هوش مصنوعی:
این شعر به انتقاد از قومی میپردازد که با ظاهر زاهدانه و درویشی، در باطن غارتگر عقل، دل و دین هستند. شاعر از فریبکاری و جادوی آنان سخن میگوید و هشدار میدهد که با وجود ادعای راهنبودن، در واقع راهزناند. همچنین، به قدرت و نفوذ آنان در جامعه اشاره میکند و از شاها میخواهد که هوشیار باشد.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم انتزاعی و انتقادی است که درک آنها نیاز به تجربه و شناخت کافی از جامعه و مفاهیم عرفانی دارد. همچنین، برخی اشارات مانند فریبکاری و جادو ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا گمراهکننده باشد.
شماره ۴۳۵ - این قوم که غارتگر عقل و دل و دینند
این قوم که غارتگر عقل و دل و دینند
بیشک زنگه رهزن اصحاب یقینند ۱
زلفین سیاهت رسن جادوی بابل
چشمان چه بر آن چهره مگر سحر مبینند ۲
ما را نبود تیر بجز آه سحرگاه
با سخت کمانان که مرا خوش بکمینند ۳
در حلقه زهاد مرو نیک حذر کن
زین راهزنانی که در این شهر امینند ۴
زین سلسله درویش بیندیش تو شاها
هر چند که این طایفه خود راه نشینند ۵
اندیشه نمایند کجا از خطر بحر
قومی که طلبکار توای در ثمینند ۶
گر خون من آشفته حلال است بخوبان
من نیز برآنم که بتان نیز بر اینند ۷
ما و غم آن قوم که از پرتو واجب
دارای مکانند و در این عرصه مکینند ۸
آن سلسله کز خاتم و قائم بزمانه
سلطان زمانند و خداوند زمینند ۹
بیشک زنگه رهزن اصحاب یقینند ۱
زلفین سیاهت رسن جادوی بابل
چشمان چه بر آن چهره مگر سحر مبینند ۲
ما را نبود تیر بجز آه سحرگاه
با سخت کمانان که مرا خوش بکمینند ۳
در حلقه زهاد مرو نیک حذر کن
زین راهزنانی که در این شهر امینند ۴
زین سلسله درویش بیندیش تو شاها
هر چند که این طایفه خود راه نشینند ۵
اندیشه نمایند کجا از خطر بحر
قومی که طلبکار توای در ثمینند ۶
گر خون من آشفته حلال است بخوبان
من نیز برآنم که بتان نیز بر اینند ۷
ما و غم آن قوم که از پرتو واجب
دارای مکانند و در این عرصه مکینند ۸
آن سلسله کز خاتم و قائم بزمانه
سلطان زمانند و خداوند زمینند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۴ - دل که چندی از علایق رسته بود
گوهر بعدی:شماره ۴۳۶ - در ساغر اگر باه گلنار بخندد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.