عبارات مورد جستجو در ۳ گوهر پیدا شد:
ملک‌الشعرای بهار : غزلیات
شماره ۸۵ - ای نرگست به خلق در فتنه بازکن
ای نرگست به خلق در فتنه بازکن
وی سنبل تودست تطاول درازکن‌*
چشمانت را حذر بود از دیدن رقیب
همچون مریضکان ز مرگ احترازکن
الفت چگونه دست دهد بین ما وشیخ
ماکار بر حقیقت و او بر مجازکن
ما در درون میکده صهبا به جام ربز
شیخ از درون صومعه گردن درازکن
با دشمنان ز ضعف دم از دوستی زدیم
چون ملحدی به خاطر مردم نمازکن
کار بهار و یار به دور اوفتدکه هست
دایم بهار نازکش و یار نازکن
اوحدالدین کرمانی : الباب العاشر: البهاریات
شماره ۳۷ - در راه حقیقتی مجازی شاید
در راه حقیقتی مجازی شاید
وین رقص و سماع ما به بازی شاید
چون هر چه جز او هست شریکش باشد
می دان همه ملک خویش سازی شاید
نظام قاری : فردیات
شماره ۵۸ - برای جبه ما ابر میزند پنبه
برای جبه ما ابر میزند پنبه
برو زقوس قزح بین کمان حلاجی