عبارات مورد جستجو در ۵ گوهر پیدا شد:
عطار نیشابوری : عذر آوردن مرغان
حکایت گور کنی که عمر دراز یافت
یافت مردی گورکن عمری دراز
سایلی گفتش که چیزی گوی باز
تا چو عمری گور کندی در مغاک
چه عجایب دیده‌ای در زیر خاک
گفت این دیدم عجایب حسب حال
کین سگ نفسم همی هفتاد سال
گور کندن دید و یک ساعت نمرد
یک دمم فرمان یک طاعت نبرد
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۱۲۸۹ - دو چشم شوخ تو با یکدیگر نمی‌سازند
دو چشم شوخ تو با یکدیگر نمی‌سازند
که در خرابی هم یکدلند میخواران
کسایی مروزی : دیوان اشعار
ای طبع سازوار ...
ای طبع سازوار ، چه کردم تو را ، چه بود
با من همی نسازی و دایم همی ژکی
وایدون فرو کشی به خوشی این می حرام
گویی که شیر مام ز مادر همی مکی
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۵۷۴ - دون طبع قدرش از هوس افزون نمی‌شود
دون طبع قدرش از هوس افزون نمی‌شود
خاک به بباد تاخته‌گردون نمی‌شود
دل خون‌کنید و ساغر رنگ وفا زنید
برک طرب به جامهٔ گلگون نمی‌شود
جایی‌که عشق ممتحن درد الفت است
آه از ستمکشی‌که دلش خون نمی‌شود
بگذار تا ز خاک سیه سرمه‌اش کشند
چشمی‌که محو صنعت بیچون نمی‌شود
در طبع خلق وسوسهٔ اعتبارها
خاری‌ست ناخلیده که بیرون نمی‌شود
بی‌بهره را ز مایهٔ امداد کس چه سود
دریا حریف کاسهٔ واژون نمی‌شود
بی‌پاسبان به خاک فرو رفته‌گنج زر
پر غافل‌ست خواجه ‌که قارون نمی‌شود
گل‌، یاد غنچه می‌کند و سینه می‌درّد
رفت آنکه جمع می‌شدم اکنون نمی‌شود
بیتاب عشق را ز در و دشت چاره نیست
لیلی خیال ما ز چه مجنون نمی‌شود
دل بر بهار ناز حنا دوخته‌ست چشم
تا بوسه بر کفت ندهد خون نمی‌شود
بیدل تامل اینهمه نتوان به‌کار برد
کز جوش سکته شعر تو موزون نمی‌شود
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۴۵ - چو پیر شدی لذت دوران هیچست
چو پیر شدی لذت دوران هیچست
کو هر چه خوردی بی در دندان هیچست
دندان دو صف لشگر سلطان تن است
لشگر چو شکست کار سلطان هیچست