تعداد ۹۶۸۵ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۲۷ - به قدر حوصله‌ها جام می دهد ساقی
به قدر حوصله‌ها جام می دهد ساقی
اگر چه بادهٔ خمخانه را نهایت نیست
بیا که مجلس عشق است و عاشقان سرمست
چنین مقام خوشی در همه ولایت نیست
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۱۰۷ - چو پادشاه در عالم گدای حضرت اوست
چو پادشاه در عالم گدای حضرت اوست
گدای حضرت او باش و پادشاهی کن
چو در طریق مروت موافقت شرط است
مکن مخالفت او و هر چه خواهی کن
به نزد اهل ارادت ، توئی مناهی تو است
رضای او طلب و توبه از مناهی کن
اگر امید نداری به صبح روز وصال
می شبانه خورد و خواب صبحگاهی کن
در آ به خلوت دیده چه نور خوش می بین
وطن چو مردمک دیده در سیاهی کن
به چشم ما نظری کن که نور او بینی
نظر به دیدهٔ این مظهر الهی کن
مباش بندهٔ دنیا بیا و چون سید
بکوش و سلطنت از ماه تا به ماهی کن
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۱۱۳ - منم که همت من جز خدا نمی جوید
منم که همت من جز خدا نمی جوید
خوشست همت عالی که باد پاینده
مرا به سایهٔ طوبی چه التفات بود
که هست سایهٔ من آفتاب تابنده
تو راست دنیی وعقبی مراست حضرت او
تو راست خطهٔ دارا مراست دارنده
به نور طلعت او روشنست دیدهٔ ما
چه جای روشنی آفتاب تابنده
به روی او در میخانه را گشادم باز
ببین تو مرحمت حضرت گشاینده
ز روی خود به کرم ساز بینوا بنواخت
بیا و گوش کن آواز آن نوازنده
اگر یکی به هزار آینه نماید رو
هزار رو بنماید یکی نماینده
مرو که شاه جهانی مرا غلام بود
از آنکه سید خود را به جان شدم بنده
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۱۱۴ - منم که همت من جز خدا نمی جوید
منم که همت من جز خدا نمی جوید
خوش است همت عالی که باد پاینده
هزار مطرب عشاق را نوا سازم
چو ساز ما بنوازد به لطف سازنده
به هر طرف که نظر می کنم به دیدهٔ خود
هزار آینه بینم یکی نماینده
تو راست گوشهٔ عقل و مراست خلوت عشق
توراست خطهٔ دارا مراست دارنده
غلام سیدم و پادشاه هر دوجهان
عجب مدار که سلطان مرا بود بنده
شاه نعمت‌الله ولی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۴۲ - به قدر حوصله ای جام می دهد ساقی
به قدر حوصله ای جام می دهد ساقی
اگر چه بادهٔ خمخانه را نهایت نیست
بیا که مجلس عشقست و عاشقان سرمست
چنین مقام خوشی در همه ولایت نیست
شاه نعمت‌الله ولی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۴۶ - اگر چنانچه بزرگی به شکل انسان است
اگر چنانچه بزرگی به شکل انسان است
شتر میان بزرگان هم از بزرگانست
در این مقام بزرگی به قدر قیمت نیست
قبول حضرت حق هر که شد بزرگ آن است
شاه نعمت‌الله ولی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۴۷ - دلیل ما به خدا حضرت خداوند است
دلیل ما به خدا حضرت خداوند است
مراد ما همه از خدمت خداوند است
به هر چه مینگرم عین نعمت الله است
ببین که نعمت ما نعمت خداوند است
شاه نعمت‌الله ولی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۵۲ - بدان که حضرت اعلی نمی توان دانست
بدان که حضرت اعلی نمی توان دانست
ز ذات او به جز اسما نمی توان دانست
هر آنکه ممکن دانستن است دانستیم
ولی حقیقت او را نمی توان دانست
شاه نعمت‌الله ولی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۷۲ - بدان که حضرت اعلی نمی ‌توان دانست
بدان که حضرت اعلی نمی ‌توان دانست
ز ذات او به جز اسما نمی‌توان دانست
هر آنچه ممکن دانستن است دانستیم
ولی حقیقت او را نمی ‌توان دانست
شاه نعمت‌الله ولی : مفردات
شماره ۵۱ - به سایه روی منه رو به آفتاب آور
به سایه روی منه رو به آفتاب آور
به آفتاب نشین و ز نور او بر خور
شاه نعمت‌الله ولی : مفردات
شماره ۵۲ - به قدر روزنه تابد به خانه نور قمر
به قدر روزنه تابد به خانه نور قمر
اگر به مشرق و مغرب ضیاش نام بود
شاه نعمت‌الله ولی : مفردات
شماره ۵۴ - به نور طلعت تو یافتم جمال تو را
به نور طلعت تو یافتم جمال تو را
به آفتاب توان دید آفتاب کجاست
شاه نعمت‌الله ولی : مفردات
شماره ۵۵ - به هر چه می ‌نگرم نور طلعت شاه است
به هر چه می ‌نگرم نور طلعت شاه است
به هر طرف که روان می شوم همه راه است
شاه نعمت‌الله ولی : مفردات
شماره ۵۶ - به هر طرف که روان می ‌شوید ملک شماست
به هر طرف که روان می ‌شوید ملک شماست
اگر به جانب شروان روید اولی تر
شاه نعمت‌الله ولی : مفردات
شماره ۵۸ - به هر چه می نگرم نور طلعت شاه است
به هر چه می نگرم نور طلعت شاه است
به هر طرف که روان می شوم همه راه است
شاه نعمت‌الله ولی : مفردات
شماره ۷۵ - تو را چکار که در سفره چیست یا ز کجاست
تو را چکار که در سفره چیست یا ز کجاست
بخور ز روی ارادت که نعمت‌اللّه است
شاه نعمت‌الله ولی : مفردات
شماره ۸۸ - چو خسرو از لب شیرین نمی ‌برد کامی
چو خسرو از لب شیرین نمی ‌برد کامی
قیاس کن که به فرهاد کوه کن چه رسد
شاه نعمت‌الله ولی : مفردات
شماره ۱۷۸ - علی الصباح به میخانه خوش روان گشتیم
علی الصباح به میخانه خوش روان گشتیم
شراب ناب بخوردیم و مست از آن گشتیم
شاه نعمت‌الله ولی : مفردات
شماره ۲۲۲ - محب آل محمد چو بایزید بود
محب آل محمد چو بایزید بود
اگر چنانکه چنین نیست بایزید بود
شاه نعمت‌الله ولی : مفردات
شماره ۲۵۳ - وجود علم و عمل چون عطای حضرت اوست
وجود علم و عمل چون عطای حضرت اوست
جزاء علم و عمل محض لطف و سنت اوست