تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۹۰ - آن خاتم انبیا نبّی مرسل
آن خاتم انبیا نبّی مرسل
بر جمله مقدّم است در علم ازل
هر چند نتیجه هست آخر ز قیاس
در قصد چو بنگرند باشد اول
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۹۱ - ای گل شده بی‌رخ نکویت بدنام
ای گل شده بی‌رخ نکویت بدنام
وز شرم لب تو باده گردیده حرام
ابروی ترا هلال گفتم، مه نو
بالید به خود چنانکه شد ماه تمام
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۹۲ - بیمارم و آن نیم که یک جا افتم
بیمارم و آن نیم که یک جا افتم
می‌گردم و هر کجا رسم وا افتم
از ضعف چنان شدم که در سینه دلم
گر یاد تپیدن کند از پا افتم
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۹۳ - مشهور به عشق تو ستمگر گشتم
مشهور به عشق تو ستمگر گشتم
حرف غم عشق تو مکرّر گشتم
می‌ناز که مثل تو ندیدم هر چند
دفترچه حسن را سراسر گشتم
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۹۴ - هر چند که دور از درت می‌گردم
هر چند که دور از درت می‌گردم
برگرد دل ستمگرت می‌گردم
چون معنی دوری که به خاطر گردد
دورم ز تو و گرد سرت می‌گردم
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۹۵ - آخر ترک تو بیوفا دل کردم
آخر ترک تو بیوفا دل کردم
عهد تو به فرمان تو باطل کردم
شادی که به کام دشمنم کردی و من
شادم که رضای دوست حاصل کردم
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۹۶ - صد شکر که آهوی ترا صید شدم
صد شکر که آهوی ترا صید شدم
بر هم زن زهد و آفت شید شدم
زلف تو مرا ز دین و دنیا برهاند
در دام تو افتادم و بی‌قید شدم
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۹۷ - تا داغ غم عشق تو بر جان دارم
تا داغ غم عشق تو بر جان دارم
صد چاک به دل دست و گریبان دارم
طوفانم اگر ز دیده خیزد چه عجب
در دیده همه خیال طوفان دارم
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۹۸ - امروز به روی کار آبی دارم
امروز به روی کار آبی دارم
کز خوی تو وعدة عتابی دارم
منّت‌کش خور نیم که از عکس رخت
در هر بن موی آفتابی دارم
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۹۹ - کی جانب هند روی نیکو آرم
کی جانب هند روی نیکو آرم
من نیستم آنکه رو به هندو آرم
از یک هندوی بخت خود دل تنگم
در عالم هندوان چسان رو آرم
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۰۰ - سرگشتة اوّلم به آخر نرسم
سرگشتة اوّلم به آخر نرسم
درماندة باطنم به ظاهر نرسم
با آنکه خیالی شده‌ام در غم تو
داغم که چرا ترا به خاطر نرسم
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۰۱ - بینم چو وفا ز بی‌وفایی ترسم
بینم چو وفا ز بی‌وفایی ترسم
در روز وصاف از جدایی ترسم
مردم همه از روز جدایی ترسند
جز من که ز روز آشنایی ترسم
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۰۲ - از مکرِ خرد ز حد فزون می‌ترسم
از مکرِ خرد ز حد فزون می‌ترسم
وز حیلة عقل ذوفنون می‌ترسم
گفتی به خرد مگر ترا دشمنی است
نه نه که ز نفرین جنون می‌ترسم
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۰۳ - هر لحظه دُری نهد در آغوشم چشم
هر لحظه دُری نهد در آغوشم چشم
از خون جگر دهد می نوشم چشم
می‌نوشد و چشم خون مرا می‌بیند
یعنی که زبد همیشه می‌پوشم چشم
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۰۴ - چشم سیه یار نپرسی حالم؟
چشم سیه یار نپرسی حالم؟
بیمارم و یک بار نپرسی حالم؟
بیماران حال یکدگر می‌پرسند
ای نرگس بیمار نپرسی حالم؟
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۰۵ - غم نیست گر از درد غم افتاده شوم
غم نیست گر از درد غم افتاده شوم
غم آن باشد که از غم آزاده شوم
هر لحظه از آن شکست دل پیوندم
تا بهر شکست دگر آماده شوم
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۰۶ - من داغ علی به هیچ مرهم ندهم
من داغ علی به هیچ مرهم ندهم
خاک در او به آب زمزم ندهم
خاک در او ذخیره دارم در چشم
این خاک به خون هر دو عالم ندهم
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۰۷ - ما بر در دوست بی‌دلایل رفتیم
ما بر در دوست بی‌دلایل رفتیم
از راه فتادیم و به منزل رفتیم
ساحل‌طلبان غرقة گرداب شدند
ما از ره گرداب به ساحل رفتیم
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۰۸ - دل را ز می عشق تو بیهش کردیم
دل را ز می عشق تو بیهش کردیم
یکباره چراغ عقل خامش کردیم
صد مایه دانش فلاطونی را
خواندیم و بیاد تو فرامش کردیم
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۰۹ - بر فرق، کلاهِ خاک راهی داریم
بر فرق، کلاهِ خاک راهی داریم
در کشور پوست تخت شاهی داریم
گنجینه نیستی پرست از همه چیز
در کیسة فقر هر چه خواهی داریم