عبارات مورد جستجو در ۱۱ گوهر پیدا شد:
سعدی : قطعات
شماره ۱۲۳ - روز گم گشتن فرزند مقادیر قضا
شاه نعمتالله ولی : دوبیتیها
دوبیتی ۱۰۴ - ابر خوش دامنی به ما افشاند
شاه نعمتالله ولی : مفردات
شماره ۷۱ - پیرهن و یوسف و بو می رسد
کمالالدین اسماعیل : ملحقات
شماره ۷ - از چه می افتد از برای خدای
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۵۲۴ - از خلق جهان، کنارهای ساز وطن
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۲۱۸ - ای رهرو عشق، کاهلی پیشه مکن
کلیم کاشانی : قطعات
شمارهٔ ۲۳ - و نیز
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۲۵۲ - الرجاء
نسیمی : غزلیات
شماره ۲۰۲ - ای که نگذشتی ز رویش بر صراط مستقیم
ای که نگذشتی ز رویش بر صراط مستقیم
تا ابد مردود و گمراهی چو شیطان رجیم
«خالدین » خال سیاهش دان و جنت «وجهه »
تا ببینی حسن حق در جنت آباد نعیم
گر ز «الرحمن عل العرش استوی » داری خبر
از در طه درآ ای طالب رب رحیم
گر تو هستی از بنی آدم بگو با من که چون
هست آدم باء بسم الله الرحمن الرحیم
مؤمن است آیینه مؤمن ببین گر مؤمنی
در هوالمؤمن جمال دوست، تا باشی سلیم
در جهان از امر و خلق و کن فکان و هرچه هست
آدم است آیینه ذات خداوند قدیم
گر نبودی مظهر ذات خدا، آدم کجا
مستحق «اسجدوا» گشتی ز علام علیم
آتش رخسار آدم بود بی روی و ریا
آن که می گفت از درخت انی اناالله با کلیم
خلعت «لاخوف » درپوش از «هوالفضل المبین »
تا به حق ره یابی و ایمن شوی از خوف و بیم
مصحف حق است رویش چشم و ابرو سوره ها
قامت و زلف و دهانش چون الف لام است و میم
بر نسیمی چون ز فضل حق در جنت گشود
می خورد با حور و غلمان سلسبیل از جام سیم
تا ابد مردود و گمراهی چو شیطان رجیم
«خالدین » خال سیاهش دان و جنت «وجهه »
تا ببینی حسن حق در جنت آباد نعیم
گر ز «الرحمن عل العرش استوی » داری خبر
از در طه درآ ای طالب رب رحیم
گر تو هستی از بنی آدم بگو با من که چون
هست آدم باء بسم الله الرحمن الرحیم
مؤمن است آیینه مؤمن ببین گر مؤمنی
در هوالمؤمن جمال دوست، تا باشی سلیم
در جهان از امر و خلق و کن فکان و هرچه هست
آدم است آیینه ذات خداوند قدیم
گر نبودی مظهر ذات خدا، آدم کجا
مستحق «اسجدوا» گشتی ز علام علیم
آتش رخسار آدم بود بی روی و ریا
آن که می گفت از درخت انی اناالله با کلیم
خلعت «لاخوف » درپوش از «هوالفضل المبین »
تا به حق ره یابی و ایمن شوی از خوف و بیم
مصحف حق است رویش چشم و ابرو سوره ها
قامت و زلف و دهانش چون الف لام است و میم
بر نسیمی چون ز فضل حق در جنت گشود
می خورد با حور و غلمان سلسبیل از جام سیم
واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۱۹۸ - ز غلیان و قهوه بپوشان نظر
میرداماد : رباعیات
شماره ۱۸ - آشی که به رشک افتدش آش بهشت