تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۷۰ - دورم افکند چرخ اگر زان خورشید
دورم افکند چرخ اگر زان خورشید
گویا که کمال بنده در دوری دید
دیدی که نکرد ماه تحصیل کمال
تا دوریش از مهر به غایت نرسید
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۷۱ - دیروز که آن شکر لب از ما رنجید
دیروز که آن شکر لب از ما رنجید
می‌کرد زبان عتاب و لب می‌خندید
بر سینة مجروح اسیران بلا
آن می‌زد زخم و این نمک می‌پاشید
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۷۲ - تا پا سر زلفت از سر دوش کشید
تا پا سر زلفت از سر دوش کشید
خظ حلقة بندگیت در گوش کشید
دادی به دم خیره‌نگاهان خود را
تا آینه‌ات تنگ در آغوش کشید
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۷۳ - گر بی‌عمل از علم کسی بهره ندید
گر بی‌عمل از علم کسی بهره ندید
از علم ولی قفل عمل راست کلید
علمست چو چشم، و پا عمل، اندر راه
تا چشم ندید راه، پا ره نبرید
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۷۴ - آنرا که خبر ز عالم راز رسید
آنرا که خبر ز عالم راز رسید
در گوش سر از لُبّ دل آواز رسید
از عالم آغاز به انجام آمد
باز از ره انجام به آغاز رسید
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۷۵ - گر زانکه ز گفتگوی درس اسرار
گر زانکه ز گفتگوی درس اسرار
بر خاطر نازک تو باشد آزار
تو معدن فضلی و بود معدن را
آزار ز دست گنج خواهان بسیار
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۷۶ - در آرزوی وصال آن خوشرفتار
در آرزوی وصال آن خوشرفتار
زان‌رو که خلا محال باشد هر بار
خلوتگه دیده از همه پردازم
شاید که به دیده‌ام درآید ناچار
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۷۷ - در کشور فضل کرده یزدانت صدر
در کشور فضل کرده یزدانت صدر
خورشید برِ تو گه هلال و گه بدر
سرتاسر آفاق ترا بنده سزد
افسوس که مانده‌ای تو مجهول‌القدر
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۷۸ - دورم ز تو ای نگار خاکم بر سر
دورم ز تو ای نگار خاکم بر سر
سیلی خور روزگار خاکم بر سر
از شعله جدا چو اخگرم زنده هنوز
خاکم بر سر هزار خاکم بر سر
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۷۹ - در سایة سرو قدت ای مایة ناز
در سایة سرو قدت ای مایة ناز
از بهر وصال دل حسرت پرداز
خواهم شبکی چون شب هجران بی‌صبح
با فرصتکی چون سر زلف تو دراز
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۸۰ - فیاض ترا لاف حرامست هنوز
فیاض ترا لاف حرامست هنوز
طرز سخن تو ناتمامست هنوز
شعر تو چو میوه‌ای که نورس باشد
رنگین شده است لیک خامست هنوز
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۸۱ - تا چند ز کس تاب جفا آرد کس
تا چند ز کس تاب جفا آرد کس
گفتم به تو بس جفا و، بیرحمی، بس
آخر تن و جان خسته‌ای چند کشد
در عشق تو بار ناله بر دوش نفس
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۸۲ - نوروز شد و شکفت گلزار هوس
نوروز شد و شکفت گلزار هوس
گفتن به تو ای معلّم هرزه نفس
بر نوگل من جفا و بیرحمی بس
گل را به قفس نگه نمی‌دارد کس
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۸۳ - ای غنچه چه دلتنگ نشینی خوش باش
ای غنچه چه دلتنگ نشینی خوش باش
چون گل نفسی برآور و سرخوش باش
هر چند سبکبار تری کم خطری
تو باد شو و گو دو جهان آتش باش
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۸۴ - جانا چو گل شکفته بی‌شرم مباش
جانا چو گل شکفته بی‌شرم مباش
بر هم زن نام و ننگ و آزرم مباش
چون آینه روی دل به هر کس منما
خورشید صفت به هر کسی گرم مباش
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۸۵ - شرعست سپهری که نیابی خطرش
شرعست سپهری که نیابی خطرش
وز رجم نیابند شیاطین گذرش
خورشید درو نبی و ماهست بتول
اولاد نبی بروج اثنا عشرش
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۸۶ - آن شب که رسول ما سفر کرد به عرش
آن شب که رسول ما سفر کرد به عرش
سر از خم نه سپهر برکرد به عرش
جبریل چگونه آمد از عرش به زیر؟
ذات نبوی چسان گذر کرد به عرش؟
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۸۷ - دل یافت حیات ابد از خدمت فیض
دل یافت حیات ابد از خدمت فیض
جان زنده جاوید شد از صحبت فیض
جز وحشتم از خلق جهان نفزاید
تا انس لقب داد به من حضرت فیض
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۸۸ - فیّاض شدم ز وضع یاران دلتنگ
فیّاض شدم ز وضع یاران دلتنگ
زین بلهوسان کناره به صد فرسنگ
من شیشه و این سگ روشان سنگدلند
صورت نپذیرد الفت شیشه و سنگ
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۸۹ - هر چند که کعبه راست فضلی کامل
هر چند که کعبه راست فضلی کامل
در خاک نجف مرا به آید منزل
در پیش من از کعبه نکوتر نجفست
کان قبلة تن باشد و این قبلة دل