تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۶۲ - ای راحت و آرامگه پیوستم
ای راحت و آرامگه پیوستم
تا روی تو دیدم ز حوادث رستم
در مجلس تو گر قدحی بشکستم
صد ساغر زرین بخرم بفرستم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۶۳ - ای عشق که هستی به یقین معشوقم
ای عشق که هستی به یقین معشوقم
تو خالق مطلقی و من مخلوقم
بر کوری منکران که بدخواهانند
بالا ببرم بلند تا عیوقم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۶۴ - ای نرگس پر خواب ربودی خوابم
ای نرگس پر خواب ربودی خوابم
وی لالهٔ سیراب ببردی آبم
ای سنبل پرتاب ز تو درتابم
ای گوهر کمیاب ترا کی یابم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۶۵ - این گردش را ز جان خود دزدیدم
این گردش را ز جان خود دزدیدم
پیش از قالب به جان چنین گردیدم
گویند مرا صبر و سکون اولی‌تر
این صبر و سکون را به شما بخشیدم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۶۶ - با تو قصص درد و فغان میگویم
با تو قصص درد و فغان میگویم
ور گوش ببندی پنهان میگویم
دانسته‌ام اینکه از غمم شاد شوی
چندین غم دل با تو از آن میگویم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۶۷ - با درد بساز چون دوای تو منم
با درد بساز چون دوای تو منم
در کس منگر که آشنای تو منم
گر کشته شوی مگو که من کشته شدم
شکرانه بده که خونبهای تو منم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۶۸ - باز آمدم و برابرت بنشستم
باز آمدم و برابرت بنشستم
احرام طواف گرد رویت بستم
هر پیمانی که بی‌تو با خود بستم
چون روی تو دیدم همه را بشکستم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۶۹ - بازآمد و بازآمد ره بگشائیم
بازآمد و بازآمد ره بگشائیم
جویان دلست دل بدو بنمائیم
ما نعره‌زنان که آن شکارت مائیم
او خنده کنان که ما ترا میپائیم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۷۰ - با سرکشی عشق اگر سرد آرم
با سرکشی عشق اگر سرد آرم
بالله به سوگند که بس سر دارم
روزیکه چو منصور کنی بردارم
هردم خبری آرد از آن سردارم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۷۱ - باغی که من از بهار او بشکفتم
باغی که من از بهار او بشکفتم
بشکفت و نمود هرچه من میگفتم
با ساغر اقبال چو کرد او جفتم
سرمست شدم سر بنهادم خفتم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۷۲ - بالای سر ار دست زند دو دستم
بالای سر ار دست زند دو دستم
ای دلبر من عیب مکن سرمستم
از چنبرهٔ زمانه بیرون جستم
وز نیک و بد و سود و زیان وارستم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۷۳ - با ملک غمت چرا تکبر نکنم
با ملک غمت چرا تکبر نکنم
وز غلغله‌ات چرا جهان پر نکنم
پیش کرم کفت چو دریا کف بود
چون از کف تو کفش پر از در نکنم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۷۴ - بخروشیدم گفت خموشت خواهم
بخروشیدم گفت خموشت خواهم
خاموش شدم گفت خروشت خواهم
برجوشیدم گفت که نی ساکن باش
ساکن گشتم گفت بجوشت خواهم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۷۵ - بر بوی تو هر کجا گلی دیدستم
بر بوی تو هر کجا گلی دیدستم
بوئیدستم سرشک باریدستم
در هر چمنی که دیده‌ام سروی را
بر یاد قد تو پاش بوسیدستم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۷۶ - بر بوی وفا دست زنانت باشم
بر بوی وفا دست زنانت باشم
در وقت جفا دست گرانت باشم
با این همه اندیشه کنانت باشم
تا حکم تو چیست آنچنانت باشم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۷۷ - بر زلف تو گر دست درازی کردم
بر زلف تو گر دست درازی کردم
والله که حقیقت نه مجازی کردم
من در سر زلف تو بدیدم دل خویش
پس با دل خویش عشقبازی کردم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۷۸ - بر شاه حبش زنیم و بر قیصر روم
بر شاه حبش زنیم و بر قیصر روم
پیشانی شیر برنویسیم رقوم
ما آهن لشکر سلیمان خودیم
جز در کف داود نگردیم چو موم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۷۹ - بر میکده وقف است دلم سرمستم
بر میکده وقف است دلم سرمستم
جان نیز سبیل جام می‌کردستم
چون جان و دلم همی نمی‌پیوستند
آن هر دو بوی دادم از غم رستم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۸۰ - بر یاد لبت لعل نگین می‌بوسم
بر یاد لبت لعل نگین می‌بوسم
آنم چو بدست نیست این می‌بوسم
دستم چو بر آسمان تو می‌نرسد
می‌آرم سجده و زمین می‌بوسم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۸۱ - بوی دهن تو از چمن می‌شنوم
بوی دهن تو از چمن می‌شنوم
رنگ تو ز لاله و سمن می‌شنوم
این هم چو نباشدم لبان بگشایم
تا نام تو می‌گوید و من می‌شنوم