تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
مولوی : رباعیات
رباعی ۸۲ - امشب ز برای دل اصحاب مخسب
امشب ز برای دل اصحاب مخسب
گوش شب را بگیر و برتاب مخسب
گویند که فتنه خفته بهتر باشد
بیدار بهی تو فتنه مشتاب مخسب
مولوی : رباعیات
رباعی ۸۳ - اندیشه مکن بکن تو خود را در خواب
اندیشه مکن بکن تو خود را در خواب
کاندیشه ز روی مه حجابست حجاب
دل چون ماهست در دل اندیشه مدار
انداز تو اندیشه گری را در آب
مولوی : رباعیات
رباعی ۸۴ - اندیشه و غم را نبود هستی و تاب
اندیشه و غم را نبود هستی و تاب
آنجا که شرابست و ربابست و کباب
عیش ابدی نوش کنید ای اصحاب
چون سبزه و گل نهید لب بر لب آب
مولوی : رباعیات
رباعی ۸۵ - ای آنکه تو دیر آمده‌ای در کتاب
ای آنکه تو دیر آمده‌ای در کتاب
گر بشتابند کودکان تو مشتاب
گر مانده شدند قوم و از دست شدند
این دست تو است زود برگیر رباب
مولوی : رباعیات
رباعی ۸۶ - ای آنکه تو یوسف منی من یعقوب
ای آنکه تو یوسف منی من یعقوب
ای آنکه تو صحت تنی من ایوب
من خود چه کسم ای همه را تو محبوب
من دست همی‌زنم تو پائی میکوب
مولوی : رباعیات
رباعی ۸۷ - ای دل دو سه شام تا سحرگاه مخسب
ای دل دو سه شام تا سحرگاه مخسب
در فرقت آفتاب چون ماه مخسپ
چون دلو درین ظلمت چه ره می‌کرد
باشد که برآئی به سر چاه مخسب
مولوی : رباعیات
رباعی ۸۸ - ای روی ترا غلام گلنار مخسپ
ای روی ترا غلام گلنار مخسپ
وی رونق نوبهار و گلزار مخسب
ای نرگس پرخمار خونخوار مخسب
امشب شب عشرت است زنهار مخسب
مولوی : رباعیات
رباعی ۸۹ - ای ماه چنین شبی تو مهوار مخسب
ای ماه چنین شبی تو مهوار مخسب
در دور درآ چو چرخ دوار مخسب
بیداری ما چراغ عالم باشد
یک شب تو چراغ را نگهدار مخسب
مولوی : رباعیات
رباعی ۹۰ - این باد سحر محرم رازست، مخسب
این باد سحر محرم رازست، مخسب
هنگام تفرع و نیاز است، مخسب
بر خلق دو کون از ازل تا به ابد
این در که نبسته است، باز است، مخسب
مولوی : رباعیات
رباعی ۹۱ - ای یار که نیست همچو تو یار مخسب
ای یار که نیست همچو تو یار مخسب
وی آنکه ز تو راست شود کار مخسب
امشب ز تو صد شمع بخواهد افروخت
زنهار تو اندریم زنهار مخسب
مولوی : رباعیات
رباعی ۹۲ - بردار حجابها به یکبار امشب
بردار حجابها به یکبار امشب
یک موی ز هر دو کون مگذار امشب
دیروز حدیث جان و دل می‌گفتی
پیش تو نهیم کشته و زار امشب
مولوی : رباعیات
رباعی ۹۳ - بی‌جام در این دور شرابست شراب
بی‌جام در این دور شرابست شراب
بی‌دود در این سینه کبابست کباب
فریاد رباب عشق از زحمهٔ او است
زنهار مگو همین ربابست رباب
مولوی : رباعیات
رباعی ۹۴ - بی‌طاعت دین بهشت رحمان مطلب
بی‌طاعت دین بهشت رحمان مطلب
بی‌خاتم حق ملک سلیمان مطلب
چون عاقبت کار اجل خواهد بود
آزار دل هیچ مسلمان مطلب
مولوی : رباعیات
رباعی ۹۵ - بیکار مشین درآ درآمیز شتاب
بیکار مشین درآ درآمیز شتاب
بیکار بدن به خور برد یا سوی خواب
از اهل سماع میرسد بانک رباب
آن حلقهٔ ذاهل شدگانرا دریاب
مولوی : رباعیات
رباعی ۹۶ - حاجت نبود مستی ما را به شراب
حاجت نبود مستی ما را به شراب
یا مجلس ما را طرب از چنگ و رباب
بی‌ساقی و بی‌شاهد و بی‌مطرب و نی
شوریده و مستیم چو مستان خراب
مولوی : رباعیات
رباعی ۹۷ - خواب آمد و در چشم نبد موضع خواب
خواب آمد و در چشم نبد موضع خواب
زیرا ز تو چشم بود پرآتش و آب
شد جانب دل دیدددلی چون سیماب
شد جانب تن دید خراب و چه خراب
مولوی : رباعیات
رباعی ۹۸ - دانیکه چه میگوید این بانگ رباب
دانیکه چه میگوید این بانگ رباب
اندر پی من بیا و ره را دریاب
زیرا به خطا راه بری سوی صواب
زیرا به سال ره بری سوی جواب
مولوی : رباعیات
رباعی ۹۹ - در چشم آمد خیال آن در خوشاب
در چشم آمد خیال آن در خوشاب
آن لحظه کزو اشک همی رفت شتاب
پنهان گفتم براز در گوش دو چشم
مهمان عزیز است بیفزای شراب
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۰ - دل در هوس تو چون ربابست رباب
دل در هوس تو چون ربابست رباب
هر پاره ز سوز تو کبابست کباب
دلدار ز درد ما اگر خاموش است
در خاموشی دو صد جوابست جواب
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۱ - ساقی در ده برای دیدار صواب
ساقی در ده برای دیدار صواب
زان باده که او نه خاک دیده است و نه آب
بیمار بدن نیم که بیمار دلم
شربت چه بود شراب در ده تو شراب