تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۴۱ - هر دل که اسیر عشق دلبر گردد
هر دل که اسیر عشق دلبر گردد
هر دم گذرد غمش فزونتر گردد
هر غم به زمانه کاهد‌ اما غم عشق
هر روز فزون ز روز دیگر گردد
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۴ - دانی ز چه عید باستان می‌خندد
دانی ز چه عید باستان می‌خندد
بر روی جهانیان جهان می‌خندد
بنشسته علی جای نبی در نوروز
زین مژده زمین و آسمان می‌خندد
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۲ - آن استر بارکش که خود باری برد
آن استر بارکش که خود باری برد
وان اشتر بی‌زبان که خودخاری خورد
صد ره به از آدمی که از مادر خویش
زاد آدم و ظالم شد و چون ماری مرد
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۶ - خود بد بود آنکس که بدم نام برد
خود بد بود آنکس که بدم نام برد
خود نیک بود هر آنکه نیکم شمرد
از صاف دلی من به مثل آینه‌ام
در آینه هرکه روی خود می‌نگرد
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۵۰ - خورشید که عالمی مزین دارد
خورشید که عالمی مزین دارد
دانی چه بیان با تو و با من دارد
گوید که شوید روشنی بخش کسان
تا چون منتان خدای روشن دارد
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۵ - امروز که هرکه حال زاری دارد
امروز که هرکه حال زاری دارد
بر پای دلش ز غصه خاری دارد
روز کمک است هر قدر بتوانی
دریاب که هر گلی بهاری دارد
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۴۳ - بالای تو هرگه که ز جا برخیزد
بالای تو هرگه که ز جا برخیزد
صدگونه بلا به یکدیگر آمیزد
در حالت راستی چه خون‌ها ریزد
اینجاست که راست فتنه می‌انگیزد
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۵۱ - سعیت نه بس اینکه قوت بر حلق رسد
سعیت نه بس اینکه قوت بر حلق رسد
یا دخل تو افزاید و بر دلق رسد
تا عاقبتت به خیر گردد آن کن
کز سعی و عمل خیر تو بر خلق رسد
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۴۴ - چون بهر وجود موج زن ز اسما شد
چون بهر وجود موج زن ز اسما شد
زان موج حباب آدمی پیدا شد
پس باد اجل وزید از سمت قضا
بشکست حباب و محو در دریا شد
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۴۷ - اسلام چو از نصب علی کامل شد
اسلام چو از نصب علی کامل شد
اکملت ز حق به مصطفی نازل شد
واضح ز رضیت گشت این کز اسلام
در نصب علی رضای حق حاصل شد
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۱ - خفت بکسان مده کسان محترمند
خفت بکسان مده کسان محترمند
از خرد و کلان پیر و جوان محترمند
گر راه به توحید بیابی دانی
کافراد بشر یکان‌یکان محترمند
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۴۸ - شاهی که به اسرار جهان دانا بود
شاهی که به اسرار جهان دانا بود
از رتبه به کل ما خلق مولا بود
شب‌ها به خرابه‌ها ز روی شفقت
همدم به جذامیان نابینا بود
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۴۶ - ای داده مرا بقدرت خویش وجود
ای داده مرا بقدرت خویش وجود
ننموده دمی قطع ز من رشتهٔ جود
در هر نفس آن جود مضاعف طلبم
دارد طمعی چنین به موجد موجود
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۴۰ - ای آنکه تو را بر آستان خوانده شود
ای آنکه تو را بر آستان خوانده شود
هرکس که ز هر پناهگه رانده شود
ای پیر طریق خضر ای شاه شهید
مگذار صغیر خسته وامانده شود
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۴۵ - گوئی که چسان جهان نوردیده شود
گوئی که چسان جهان نوردیده شود
رودیده بدست آر که آن دیده شود
این بزم به پیش دیدهٔ اهل نظر
در هر نفسی چیده و برچیده شود
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۴۹ - حرفی که نه چون مویز هوش افزاید
حرفی که نه چون مویز هوش افزاید
بادام صفت پرده بر آن میباید
این شیوه ز پسته باید‌ آموخت که آن
تا مغز نباشدش دهان نگشاید
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۳ - صد شکر که از لطف خداوند مجید
صد شکر که از لطف خداوند مجید
با سبزه و گل ز راه باز‌ام د عید
ای یار تو را بکام دل این نوروز
ای دوست ترا مبارک این عید سعید
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۰ - زان داده دو شانه‌ات خدای اکبر
زان داده دو شانه‌ات خدای اکبر
تا بار پدر کشتی و بار مادر
گر این دو نباشند رضا از تو مجوی
اندر دو جهان رضای خود از داور
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۸ - یارب به رسالت رسولان کبار
یارب به رسالت رسولان کبار
یارب به مقام و رتبه‌ی هشت و چهار
یارب به شهیدان صف کرب و بلا
ما را نفسی به خویشتن وامگذار
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۷ - از روز ازل هماره تا یوم نشور
از روز ازل هماره تا یوم نشور
از آنچه که دور میزند چرخ یدور
یکدور غرض ز آن همه دور است آنهم
دوری که در آن دور علی کرد ظهور