تعداد ۶۱۴۷ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
قاسم انوار : مقطعات
شماره ۱۲ - گر نگویم دگر بخواهد گفت
گر نگویم دگر بخواهد گفت
آنکه بروی ببست دربان در
کافران فرنگ و روم و تتار
همه از قاسمی مسلمان تر
قاسم انوار : مقطعات
شماره ۲۰ - عقل کل، نفس کل، طبیعت کل
عقل کل، نفس کل، طبیعت کل
بعد از آن جوهر معانی دان
جسم کل، شکل عرش، کرسی و پس
نه فلک شد بامر حق گردان
فلک اطلسست اول او
آخرینش قمر ببین و عیان
پس از آن کره اثیر و هوا
بعد از آن آب و خاک را می دان
شد تمام آن گهی جماد و نبات
ظاهر آمد از آن سپس حیوان
گشت بارز، بحکم حب ازل
ملک و جن و عاقبت انسان
جامع جمله مراتب شد
اوست مقصود حق ز کون و مکان
قاسم انوار : مقطعات
شماره ۲۴ - میرسید، کزین آل عبا
میرسید، کزین آل عبا
تی سعادت همیشه پاینده
برد الاغ مرا بشهر تو دزد
نیست پیدا، نه مرده، نه زنده
قاسم انوار : مقطعات
شماره ۲۵ - پیش از این گفته اند اهل خرد
پیش از این گفته اند اهل خرد
که بحکمت بدند آکنده
جرم دزدان ز پاسبان طلبید
گر شما طالبید و جوینده
پادشه پاسبان درویشست
خاصه این پادشاه فرخنده
قاسم انوار : مثنویات
شماره ۱ - مقتدای ملک امام بشر
مقتدای ملک امام بشر
شاه انصاریان دین پرور
هم خداخوان و هم خدادان بود
شاه دین،نور چشم اعیان بود
آنکه دیوان ورای کیوان داشت
جیب جان پر ز نقد عرفان داشت
آن ملک فر و آن فلک تمکین
مسند او علای علیین
عرش و کرسی دلست و سینه اوست
قاسمی بنده کمینه اوست
آنکه در صدق مثل صدیقست
منکرش کافرست و زندیقست
همچو صدیق صادقست و امین
همچو عمر عدیل و اهل یقین
همچو عثمان شعار او ز حیاست
چون علی شیرحق،امام هداست
قطب عالم،امام دین و هدا
شاه دین شیخنا و مولانا
چار قطب اند در خراسانات
منبع لطف و معدن حسنات
اولین با یزید بسطامست
در حقیقت علیم و علامست
مست حق بود آن گزیده نژاد
مست رفت از جهان کون و فساد
بعد ازان پادشاه انصاری
از ندیمان حضرت باری
پس ابوالقاسم، آسمان صفا
در همه حالتی ولی،والا
چارمین سعد حق و ملت و دین
آفتاب جهان صدق و یقین
قاسمی بر وفای ایشانست
تا ابد خاک پای ایشانست
صلوات خدا برین هر چار
قاسم از عاشقان این هر چار
قاسم انوار : مثنویات
شماره ۲ - روضة المذنبین احمد جام
روضة المذنبین احمد جام
آن نهنگ محیط بحر آشام
آسمانست پر مه و پروین
بوستانیست پر گل و نسرین
رحمت ایزدی بجانش باد
لعنت حق به دشمنانش باد
هر که او دشمن خدا باشد
دشمن جمله اولیا باشد
قاسم انوار : مثنویات
شماره ۳ - گاه با خود نشسته ام ز بدی
گاه با خود نشسته ام ز بدی
گاه برخاسته ز فکر خودی
من درویش زار بی دل و یار
مدتی در هوای آن دلدار
بوده ام گه ز خاست،گه ز نشست
ماه در سی و ماهی اندر شست
قاسم انوار : مثنویات
شماره ۴ - نقطه سه باشد ای گزین آرا
نقطه سه باشد ای گزین آرا
چون شنیدی بگوی : سلمنا
اسودیه بیاضییست یقین
سیه تن احمدیه را می بین
قاسم انوار : مقامات العارفین
بخش ۱ - صد مقام در اصطلاح صوفیه یا رساله عدد مقامات تمهید
حمد بر حضرت غنی احد
«الذی لم یلد ولم یولد»
واهب ملک بود و اصل وجود
«لیس فی الملک غیره موجود»
آن کریمی که جود او عامست
واهب دین،ولی اسلامست
صلوات و درود بر احمد
از کریم ودود و فرد احد
آنکه عالم رهین منت اوست
