هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق زمینی و آسمانی سخن میگوید. شاعر از دل دیوانه، مهر رخ یار، و پروانهوار گرد شمع وجود معشوق میچرخد. او عشق را با جان پیوند میزند و از دام عشق رهایی نمیخواهد. همچنین، اشارهای به عرفان و سلوک معنوی دارد، مانند طواف عارف به دور خانه خدا و گردش در میخانه توحید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۸۴ - دل دیوانه ززلفت چو رها میگردد
دل دیوانه ززلفت چو رها میگردد
هست مرغی که زکاشانه جدا میگردد ۱
تا که مهر رخ تو شمع درونست مرا
مه چو پروانه بگرد سرما میگردد ۲
لیک آنرا که بود مهر تو با جان پیوند
حاش لله که زدام تو رها میگردد ۳
این قماری که دلم باخت حریفان در عشق
در همه عمر پی نقش وفا میگردد ۴
دل آشفته گر از زلف تو پیوست بخط
از پی خاصیت مهر و گیا میگردد ۵
زاهد ار طوف کند خانه کعبه بگمان
لیک عارف زپی خانه خدا میگردد ۶
سعی در مروه ندارد بقیاس این مقدار
گرد میخانه چو رندی بصفا میگردد ۷
در میخانه توحید علی آن که سپهر
بطواف در او بی سرو پا میگردد ۸
هست مرغی که زکاشانه جدا میگردد ۱
تا که مهر رخ تو شمع درونست مرا
مه چو پروانه بگرد سرما میگردد ۲
لیک آنرا که بود مهر تو با جان پیوند
حاش لله که زدام تو رها میگردد ۳
این قماری که دلم باخت حریفان در عشق
در همه عمر پی نقش وفا میگردد ۴
دل آشفته گر از زلف تو پیوست بخط
از پی خاصیت مهر و گیا میگردد ۵
زاهد ار طوف کند خانه کعبه بگمان
لیک عارف زپی خانه خدا میگردد ۶
سعی در مروه ندارد بقیاس این مقدار
گرد میخانه چو رندی بصفا میگردد ۷
در میخانه توحید علی آن که سپهر
بطواف در او بی سرو پا میگردد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۳ - مگر که شهر دگر باز در نظر دارد
گوهر بعدی:شماره ۴۸۵ - عاشق آنست که در هجر شکیبا نشود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.