تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
مولوی : رباعیات
رباعی ۶۲ - گر عمر بشد عمر دگر داد خدا
گر عمر بشد عمر دگر داد خدا
گر عمر فنا نماند نک عمر بقا
عشق آب حیاتست در این آب درآ
هر قطره از این بحر حیاتست جدا
مولوی : رباعیات
رباعی ۶۳ - گر من میرم مرا بیارید شما
گر من میرم مرا بیارید شما
مرده بنگار من سپارید شما
گر بوسه دهد بر لب پوسیدهٔ من
گر زنده شوم عجب مدارید شما
مولوی : رباعیات
رباعی ۶۴ - کوتاه کند زمانه این دمدمه را
کوتاه کند زمانه این دمدمه را
وز هم بدرد گرگ فنا این رمه را
اندر سر هر کسی غروریست ولی
سیل اجل قفا زند این همه را
مولوی : رباعیات
رباعی ۶۵ - گویم که کیست روح‌افزا مرا
گویم که کیست روح‌افزا مرا
آنکس که بداد جان ز آغاز مرا
گه چشم مرا چو باز بر می‌بندد
گه بگشاید به صید چون باز مرا
مولوی : رباعیات
رباعی ۶۶ - گه می‌گفتم که من امیرم خود را
گه می‌گفتم که من امیرم خود را
گه ناله‌کنان که من اسیرم خود را
آن رفت و از این پس نپذیرم خود را
بگرفتم این که من نگیرم خود را
مولوی : رباعیات
رباعی ۶۷ - لاحول ولا دور کند آن غم را
لاحول ولا دور کند آن غم را
گر دیو رسد جان بنی آدم را
آن کز دم لاحول ولا غمگین شد
لا حول ولا فزون کند آن دم را
مولوی : رباعیات
رباعی ۶۸ - ما اطیب ما الذما احلانا
ما اطیب ما الذما احلانا
کنا مهجا ولم نکن ابدانا
این شأبنا کرامة مولانا
یعفو و یعیدنا کما ابدنا
مولوی : رباعیات
رباعی ۶۹ - من تجربه کردم صنم خوش‌خو را
من تجربه کردم صنم خوش‌خو را
سیلاب سیه تیره نکرد آنجو را
یک روز گره نبست او ابرو را
دارم بیمرگ و زندگانی او را
مولوی : رباعیات
رباعی ۷۰ - من ذره و خورشید لقائی تو مرا
من ذره و خورشید لقائی تو مرا
بیمار غمم عین دوائی تو مرا
بی‌بال و پراندر پی تو می‌پرم
من کاه شدم چو کهربائی تو مرا
مولوی : رباعیات
رباعی ۷۱ - منصور بدآن خواجه که در راه خدا
منصور بدآن خواجه که در راه خدا
از پنبهٔ تن جامهٔ جان کرد جدا
منصور کجا گفت اناالحق می‌گفت
منصور کجا بود خدا بود خدا
مولوی : رباعیات
رباعی ۷۲ - مولای اناالتائب مما سلفا
مولای اناالتائب مما سلفا
هل تقبل عذر عاشق قد تلفا
این کان ندامتی صدودا و جفا
مولای عفی‌الله عفی‌الله عفا
مولوی : رباعیات
رباعی ۷۳ - می‌آمد یار مست و تنها تنها
می‌آمد یار مست و تنها تنها
با نرگس پرخمار رعنا رعنا
جستم که یکی بوسه ستانم ز لبش
فریاد برآورد که یغما یغما
مولوی : رباعیات
رباعی ۷۴ - نور فلکست این تن خاکی ما
نور فلکست این تن خاکی ما
رشک ملک آمدست چالاکی ما
که رشک برد فرشته از پاکی ما
که بگریزد دیو ز بیباکی ما
مولوی : رباعیات
رباعی ۷۵ - هان ای سفری عزم کجایست کجا
هان ای سفری عزم کجایست کجا
هرجا که روی نشسته‌ای در دل ما
چندان غم دریاست ترا چون ماهی
کافشاند لب خشک تو را در دریا
مولوی : رباعیات
رباعی ۷۶ - یک چند به تقلید گزیدم خود را
یک چند به تقلید گزیدم خود را
نادیده همی نام شنیدم خود را
در خود بودم زان نسزیدم خود را
از خود چو برون شدم بدیدم خود را
مولوی : رباعیات
رباعی ۷۷ - یک طرفه عصاست موسی این رمه را
یک طرفه عصاست موسی این رمه را
یک لقمه کند چو بفکند این همه را
نی سور گذارد او و نی ملحمه را
هر عقل نکرد فهم این زمزمه را
مولوی : رباعیات
رباعی ۷۸ - آن لقمه که در دهان نگنجد به طلب
آن لقمه که در دهان نگنجد به طلب
وان علم که در نشان نگنجد به طلب
سریست میان دل مردان خدای
جبریل در آن میان نگنجد به طلب
مولوی : رباعیات
رباعی ۷۹ - آنی که فلک با تو درآید به طرب
آنی که فلک با تو درآید به طرب
گر آدمیی شیفته گردد چه عجب
تا جان بودم بندگیت خواهم کرد
خواهی به طلب مر او خواهی مطلب
مولوی : رباعیات
رباعی ۸۰ - از بانگ سرافیل دمیده است رباب
از بانگ سرافیل دمیده است رباب
تا زنده و تازه کرده دلهای کباب
آن سوداها که غرقه گشتند و فنا
چون ماهیکان برآمدند از تک آب
مولوی : رباعیات
رباعی ۸۱ - امروز چو هر روز خرابیم خراب
امروز چو هر روز خرابیم خراب
مگشا در اندیشه و برگیر رباب
صدگونه نماز است و رکوعست و سجود
آنرا که جمال دوست باشد محراب