درباره همام تبریزی
محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داشته است. همام تبریزی در سال ۷۱۴ هجری قمری در تبریز درگذشت و در مقبرة الشعرای تبریز به خاک سپرده شد
در ویکی پدیا بیشتر بخوانید
آثار ویدئویی و صوتی مرتبط با این منبع
شماره ۱ - درخت بخل ترا کس ز بیخ بر نکند
شماره ۲ - سعادت با سلامت یار بادت
شماره ۳ - ازآن مجلس بصورت گرچه دور است
شماره ۴ - ز دولت تو مرا دست داده بود دمی
شماره ۵ - حالم ز فرقت تو نیاید به نامه راست
شماره ۶ - مرا به طلعت تو اشتیاق چندانی است
شماره ۷ - از دل خبر مپرس که بر وی چه ها گذشت
شماره ۸ - عمری که ازو جهانی ارزد
شماره ۹ - چه نویسم ز آرزومندی
شماره ۱۰ - همی رسان به جماعت چو شاخ نخل کرم
شماره ۱۱ - هرگه که دلم ز ره بیفتد
شماره ۱۲ - ملامتی نتوان کرد روستایی را
شماره ۱۳ - به آن هم مفتخر هم مبتهج شد
شماره ۱۴ - بفرست نسیمی که سلام تو رساند
شماره ۱۵ - ز ذوق یار ملامتگران چو بی خبرند
شماره ۱۶ - کو حیدر هاشمی و کو حاتم طی
شماره ۱۷ - حالی که به صد زبان بیان نتوان کرد
شماره ۱۸ - به جای خویش بود گر درخت طوبی را
شماره ۱۹ - مردم تبریز همچو آب لطیفند
شماره ۲۰ - هر باد که از شام به اصحاب تو آید
شماره ۲۱ - درین دیار بدان زنده ام که گهگاهی
شماره ۲۲ - مرا به فکر چه حاجب که شعر من آبی ست
شماره ۲۳ - بهانه می طلبد دوست گفتگویی را
شماره ۲۴ - بیش ازان است که آید ز زبان تقریرش
شماره ۲۵ - آن همی خواندم همی بوسیدمش
شماره ۲۶ - همیشه باد به کام تو گردش گردون
شماره ۲۷ - ملول شد دل ما در شب دراز فراق
شماره ۲۸ - ای سواد نامه ات نور سواد دیده ام
شماره ۲۹ - چه گویم و چه نویسم که زین سفر چه کشیدم
شماره ۳۰ - حرف و ترکیب ندانم که من از سرتاپای
شماره ۳۱ - ز چشم دوری و دل روز و شب ملازم توست
شماره ۳۲ - هست امیدم که خاک پای تو گردم
شماره ۳۳ - نه ان پیوند دارم با تو جانم
شماره ۳۴ - ره روان بستند بر فتراک ما را لاجرم
شماره ۳۵ - نانش نه و خلق او را در هر دو جهان مهمان
شماره ۳۶ - فتنه عالمی شدی فتنه شدم چو دیدمت
شماره ۳۷ - ناز ز حد ببرده ای بت نازنین من
شماره ۳۸ - ای دل من نگین تو مهر تو مهر آن نگین
شماره ۳۹ - در سماع آمد بت خوبان چین
شماره ۴۰ - من کیم باری که نامم بر زبان آورده ای
شماره ۴۱ - زوصف اشتیاق او شدی الکن بیان من
شماره ۴۲ - هنوز صبح نخستین روز دولت توست
شماره ۴۳ - از دیده گرچه دوری از دور در حضوری
شماره ۴۴ - می نویسم پیش جانان نامه یی
شماره ۴۵ - چون جان و دلم ز خدمتت نیست جدا
شماره ۴۶ - برون ز عالم حس است جان خرده بینان را
شماره ۴۷ - دل گفت که زحمت تن آنجا چه بری
شماره ۴۸ - چون تو از جانب شیراز به تبریز آیی