تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
حافظ : رباعیات
رباعی ۲۱ - عشق رخ یار بر من زار مگیر
عشق رخ یار بر من زار مگیر
بر خسته دلان رند خمار مگیر
صوفی چو تو رسم رهروان می‌دانی
بر مردم رند نکته بسیار مگیر
حافظ : رباعیات
رباعی ۲۲ - در سنبلش آویختم از روی نیاز
در سنبلش آویختم از روی نیاز
گفتم من سودازده را کار بساز
گفتا که لبم بگیر و زلفم بگذار
در عیش خوش‌آویز نه در عمر دراز
حافظ : رباعیات
رباعی ۲۳ - مردی ز کنندهٔ در خیبر پرس
مردی ز کنندهٔ در خیبر پرس
اسرار کرم ز خواجهٔ قنبر پرس
گر طالب فیض حق به صدقی حافظ
سر چشمهٔ آن ز ساقی کوثر پرس
حافظ : رباعیات
رباعی ۲۴ - چشم تو که سحر بابل است استادش
چشم تو که سحر بابل است استادش
یا رب که فسونها برواد از یادش
آن گوش که حلقه کرد در گوش جمال
آویزهٔ در ز نظم حافظ بادش
حافظ : رباعیات
رباعی ۲۵ - ای دوست دل از جفای دشمن درکش
ای دوست دل از جفای دشمن درکش
با روی نکو شراب روشن درکش
با اهل هنر گوی گریبان بگشای
وز نااهلان تمام دامن درکش
حافظ : رباعیات
رباعی ۲۶ - ماهی که نظیر خود ندارد به جمال
ماهی که نظیر خود ندارد به جمال
چون جامه ز تن برکشد آن مشکین خال
در سینه دلش ز نازکی بتوان دید
مانندهٔ سنگ خاره در آب زلال
حافظ : رباعیات
رباعی ۲۷ - در باغ چو شد باد صبا دایهٔ گل
در باغ چو شد باد صبا دایهٔ گل
بربست مشاطه‌وار پیرایهٔ گل
از سایه به خورشید اگرت هست امان
خورشید رخی طلب کن و سایهٔ گل
حافظ : رباعیات
رباعی ۲۸ - لب باز مگیر یک زمان از لب جام
لب باز مگیر یک زمان از لب جام
تا بستانی کام جهان از لب جام
در جام جهان چو تلخ و شیرین به هم است
این از لب یار خواه و آن از لب جام
حافظ : رباعیات
رباعی ۲۹ - در آرزوی بوس و کنارت مردم
در آرزوی بوس و کنارت مردم
وز حسرت لعل آبدارت مردم
قصه نکنم دراز کوتاه کنم
بازآ بازآ کز انتظارت مردم
حافظ : رباعیات
رباعی ۳۰ - عمری ز پی مراد ضایع دارم
عمری ز پی مراد ضایع دارم
وز دور فلک چیست که نافع دارم
با هر که بگفتم که تو را دوست شدم
شد دشمن من وه که چه طالع دارم
حافظ : رباعیات
رباعی ۳۱ - من حاصل عمر خود ندارم جز غم
من حاصل عمر خود ندارم جز غم
در عشق ز نیک و بد ندارم جز غم
یک همدم باوفا ندیدم جز درد
یک مونس نامزد ندارم جز غم
حافظ : رباعیات
رباعی ۳۲ - چون باده ز غم چه بایدت جوشیدن
چون باده ز غم چه بایدت جوشیدن
با لشگر غم چه بایدت کوشیدن
سبز است لبت ساغر از او دور مدار
می بر لب سبزه خوش بود نوشیدن
حافظ : رباعیات
رباعی ۳۳ - ای شرمزده غنچهٔ مستور از تو
ای شرمزده غنچهٔ مستور از تو
حیران و خجل نرگس مخمور از تو
گل با تو برابری کجا یارد کرد
کاو نور ز مه دارد و مه نور از تو
حافظ : رباعیات
رباعی ۳۴ - چشمت که فسون و رنگ می‌بازد از او
چشمت که فسون و رنگ می‌بازد از او
افسوس که تیر جنگ می‌بارد از او
بس زود ملول گشتی از همنفسان
آه از دل تو که سنگ می‌بارد از او
حافظ : رباعیات
رباعی ۳۵ - ای باد حدیث من نهانش می‌گو
ای باد حدیث من نهانش می‌گو
سر دل من به صد زبانش می‌گو
می‌گو نه بدانسان که ملالش گیرد
می‌گو سخنی و در میانش می‌گو
حافظ : رباعیات
رباعی ۳۶ - ای سایهٔ سنبلت سمن پرورده
ای سایهٔ سنبلت سمن پرورده
یاقوت لبت در عدن پرورده
همچون لب خود مدام جان می‌پرور
زان راح که روحیست به تن پرورده
حافظ : رباعیات
رباعی ۳۷ - گفتی که تو را شوم مدار اندیشه
گفتی که تو را شوم مدار اندیشه
دل خوش کن و بر صبر گمار اندیشه
کو صبر و چه دل، کنچه دلش می‌خوانند
یک قطرهٔ خون است و هزار اندیشه
حافظ : رباعیات
رباعی ۳۸ - آن جام طرب شکار بر دستم نه
آن جام طرب شکار بر دستم نه
وان ساغر چون نگار بر دستم نه
آن می‌که چو زنجیر بپیچد بر خود
دیوانه شدم بیار بر دستم نه
حافظ : رباعیات
رباعی ۳۹ - با شاهد شوخ شنگ و با بربط و نی
با شاهد شوخ شنگ و با بربط و نی
کنجی و فراغتی و یک شیشهٔ می
چون گرم شود ز باده ما را رگ و پی
منت نبریم یک جو از حاتم طی
حافظ : رباعیات
رباعی ۴۰ - قسام بهشت و دوزخ آن عقده گشای
قسام بهشت و دوزخ آن عقده گشای
ما را نگذارد که درآییم ز پای
تا کی بود این گرگ ربایی، بنمای
سرپنجهٔ دشمن افکن ای شیر خدای