هوش مصنوعی: این شعر از حسرت و دوری از وطن، فتوحات تاریخی، درد عشق و ناکامی، و توصیه‌های اخلاقی سخن می‌گوید. شاعر از دوری از دیار خود می‌نالد، به فتح‌های گذشته اشاره می‌کند، از عشق نافرجام و درد دل می‌سراید، و در پایان به سلطان توصیه می‌کند که به درویشان رحم کند و از ظلم بپرهیزد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و اخلاقی، اشاره به فتوحات تاریخی و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد عشق و ناکامی برای سنین پایین مناسب نیست.

شماره ۴۸۳ - مگر که شهر دگر باز در نظر دارد

مگر که شهر دگر باز در نظر دارد
کز این دیار مه من سر سفر دارد ۱

گشود مملکت پارس را به نیم الارض
بفتح ترک و عرب تا چه در نظر دارد ۲

دو روز نیست فزون تر بمنزلی ساکن
مهم به تندروی حالت قمر دارد ۳

خبر زحال دلم داد اشک خونینم
که تازه آمده از خانه و خبر دارد ۴

هر آن دعا که پی ماندنش رقم کردم
ببین زبخت بدم واژگون اثر دارد ۵

ثمر بغیر دهد نونهال نوسفرم
دریغ نخل محبت که این ثمر دارد ۶

تو را که خرمن حسنست در کمال نصاب
زخوشه چین گدائی کجا ضرر دارد ۷

اگر چه گلشن حسن تو را خزانی نیست
زبرق آه سحرگاهی صد شرر دارد ۸

تو سنگدل که زآتش نمیکنی پرهیز
بترس زآتس آهی که در جگر دارد ۹

بکن رعایت درویش گرچه سلطانی
کز آه مور سلیمان بسی حذر دارد ۱۰

بکن بحلقه گیسوی خویشتن رحمی
کز آه سینه آشفته بس خطر دارد ۱۱

بکن رعایت درویش خویش ای سلطان
که او زمهر علی کسوتی ببر دارد ۱۲

اگر رقیب بود حیله ساز چون روباه
مگو بسوز که این بیشه شیر نر دارد ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۸۲ - دوش سودای جنونم بسوی صحرا برد
گوهر بعدی:شماره ۴۸۴ - دل دیوانه ززلفت چو رها میگردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.