تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۰ - ماه رمضان عجب مه روح‌فزاست
ماه رمضان عجب مه روح‌فزاست
آثار لطایف اندرین مه پیداست
رنگ همه چون رنگ نقاهت ز چه روست
گر نه رمضان مزیل امراض خطاست!
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۱ - ماییم که بی‌تکلّفی‌ها فن ماست
ماییم که بی‌تکلّفی‌ها فن ماست
در چار سوی گذشتگی مسکن ماست
رندی و نظربازی و مستی و جنون
ناموس هزار کار در گردن ماست
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۲ - درد تو تلافی تن آسانی‌هاست
درد تو تلافی تن آسانی‌هاست
عشق تو کفارة مسلمانی‌هاست
اندازة همّت پریشانان است
زلف تو که معراج پریشانی‌هاست
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۳ - در پیش کسی که علم و دانش بابست
در پیش کسی که علم و دانش بابست
توفیق مهیّا شدن اسبابست
اسباب چو جمع شد دگر کار از تست
توفیق برای سفرت مهتابست
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۴ - در گلشن عشق خرمی نایابست
در گلشن عشق خرمی نایابست
خار و گلش از تشنه لبی سیرابست
با غنچة گل در ته یک پیراهن
پژمردگی و شکفتگی در خوابست
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۵ - امشب ز غمت روح و روانم می‌سوخت
امشب ز غمت روح و روانم می‌سوخت
وز تاب تب جسم تو جانم می‌سوخت
زان تب که شب دوش ترا داشت به رنج
مغزی که نداشت استخوانم می‌سوخت
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۶ - فیّاض بیا که عشق بارت دادست
فیّاض بیا که عشق بارت دادست
وز فتنة عقل زینهارت دادست
مردانه بیا از سر هستی بگذر
کاین دجلة پر زور گذارت دادست
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۷ - ای شعله ز دست خوی بیدادگرت
ای شعله ز دست خوی بیدادگرت
می‌سوزم و هیچ نیست از من خبرت
گفتی که چو پروانه چه گردی گردم
می‌گردم قربان سرت گرد سرت
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۸ - امروز که دیدار تو ما را عیدست
امروز که دیدار تو ما را عیدست
از داغ تو سینه گلشن امیّدست
گلگونة روی تو ز خون دل ماست
ورنه زردی لازمة خورشیدست
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۹ - فیّاض دگر عشق عبارت دادست
فیّاض دگر عشق عبارت دادست
توفیق رواج کار و بارت دادست
کفّارة توبه‌ای که کردی به خزان
این توبه شکستن بهارت دادست
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۲۰ - آنرا که به اوصاف تو دید دگرست
آنرا که به اوصاف تو دید دگرست
از لطف تو هر لحظه نوید دگرست
با طاعت ما روی بهی نیست ولی
ما را به جناب تو امید دگرست
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۲۱ - آنم که ز خرّمی دلم را عارست
آنم که ز خرّمی دلم را عارست
وز عادت من خوی طرب بیزارست
بی‌حاصل از آن شدم که بختم پرورد
نخلی که به سایه پرورد بی‌بارست
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۲۲ - دل بست به خود تارِ تعلّق ز نخست
دل بست به خود تارِ تعلّق ز نخست
عقل آمد و این علاقه شد اندکست
آویخته بودیم به یک پا عمری
عشق آمد و این شکسته را کرد درست
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۲۳ - هر کس که تعلّقش به هستی بیش است
هر کس که تعلّقش به هستی بیش است
گر بگذرد از خویش به جای خویش است
تا هست، گذشتن هنرِ درویش است
وقتی که نباشد همه کس درویش است
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۲۴ - فیّاض کجایی که مرا حال خوشست
فیّاض کجایی که مرا حال خوشست
در عشق ویم ماه خوش و سال خوشست
در محنتم ایّام شب تیره نکوست
در آتشم احوال پر و بال خوشست
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۲۵ - آهم ز دل زبانه فرسود نشست
آهم ز دل زبانه فرسود نشست
از بوتة خارِ هستیم دود نشست
مانندة خار خشک در گلخن عشق
زودم آتش گرفت و هم زود نشست
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۲۶ - حسرت غم دیرینه دوا نتوانست
حسرت غم دیرینه دوا نتوانست
غم نیز به عهد خود وفا نتوانست
جز زلف بتان که سایه‌اش کم نشود
کس فکر پریشانی ما نتوانست
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۲۷ - دور افکندن نشانة خواستن است
دور افکندن نشانة خواستن است
ویران کردن برای آراستن است
پستت کردند تا بلندی طلبی
افتادن دانه بهر برخاستن است
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۲۸ - عشق است میی که ساقیش عرفانست
عشق است میی که ساقیش عرفانست
بی‌دست و پیاله دل به دل گردانست
فیّاض به درد عشق خو کن کاین درد
درمان هزار درد بیدرمانست
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۲۹ - بگذر ز ره و رسم، سعادت اینست
بگذر ز ره و رسم، سعادت اینست
بگذار هوای دل، شهادت اینست
برخیز ز عادت ار سعادت طلبی
در ملّت عشق خرق عادت اینست