عبارات مورد جستجو در ۲ گوهر پیدا شد:
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۵۲ - عزم آن دارم که امشب نیم مست
عزم آن دارم که امشب نیم مست
پای کوبان کوزهٔ دردی به دست
سر به بازار قلندر در نهم
پس به یک ساعت ببازم هرچه هست
تا کی از تزویر باشم خودنمای
تا کی از پندار باشم خودپرست
پردهٔ پندار می‌باید درید
توبهٔ زهاد می‌باید شکست
وقت آن آمد که دستی بر زنم
چند خواهم بودن آخر پای‌بست
ساقیا در ده شرابی دلگشای
هین که دل برخاست غم در سر نشست
تو بگردان دور تا ما مردوار
دور گردون زیر پای آریم پست
مشتری را خرقه از سر برکشیم
زهره را تا حشر گردانیم مست
پس چو عطار از جهت بیرون شویم
بی جهت در رقص آییم از الست
میرزا حبیب خراسانی : غزلیات
شماره ۱۰۹ - زاهدی از صومعه بیزار شد
زاهدی از صومعه بیزار شد
نیمه شبان بر در خمار شد
جام می از شاهد مستان گرفت
مست شد و بر سر بازار شد
رشته تسبیح فتادش ز دست
دام دلش حلقه زنار شد
از تن و سر خرفه و دستار را
کرد بیک سوی و سبکبار شد
سر چو بپای خم می بر نهاد
فارغ از اندیشه دستار شد