تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۵۴۲ - ای جان جهان، جان و جهان بندهٔ تو
ای جان جهان، جان و جهان بندهٔ تو
شیرین شده عالم ز شکر خندهٔ تو
صد قرن گذشت و آسمان نیز ندید
در گردش روزگار مانندهٔ تو
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۵۴۳ - ای جان جهان جز تو کسی کیست بگو
ای جان جهان جز تو کسی کیست بگو
بی‌جان و جهان هیچ کسی زیست بگو
من بد کنم و تو بد مکافات دهی
پس فرق میان من و تو چیست بگو
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۵۴۴ - ای چرخ فلک پایهٔ پیروزهٔ تو
ای چرخ فلک پایهٔ پیروزهٔ تو
زنبیل جهان گدای دریوزهٔ تو
صد سال فلک خدمت خاک تو کند
نگزارده باشد حق یکروزهٔ تو
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۵۴۵ - ای در دل من میل و تمنا همه تو
ای در دل من میل و تمنا همه تو
واندر سر من مایهٔ سودا همه تو
هرچند بروی کار در مینگرم
امروز همه توئی و فردا همه تو
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۵۴۶ - ای دل اگرت طاقت غم نیست برو
ای دل اگرت طاقت غم نیست برو
آوارهٔ عشق چون تو کم نیست برو
ای جان تو بیا اگر نخواهی ترسید
ور می‌ترسی کار تو هم نیست برو
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۵۴۷ - ای دل تو بهر خیال مغرور مشو
ای دل تو بهر خیال مغرور مشو
پروانه صفت کشتهٔ هر نور مشو
تا خود بینی تو از خدا مانی دور
نزدیکتر آی و از خدا دور مشو
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۵۴۸ - ای دل گر ازین حدیث آگاهی تو
ای دل گر ازین حدیث آگاهی تو
زین تفرقهٔ خویش چه میخواهی تو
یک لحظه که از حضور غایب مانی
آن لحظه بدانکه مشرک راهی تو
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۵۴۹ - ای زندگی تن و توانم همه تو
ای زندگی تن و توانم همه تو
جانی و دلی ای دل و جانم همه تو
تو هستی من شدی از آنی همه من
من نیست شدم در تو از آنم همه تو
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۵۵۰ - ای ساقی جان برین خوش آواز برو
ای ساقی جان برین خوش آواز برو
ساز ازلیست هم بر این ساز برو
ای باز چو طبل باز او بشنیدی
شه منتظر تست سبک باز برو
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۵۵۱ - ای ظلمت شب مانع خورشید مشو
ای ظلمت شب مانع خورشید مشو
ای ابر حجاب روز امید مشو
ای مدت یک ساعتهٔ لذت جسم
اصل الم حاصل جاوید مشو
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۵۵۲ - ای عارف گوینده نوائی برگو
ای عارف گوینده نوائی برگو
یا قول درست یا خطائی برگو
درهای گلستان و چمن را بگشای
چون بلبل مست ز آشنائی برگو
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۵۵۳ - ای عشرت نزدیک ز ما دور مشو
ای عشرت نزدیک ز ما دور مشو
وز مجلس ما ملول و مهجور مشو
انگور عدم بدی شرابت کردند
واپس مرو ای شراب انگور مشو
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۵۵۴ - ای ماه چو ابر بس گرستم بی‌تو
ای ماه چو ابر بس گرستم بی‌تو
در مه به نشاط ننگریستم بی‌تو
برخاستم از جان تو نشستم بی‌تو
وز شرم به مردم چو نرستم بی‌تو
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۵۵۵ - ای مشفق فرزند دو بیتی می‌گو
ای مشفق فرزند دو بیتی می‌گو
هردم جهت پند دو بیتی می‌گو
در فرقت و پیوند دو بیتی می‌گو
در عین غزل چند دو بیتی می‌گو
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۵۵۶ - با تست مراد از چه روی هر سو تو
با تست مراد از چه روی هر سو تو
او تست ولی باو می‌گو تو
اوئی و توئی ز احولی مخیزد
چون دیده شود راست تو اوئی او تو
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۵۵۷ - با نامحرم حدیث اسرار مگو
با نامحرم حدیث اسرار مگو
با مردودان حکایت از یار مگو
با مردم اغیار جز اغیار مگو
با اشتر خار خوار جز خار مگو
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۵۵۸ - بر آتش چو دیک تو خود را میجو
بر آتش چو دیک تو خود را میجو
می‌جوش تو خودبخود مرو بر هر سو
مقصود تو گوهر است بشتاب و بجو
زو جوش کنی کن بسوی گوهر زو
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۵۵۹ - بر تختهٔ دل که من نگهبانم و تو
بر تختهٔ دل که من نگهبانم و تو
خطی بنوشته‌ای که خوانم و تو
گفتیکه بگویمت چو من مانم و تو
این نیز از آنهاست که من دانم و تو
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۵۶۰ - ترکی که دلم شاد کند خندهٔ او
ترکی که دلم شاد کند خندهٔ او
دارد به غمم زلف پراکندهٔ او
بستد ز من او خطی به آزادی خویش
آورد خطی که من شدم بندهٔ او
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۵۶۱ - چون پاک شد از رنگ خودی سینهٔ تو
چون پاک شد از رنگ خودی سینهٔ تو
خودبین گردی ز یار دیرینهٔ تو
بی‌آینه روی خویش نتوان دیدن
در یاد نگر که اوست آئینه تو