تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۴۹ - یا‌رب همه عالم به پناهی نازند
یا‌رب همه عالم به پناهی نازند
بر مال و زر و مکنت و جاهی نازند
رندان گدای تو ننازند بهیچ
نازند اگر بچون تو شاهی نازند
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۵۰ - ای آنکه دل شکسته جای تو بود
ای آنکه دل شکسته جای تو بود
عالم همه پرتو لقای تو بود
گویند که نفی غیر اثبات حق است
نفی که کنم که او سوای تو بود
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۵۱ - زاهد که مواعظش بجز نیش نبود
زاهد که مواعظش بجز نیش نبود
صوفی که دمی بحالت خویش نبود
افسوس که مردان قلندر رفتند
گشتیم بسی اثر ز درویش نبود
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۵۲ - ای برتر از آنکه برتو ادراک رسد
ای برتر از آنکه برتو ادراک رسد
یا وهم بلند و عقل چالاک رسد
ره در تو بغیر ما عرفناک نبود
عقلی که رسد به ما عرفناک رسد
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۵۳ - هر کس که رهی گزید رهبر نشود
هر کس که رهی گزید رهبر نشود
هر حیه دری بدهر حیدر نشود
کی گام پی صفیعلی شاه نهد
تا مرد مجرد و قلندر نشود
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۵۴ - درویش اگر فنای فی‌ الله شود
درویش اگر فنای فی‌ الله شود
ز اسرار وجود جمله آگاه شود
اما نرسد کسی باین رتبه مگر
بر وی نظری ز مرشد راه شود
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۵۵ - رفتن بخرابات حسابی دارد
رفتن بخرابات حسابی دارد
رو همره آنکه فتح بابی دارد
این درس بمستی و خرابی خوانند
نه مدرسه‌ای و نه کتابی دارد
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۵۶ - میخانه ما گشاده با بی دارد
میخانه ما گشاده با بی دارد
دلها همه را زنده بآبی دارد
نقصی نبود دلیل آبادی اوست
مانند صفی اگر خرابی دارد
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۵۷ - خوش آنکه حدیث کفر و ایمان نشنید
خوش آنکه حدیث کفر و ایمان نشنید
افسانه کافر و مسلمان نشیند
جز جام شراب و دست ساقی نشناخت
جز نان نگار و حرف جانان نشنید
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۵۸ - باری ز جنون و عقل ما بار نشد
باری ز جنون و عقل ما بار نشد
این باب بحیله بر کسی باز نشد
وین نقص کمال و کفر و دین کار نشد
وین یار بشیوه با کسی یار نشد
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۵۹ - هر لحظه صفی حساب ره باید کرد
هر لحظه صفی حساب ره باید کرد
چاه است بهر قدم نگه باید کرد
رحمت پی رحمت آید از رب غفور
اما نه گنه پی گنه باید کرد
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۶۰ - چون بود ظهور لازم ذات وجود
چون بود ظهور لازم ذات وجود
ظاهر شدنش هم از ره رحمت بود
امروز که شد بوصف رحمت ظاهر
نامی ز گنه نماند وین شد مشهود
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۶۱ - حاشا که کسی شراب را فاش خورد
حاشا که کسی شراب را فاش خورد
با مرد ژاژخای فحاش خورد
می آنکه بکج طبعی و پرخاش خورد
آدم نبود سگی بود لاش خورد
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۶۲ - عاقل می پخته را به خامی نخورد
عاقل می پخته را به خامی نخورد
مقسوم خواص پیش عامی نخورد
می خوردن فاش و بد بود شرب یهود
این لقمه کسی باین حرامی نخورد
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۶۳ - امید مراست ز آفرینده خود
امید مراست ز آفرینده خود
کو عفو کند جرائم بنده خود
زیننده او عطاست و ز بنده خطا
هر کس کند آنچه هست زیبنده خود
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۶۴ - گویند گناه چونکه پیوسته شود
گویند گناه چونکه پیوسته شود
بر حق در بازگشت ما بسته شود
روزی صد اگر توبه بشکسته شود
حق این نشود که از عطا خسته شود
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۶۵ - ای لطف تو ار حوادث دهر ملاذ
ای لطف تو ار حوادث دهر ملاذ
باب کرمت رفته خلق معاذ
از حکم تو هست کار عالم بنظام
وز امر تو هست امر وحدت بنفاذ
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۶۶ - نیکی کنی ار بخلق منت مگذار
نیکی کنی ار بخلق منت مگذار
بیننی اگر از کسی بدی سهل شمار
آور بنظر که چشم نیکی ز خدای
می‌داری و هم بذی و هم بد کردار
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۶۷ - ای نار خدای پاک و بیمثل و نظیر
ای نار خدای پاک و بیمثل و نظیر
افتاده سرم زبار عصیان برزیر
جرمم تو بجمع رحمت خویش ببخش
دستم تو بدست قدرت خویش بگیر
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۶۸ - گرباده خوری با صنمی زیبا خور
گرباده خوری با صنمی زیبا خور
یا با مردی قوی دلی دانا خور
گر نیست ترا رفیق و یاری همدم
می‌ هیچ مخور و گر خوری تنها خور