تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
انوری : رباعیات
رباعی ۴۱۰ - گفتی که به هر قطعه مرا هر باری
گفتی که به هر قطعه مرا هر باری
از خواجه به تازگی برآید کاری
دوران شماست ای برادر آری
ما را به سه چار و پنج خدمت داری
انوری : رباعیات
رباعی ۴۱۱ - ای دل به غم عشق بدین دشواری
ای دل به غم عشق بدین دشواری
آسان آسان پرده مگر برداری
ور هست وگر نیست به کامت باری
آن دم که به کام دل یاری یاری
انوری : رباعیات
رباعی ۴۱۲ - بر سنگ قناعت ار عیاری داری
بر سنگ قناعت ار عیاری داری
از نیک و بد جهان کناری داری
ور با همه کس بهر خلافی که رود
در کار شوی دراز کاری داری
انوری : رباعیات
رباعی ۴۱۳ - در بنده به دیدهٔ دگر می‌نگری
در بنده به دیدهٔ دگر می‌نگری
با این همه خوش دلم چو درمی‌نگری
هر روز سپس ترست کارم با تو
در من نه به چشم پیشتر می‌نگری
انوری : رباعیات
رباعی ۴۱۴ - چون چنگ خودم به عمری ار بنوازی
چون چنگ خودم به عمری ار بنوازی
هم در ساعت پردهٔ خواری سازی
آن را که چو زیر کرد گویا غم تو
چون زیر گسسته‌اش برون اندازی
انوری : رباعیات
رباعی ۴۱۵ - چون صبح درآمد به جهان‌افروزی
چون صبح درآمد به جهان‌افروزی
معشوقه به گاه رفتن از دلسوزی
می‌گفت و گری که با من غم روزی
صبحا ز شفق چون شفقت ناموزی
انوری : رباعیات
رباعی ۴۱۶ - بر جان منت نیست دمی دلسوزی
بر جان منت نیست دمی دلسوزی
بر وصل توام نیست شبی پیروزی
در عشق کسی بود بدین بد روزی
وای من مستمند هجران روزی
انوری : رباعیات
رباعی ۴۱۷ - هرکو به مواظبت بخواند چیزی
هرکو به مواظبت بخواند چیزی
با او به همه حال بماند چیزی
آخر پس از آن، از آن به چیزی برسد
چیزی نبود هر که نداند چیزی
انوری : رباعیات
رباعی ۴۱۸ - ای نوبت تو گذشته از چرخ بسی
ای نوبت تو گذشته از چرخ بسی
بی‌نوبت تو مباد عالم نفسی
آوازهٔ نوبتت به هر کس برساد
لیکن مرساد از تو نوبت به کسی
انوری : رباعیات
رباعی ۴۱۹ - دی درویشی به راز با همنفسی
دی درویشی به راز با همنفسی
می‌گفت کریم در جهان مانده کسی
از گوشهٔ چرخ هاتفی گفت خموش
بوطالب نعمه را بقا باد بسی
انوری : رباعیات
رباعی ۴۲۰ - با دل گفتم که‌ای همه قلاشی
با دل گفتم که‌ای همه قلاشی
چونی و چگونه‌ای کجا می‌باشی
دل دیده پرآب کرد و گفتا که خموش
در خدمت خیل دختر جماشی
انوری : رباعیات
رباعی ۴۲۱ - تا چند ز جان مستمند اندیشی
تا چند ز جان مستمند اندیشی
تا کی ز جهان پر گزند اندیشی
آنچ از تو توان شدن همین کالبدست
یک مزبله‌گو مباش چند اندیشی
انوری : رباعیات
رباعی ۴۲۲ - ای پیش کفت جود فلک زراقی
ای پیش کفت جود فلک زراقی
ابنای ملوک مجلست را ساقی
من بنده ز پای می‌درآیم ز نیاز
دریاب که جز دمی ندارم باقی
انوری : رباعیات
رباعی ۴۲۳ - ای نسبت تو هم به نبی هم به علی
ای نسبت تو هم به نبی هم به علی
عمر ابدی بادت و عز ازلی
باقی به وجود تو پس از پانصد سال
هم گوهر مصطفی و هم نام علی
انوری : رباعیات
رباعی ۴۲۴ - کو آنکه ز غم دست به جایی زدمی
کو آنکه ز غم دست به جایی زدمی
یا در طلب وصل تو رایی زدمی
بر حیله‌گری دسترسم نیز نماند
آن دولت شد که دست و پایی زدمی
انوری : رباعیات
رباعی ۴۲۵ - گر من ز فلک شکایت کنمی
گر من ز فلک شکایت کنمی
هرچ او کندی جمله حکایت کنمی
افسوس که دست من بدو می‌نرسد
ورنه شر او جمله کفایت کنمی
انوری : رباعیات
رباعی ۴۲۶ - گر عقل عزیز را به فرمان شومی
گر عقل عزیز را به فرمان شومی
ناریخته آبم از پی نان شومی
زین قصهٔ دیرباز چون البقره
هم با سر درس آل عمران شومی
انوری : رباعیات
رباعی ۴۲۷ - صدرا چو تو چشم آسمان بیند نی
صدرا چو تو چشم آسمان بیند نی
خورشید به پایهٔ تو بنشنید نی
آنجا که تو دامن کرم افشانی
از خاک به جز ستاره کس چیند نی
انوری : رباعیات
رباعی ۴۲۸ - شاها چو تو مادر زمان زاید نی
شاها چو تو مادر زمان زاید نی
بخشد چو تو هیچ شاه و بخشاید نی
تا حشر چو تیغ و تازیانه‌ات پس از این
یک ملک‌ستان و ملک‌بخش آید نی
انوری : رباعیات
رباعی ۴۲۹ - ای چرخ جز آیت بلا خوانی نی
ای چرخ جز آیت بلا خوانی نی
بر کس قلمی ز عافیت رانی نی
چیزی ندهی که باز نستانی نی
ای کوژ کبود خود جز این دانی نی