گر بر تو فتد وقف تو ماند نظرش
رستم ار آید در کوی تو بیدل برود ۹
زاهدا باده کش و نکته توحید بگوی
ترسمت عمر گرانمایه بباطل برود ۱۰
چه غم آشفته گر از شور تو مجنون گردید
هر که دیوانه شد از عشق تو عاقل برود ۱۱
و گرش جان برود نقش تو مشگل برود ۱
روح مجنون چو جرس پیش رود لیلی را
گراز این دشت بصد مرحله محمل برود ۲
تو چمان گر بچمی با گل رخساره بباغ
پای سرو و گل از این خجلت در گل برود ۳
میروی عکس تو در دیده ما میماند
همچو آئینه که مهرش زمقابل برود ۴
بحر عشق است نباشد بجز از طوفانش
عجب از نوح از این بحر بساحل برود ۵
دادخواهان همه نالند زقاتل در حشر
دادخواهی من آنست که قاتل برود ۶
هر که بیند نظری بر تو برد بهره زعمر
آه از آن دیده که از کوی تو غافل برود ۷
تا که آئینه بود نقش تو در او باقیست
پیش آئینه چو آن طرفه شمایل برود ۸
دیده گر بر تو فتد وقف تو ماند نظرش
رستم ار آید در کوی تو بیدل برود ۹
زاهدا باده کش و نکته توحید بگوی
ترسمت عمر گرانمایه بباطل برود ۱۰
چه غم آشفته گر از شور تو مجنون گردید
هر که دیوانه شد از عشق تو عاقل برود ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۲۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۷ - جهد کن جهد که تیرش زکمان میگذرد
گوهر بعدی:شماره ۴۱۹ - زنمک ندیده بودم که کسی شکر بریزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.