تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۷۹ - ای پیر و جوان دهر شاد از غم تو
ای پیر و جوان دهر شاد از غم تو
فارغ دل هیچ کس مباد از غم تو
مسکین من بیچاره درین عالم خاک
سرگردانم چو گرد باد از غم تو
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۸۰ - ای نالهٔ پیر قرطه پوش از غم تو
ای نالهٔ پیر قرطه پوش از غم تو
وی نعرهٔ رند می‌فروش از غم تو
افغان مغان نیره‌نوش از غم تو
خون دل عاشقان بجوش از غم تو
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۸۱ - ای آمده کار من به جان از غم تو
ای آمده کار من به جان از غم تو
تنگ آمده بر دلم جهان از غم تو
هان ای دل و دیده تا به سر برنکنم
خاک همه دشت خاوران از غم تو
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۸۲ - ای نالهٔ پیر خانقاه از غم تو
ای نالهٔ پیر خانقاه از غم تو
وی گریهٔ طفل بی‌گناه از غم تو
افغان خروس صبح گاه از غم تو
آه از غم تو هزار آه از غم تو
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۸۳ - ای خالق ذوالجلال و ای رحمان تو
ای خالق ذوالجلال و ای رحمان تو
سامان ده کار بی سر و سامان تو
خصمان مرا مطیع من می‌گردان
بی رحمان را ز چشم من گردان تو
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۸۴ - ای کعبه پرست چیست کین من و تو
ای کعبه پرست چیست کین من و تو
صاحب نظرند خرده بین من و تو
گر بر سنجند کفر و دین من و تو
دانند نهایت یقین من و تو
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۸۵ - هر چند که یار سر گرانست به تو
هر چند که یار سر گرانست به تو
غمگین نشوی که مهربانست به تو
دلدار مثال صورت آینه است
تا تو نگرانی نگرانست به تو
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۸۶ - ای در دل من اصل تمنا همه تو
ای در دل من اصل تمنا همه تو
وی در سر من مایهٔ سودا همه تو
هر چند به روزگار در می‌نگرم
امروز همه تویی و فردا همه تو
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۸۷ - ای در دل و جان صورت و معنی همه تو
ای در دل و جان صورت و معنی همه تو
مقصود همه زدین و دنیی همه تو
هم با همه همدمی و هم بی همه تو
ای با همه تو بی همه تو نی همه تو
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۸۸ - شبهای دراز ای دریغا بی تو
شبهای دراز ای دریغا بی تو
تو خفته بناز ای دریغا بی تو
دوری و فراق ای دریغا بی تو
من در تک و تاز ای دریغا بی تو
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۸۹ - درد دل من دواش می‌دانی تو
درد دل من دواش می‌دانی تو
سوز دل من سزاش می‌دانی تو
من غرق گنه پردهٔ عصیان در پیش
پنهان چه کنم که فاش می‌دانی تو
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۹۰ - ای شمع دلم قامت سنجیدهٔ تو
ای شمع دلم قامت سنجیدهٔ تو
وصل تو حیوت این ستمدیدهٔ تو
چون آینه پر شد دلم از عکس رخت
سویت نگرم ولیک از دیدهٔ تو
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۹۱ - من میشنوم که می نبخشایی تو
من میشنوم که می نبخشایی تو
هر جا که شکسته‌ایست آنجایی تو
ما جمله شکستگان درگاه توایم
در حال شکستگان چه فرمایی تو
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۹۲ - ما را نبود دلی که کار آید ازو
ما را نبود دلی که کار آید ازو
جز ناله که هر دمی هزار آید ازو
چندان گریم که کوچه‌ها گل گردد
نی روید و نالهای زار آید ازو
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۹۳ - زلفش بکشی شب دراز آید ازو
زلفش بکشی شب دراز آید ازو
ور بگذاری چنگل باز آید ازو
ور پیچ و خمش ز یک دگر باز کنی
عالم عالم مشک فراز آید ازو
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۹۴ - عشقست که شیر نر زبون آید ازو
عشقست که شیر نر زبون آید ازو
از هر چه گمان بری فزون آید ازو
گه دشمنیی کند که مهر افزاید
گه دوستیی که بوی خون آید ازو
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۹۵ - ابر از دهقان که ژاله می‌روید ازو
ابر از دهقان که ژاله می‌روید ازو
دشت از مجنون که لاله می‌روید ازو
خلد از صوفی و حور عین از زاهد
ما و دلکی که ناله می‌روید ازو
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۹۶ - سودای سر بی سر و سامان یک سو
سودای سر بی سر و سامان یک سو
بی مهری چرخ و دور گردان یکسو
اندیشهٔ خاطر پریشان یک سو
اینها همه یک سو غم جانان یکسو
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۹۷ - ای دل چو فراق یار دیدی خون شو
ای دل چو فراق یار دیدی خون شو
وی دیده موافقت بکن جیحون شو
ای جان تو عزیزتر نه‌ای از یارم
بی یار نخواهمت زتن بیرون شو
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۹۸ - ای در صفت ذات تو حیران که و مه
ای در صفت ذات تو حیران که و مه
وز هر دو جهان خدمت درگاه تو به
علت تو ستانی و شفا هم تو دهی
یا رب تو به فضل خویش بستان و بده