دولت جاودان محبت اوست
قاسم انوار : مقامات العارفین
بخش ۲ - خطاب
بشنو،ای طالب ره توفیق
در طریق خدا علی التحقیق
صد مقامست پیش اهل دید
اولش یقظه،آخرش توحید
گرچه زین بیشتر توان گفتن
در معنی به صد بیان سفتن
لیک این صد بود اصول همه
سالکان را بود وصول همه
هست این صد مقام بر ده قسم
هریک از هم تمیز کرده باسم
قاسم انوار : مقامات العارفین
بخش ۳ - عدد مقامات بطریق اجمال
از بدایات گیر تا ابواب
بعد ازان تا معاملات و صواب
بعد اخلاق دان تو قسم اصول
بعد ازان ادویه،مباش ملول
قسم احوال پس ولایاتست
تا نگویی که شطح و طاماتست
پس حقایق بود،یقین می دان
پس نهایات،ای عزیز زمان
قاسم انوار : مقامات العارفین
بخش ۴ - قسم بدایات
از بدایات اولست سخن
بشنو و بعد از آن تأمل کن
یقظه و توبه و محاسبه دان
پس تفکر بود برای عیان
بعد ازین خود تذکرست،آنگاه
اعتصام و فرار تا الله
پس ریاضت،سماع بی اشباه
در بدایت تمام گردد راه
قاسم انوار : مقامات العارفین
بخش ۵ - قسم ابواب
قسم ابواب هم ده آمده است
داند آن کس که بر ره آمده است
حزن و خوفست،بعد ازان اشفاق
پس خشوعست، بی سبیل نفاق
بعد از آنست منزل اخبات
پس ازان زهد میکنند اثبات
پس ورع،پس تبتلست و رجا
بعد ازان رغبتست منزل ما
قاسم انوار : مقامات العارفین
بخش ۶ - قسم معاملات
پس کنم در معاملات شروع
باتو گویم همه اصول و فروع
اول آن رعایتست بدان
پس ترا در مراقبه است مکان
بعد ازان حسرت آمد و اخلاص
که طریق سلامتست و خلاص
پس بتهذیب و استقامت رو
بعد ازان بر در توکل شو
بعد ازاین هست منزل تفویض
پس ثقة باشد،ای رفیق مفیض
پس ازین سر بر آری از تسلیم
تا بیاسایی از عذاب الیم
قاسم انوار : مقامات العارفین
بخش ۷ - قسم اخلاق
بعد ازان منزلات اخلاقست
که نشان صفات خلاقست
صبر و آنگه رضا و شکر و حیا
صدق و ایثار از برای خدا
خلق و آنگه تواضع نیکوست
پس فتوت،پس انبساط،ای دوست
قاسم انوار : مقامات العارفین
بخش ۸ - قسم وصول
بعد ازان شد مغازلات وصول
که بود جملگی نشان قبول
قصد و عزم و ارادت نیکوست
پس ادب، پس یقین و انس بدوست
ذکر و فکر و غنا،مقام مراد
شد تمام،این همه صفات تو باد
قاسم انوار : مقامات العارفین
بخش ۹ - قسم اودیت
پس ازان قسم اودیت می دان
اولش هست منزل اجسان
علم و حکمت،بصیرت و آنگاه
پس فراست،که جان بود آگاه
هست تعظیم، بعد ازان الهام
پس سکینه است، ای بزرگ انام
پس طمانینه است و همت پاک
برهاند ترا ز خطه خاک
قاسم انوار : مقامات العارفین
بخش ۱۰ - قسم احوال
قسم احوال بعد ازین باشد
هر که دانست مرد دین باشد
اول آن محبتست، بدان
پس ازان غیرتست و شوق ز جان
پس قلق،پس عطش بود،ای دل
بعداز آن وجد دید شد منزل
هیمانست و برق و ذوق تمام
ختم شد این درود کرد و سلام
قاسم انوار : مقامات العارفین
بخش ۱۱ - قسم ولایات
بعد ازین قسمت ولایاتست
داند آن کس که در مقاماتست
لحظه و وقت،پس صفا و سرور
سر و نفسست و غربت از خود دور
غرق و هیبت،تمکن و آنگاه
بعد ازین بر حقایق آمد راه
قاسم انوار : مقامات العارفین
بخش ۱۲ - قسم حقایق
اول آن مکاشفه است و یقین
بعد ازان در مشاهده می بین
پس ازینت معانیست و حیات
قبض و بسطست و سکر بهر نجات
صحو،پس اتصال خواهد بود
بعد ازان انفصال خواهد بود
بعد ازین در نهایتست کلام
چون حقایق تمام گشت،تمام