تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۲ - سبحان‌الله من و تو ای در خوشاب
سبحان‌الله من و تو ای در خوشاب
پیوسته مخالفیم اندر هر باب
من بخت توام که هیچ خوابم نبرد
تو بخت منی که برنیائی از خواب
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۳ - شب گردم گرد شهر چون باد و چو آب
شب گردم گرد شهر چون باد و چو آب
از گشتن گرد شهر کس ناید خواب
عقل است که چیزها از موضع جوید
تمییز و ادب مجو تو از مست و خراب
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۴ - شب گشت درین سینه چه سوز است عجب
شب گشت درین سینه چه سوز است عجب
می‌پندارم کاول روز است عجب
در دیدهٔ عشق می‌نگنجد شب و روز
این دیدهٔ عشق دیده دوز است عجب
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۵ - علمی که ترا گره گشاید بطلب
علمی که ترا گره گشاید بطلب
زان پیش که از تو جان برآید بطلب
آن نیست که هست مینماید بگذار
آن هست که نیست مینماید بطلب
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۶ - گر آب حیات خوشگواری ای خواب
گر آب حیات خوشگواری ای خواب
امشب بر ما کار نداری ای خواب
گر با عدد موی سر تست امشب
یکسر نبری و سر نخاری ای خواب
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۷ - گرم آمد عاشقانه و چست شتاب
گرم آمد عاشقانه و چست شتاب
برتافته روح او ز گلزار صواب
بر جملهٔ قاضیان دوانید امروز
در جستن آب زندگی قاضی کاب
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۸ - گر می‌خواهی بقا و پیروز مخسب
گر می‌خواهی بقا و پیروز مخسب
از آتش عشق دوست میسوز مخسب
صد شب خفتی و حاصل آن دیدی
از بهر خدا امشب تا روز مخسب
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۹ - مستند مجردان اسرار امشب
مستند مجردان اسرار امشب
در پرده نشسته‌اند با یار امشب
ای هستی بیگانه از این ره برخیز
زحمت باشد بودن اغیار امشب
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۰ - هستم به وصال دوست دلشاد امشب
هستم به وصال دوست دلشاد امشب
وز غصهٔ هجر گشته آزاد امشب
با یار بچرخم و دل میگوید
یارب که کلید صبح گم باد امشب
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۱ - یارب یارب به حق تسبیح رباب
یارب یارب به حق تسبیح رباب
کش در تسبیح صد سالست و جواب
یارب به دل کباب و چشم پرآب
جوشان‌تر از آنیم که در خم، شراب
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۲ - یاری کن و یار باش ای یار مخسب
یاری کن و یار باش ای یار مخسب
ای بلبل سرمست به گلزار مخسب
یاران غریب را نگهدار مخسب
امشب شب بخشش است زنهار مخسب
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۳ - آب حیوان در آب و گل پیدا نیست
آب حیوان در آب و گل پیدا نیست
در مهر دلت مهر گسل پیدا نیست
چندین خجل از کیست خجل پیدا نیست
این راه بزن که ره به دل پیدا نیست
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۴ - آری صنما بهانه خود کم بودت
آری صنما بهانه خود کم بودت
تا خواب بیامد و ز ما بر بودت
خوش خسب که من تا به سحر خواهم گفت
فریاد ز نرگسان خواب آلودت
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۵ - آسوده کسی که در کم و بیشی نیست
آسوده کسی که در کم و بیشی نیست
در بند توانگری و درویشی نیست
فارغ ز غم جهان و از خلق جهان
با خویشتنش بدرهٔ خویشی نیست
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۶ - آمد بر من چو در کفم زر پنداشت
آمد بر من چو در کفم زر پنداشت
چون دید که زر نیست وفا را بگذاشت
از حلقهٔ گوش او چنین پندارم
کانجا که زر است گوش میباید داشت
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۷ - آن آتش ساده که ترا خورد و بکاست
آن آتش ساده که ترا خورد و بکاست
آن ساده به از دو صد نگار زیبا است
آن آتش شهوت که چو صاف و ساده است
بنگر چه نگاران که از آن آتش خاست
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۸ - آن بت که جمال و زینت مجلس ماست
آن بت که جمال و زینت مجلس ماست
در مجلس ما نیست ندانیم کجاست
سرویست بلند و قامتی دارد راست
کز قامت او قیامت از ما برخاست
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۹ - آن پیش روی که جان او پیش صف است
آن پیش روی که جان او پیش صف است
داند که تو بحری و جهان همچو کفست
بی‌دف و نیی، رقص کند عاشق تو
امشب چه کند که هر طرف نای و دفست
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۲۰ - آن تلخ سخنها که چنان دل شکن است
آن تلخ سخنها که چنان دل شکن است
انصاف بده چه لایق آن دهن است
شیرین لب او تلخ نگفتی هرگز
این بی‌نمکی ز شور بختی منست
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۲۱ - آنجا که توئی همه غم و جنگ و جفاست
آنجا که توئی همه غم و جنگ و جفاست
چون غرقهٔ ما شدی همه لطف و وفاست
گر راست شوی هر آنچه ماراست تراست
ور راست نه‌ای چپ ترا گیرم راست