هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از قدرت عشق و تأثیر آن بر عقل و جان سخن میگوید. او از زیبایی معشوق و جذبههای عشق میگوید و تأکید میکند که عقل در برابر عشق ناتوان است. همچنین، شاعر از فرار از دنیای مادی و پیوستن به معشوق حقیقی سخن میراند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم انتزاعی و نمادین موجود در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۴۲۰ - خیره شد عشق که از عقلم نیرو برود
خیره شد عشق که از عقلم نیرو برود
چون بچوگان بزنی لاجرمت گو برود ۱
سرو آزاده چه حدداشت که آید با تو
پیش رویت بچه جلوه گل خوشبو برود ۲
با نسیم سحری بود مگر بوی کسی
که چو شمع سحری جانم با او برود ۳
قوت پنجه عشق است ببازوی بتان
تو مپندار که این زور زبازو برود ۴
نیکمرد آنکه چو آشفته گریزد بدرت
گو بیا زشت که از کوی تو نیکو برود ۵
گرچه بر دشت ختن آهوی مشکین گذرد
نشنیدم که بمه یک ختن آهو برود ۶
طوطی باغ ولای توام ای شیر خدا
مهل از گلشنت این مرغ سخن گو برود ۷
از چه از چشم تر من بکناری ای سرو
سرو گلزار کجا از طرف جو برود ۸
چون بچوگان بزنی لاجرمت گو برود ۱
سرو آزاده چه حدداشت که آید با تو
پیش رویت بچه جلوه گل خوشبو برود ۲
با نسیم سحری بود مگر بوی کسی
که چو شمع سحری جانم با او برود ۳
قوت پنجه عشق است ببازوی بتان
تو مپندار که این زور زبازو برود ۴
نیکمرد آنکه چو آشفته گریزد بدرت
گو بیا زشت که از کوی تو نیکو برود ۵
گرچه بر دشت ختن آهوی مشکین گذرد
نشنیدم که بمه یک ختن آهو برود ۶
طوطی باغ ولای توام ای شیر خدا
مهل از گلشنت این مرغ سخن گو برود ۷
از چه از چشم تر من بکناری ای سرو
سرو گلزار کجا از طرف جو برود ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۹ - زنمک ندیده بودم که کسی شکر بریزد
گوهر بعدی:شماره ۴۲۱ - آمد رمضان و در میخانه ببستند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.