تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۷ - با شانه شبی بگفتم ای عقده گشا
با شانه شبی بگفتم ای عقده گشا
چون شد که شدی ز قید آن طره رها
گفتا که به کار غیر همت کردم
یعنی که گره گشودم از کار صبا
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۱ - شد دور چو از نظر غبار من و ما
شد دور چو از نظر غبار من و ما
آن یکه سوار ناگهان شد پیدا
یعنی که شدیم نیست و اندر همه جا
دیدیم خدا هست خدا هست خدا
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۳ - یا شاه نجف ببین من حیران را
یا شاه نجف ببین من حیران را
محروم مران ز درگهت مهمان را
ای شاه تو میزبان خوان ملکی
اطعام کن این گدای سرگردان را
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۴ - ای مظهر کل هویت یزدان را
ای مظهر کل هویت یزدان را
ای مهر تو گوهر صدف ایمان را
از چنگ سگ نفس رها ساز مرا
آن سان که ز شیر حضرت سلمان را
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۹ - گر وعده ی بهشت یا جحیم است تو را
گر وعده ی بهشت یا جحیم است تو را
از روز جزا نه جای بیم است تو را
چون خلقت خلق روی اصل کرم است
خوش باش که کار با کریمست تو را
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۰ - ای آنکه به هر نفس هوائیست تو را
ای آنکه به هر نفس هوائیست تو را
بر کردهٔ نیک و بد جزائیست تو را
هریک نفس افزوده شود بر عمرت
هشدار که آن عمر جدائیست تو را
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۸ - ای دوست به جان مایلم اکرام تو را
ای دوست به جان مایلم اکرام تو را
احسان شمرم دعا و دشنام تو را
ناکامی من اگر که کام دل تست
ناکامی خویش خواهم و کام تو را
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۶ - ای مهر تو کیش و عشق تو مذهب ما
ای مهر تو کیش و عشق تو مذهب ما
در راه طلب تو آخرین مطلب ما
بی‌روی تو خورشید نهان گشته به ابر
باز آی که یکسان شده روز و شب ما
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۱ - ای نفس من ای همیشه مایل به ذنوب
ای نفس من ای همیشه مایل به ذنوب
تا چند کنی ز مردمان ستر عیوب
گر زیرک و صاحب فن و صاحب هنری
رو ستر عیوب کن ز علام غیوب
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۲ - بیماری خود دوش نمودم به طبیب
بیماری خود دوش نمودم به طبیب
گفتا بود این درد ز هجران حبیب
گفتم که علاج آن چه باشد گفتا
یا وصل حبیب تست یا خون رقیب
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۴ - دانی چه بود حاصل اخبار روات
دانی چه بود حاصل اخبار روات
آید چه به کف ز عقل و نقل و آیات
ایمان که تو را می دهد از کفر نجات
و آن مهر علیست بر محمد صلوات
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۸ - از مطلع هستی و ظهور ذرات
از مطلع هستی و ظهور ذرات
تا مقطع عالم و قیام عرصات
یک یک ز لسان جمله ی موجودات
بر عارض پر نور محمد صلوات
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۹ - حقا که علی به حق بود مظهر ذات
حقا که علی به حق بود مظهر ذات
زیرا که ز حق ظاهر از او گشت صفات
چون ذات و صفات عین یکدیگر شد
اظهار صفات ذات را کرد اثبات
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۶ - ای نام تو جان بخش‌تر از آب حیات
ای نام تو جان بخش‌تر از آب حیات
محتاج تو خلقی به حیات و به ممات
از بعثت انبیا و ارسال رسل
مقصود تو بودی به محمد (ص) صلوات
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۳۶ - می آمد و شهد از لب خندان می ریخت
می آمد و شهد از لب خندان می ریخت
می رفت و به دل تیر ز مژگان می ریخت
از حسرت موی و روی خود خون جگر
از دیدهٔ کافر و مسلمان می ریخت
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۳۷ - از شمع به شب آتش سوزان می ریخت
از شمع به شب آتش سوزان می ریخت
پروانه به پیش قدمش جان می ریخت
وین طرفه که شمع عاشق خود می سوخت
وز غصهٔ او اشک به دامان می ریخت
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۵ - نه چرخ که بر فراز هم نه طبق است
نه چرخ که بر فراز هم نه طبق است
از دفتر مدح مرتضی یک ورق است
دیدار حق ار طلب نمائی حق را
در شخص علی ببین که مرآت حقست
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۳۴ - ای مرده دلان مردهٔ مرده‌پرست
ای مرده دلان مردهٔ مرده‌پرست
وقعی ننهد بر بزرگی تا هست
از گرسنگی چو او درافتاد ز پای
آنگاه به گور می‌برندش سردست
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۳۱ - گفتم به خرد کی به همه بالا دست
گفتم به خرد کی به همه بالا دست
بر گوی که هستی به چه باشد پابست
او صفحه و خامه ای‌طلب کرد از من
بنوشت محبت و قلم را بشکست
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۵ - گفتم به خرد کی به همه بالادست
گفتم به خرد کی به همه بالادست
بر گوی که هستی به چه باشد پابست
او صفحه و خامه‌ای طلب کرد از من
بنوشت محبت و قلم را بشکست