عبارات مورد جستجو در ۶۵۹۰ گوهر پیدا شد:
خیام : رباعیات
رباعی ۸۹ - گویند هر آن کسان که با پرهیزند
گویند هر آن کسان که با پرهیزند
زانسان که بمیرند چنان برخیزند
ما با می و معشوقه از آنیم مدام
باشد که به حشرمان چنان انگیزند
خیام : رباعیات
رباعی ۹۴ - هم دانه ی امید به خرمن ماند
هم دانه ی امید به خرمن ماند
هم باغ و سرای بی تو و من ماند
سیم و زر خویش از درمی تا به جوی
با دوست بخور گرنه به دشمن ماند
خیام : رباعیات
رباعی ۹۸ - یک نان به دو روز اگر بود حاصل مرد
یک نان به دو روز اگر بود حاصل مرد
از کوزه شکسته‌ای دمی آبی سرد
مامور کم از خودی چرا باید بود
یا خدمت چون خودی چرا باید کرد
خیام : رباعیات
رباعی ۹۹ - آن لعل در آبگینه ی ساده بیار
آن لعل در آبگینه ی ساده بیار
و آن محرم و مونس هر آزاده بیار
چون می دانی که مدت عالم خاک
باد است که زود بگذرد، باده بیار
خیام : رباعیات
رباعی ۱۰۰ - از بودنی ای دوست چه داری تیمار
از بودنی ای دوست چه داری تیمار
وز فکرت بیهوده دل و جان افگار
خرم بزی و جهان به شادی گذران
تدبیر نه با تو کرده‌اند اول کار
خیام : رباعیات
رباعی ۱۰۱ - افلاک که جز غم نفزایند دگر
افلاک که جز غم نفزایند دگر
ننهند بجا تا نربایند دگر
ناآمدگان اگر بدانند که ما
از دهر چه می کشیم نایند دگر
خیام : رباعیات
رباعی ۱۰۲ - ای دل غم این جهان فرسوده مخور
ای دل غم این جهان فرسوده مخور
بیهوده نئی غمان بیهوده مخور
چون بوده گذشت و نیست نابوده پدید
خوش باش غم بوده و نابوده مخور
خیام : رباعیات
رباعی ۱۰۳ - ایدل همه اسباب جهان خواسته گیر
ایدل همه اسباب جهان خواسته گیر
باغ طربت به سبزه آراسته گیر
و آنگاه بر آن سبزه شبی چون شبنم
بنشسته و بامداد برخاسته گیر
خیام : رباعیات
رباعی ۱۰۶ - در دایره ی سپهر ناپیدا غور
در دایره ی سپهر ناپیدا غور
جامی‌ست که جمله را چشانند به دور
نوبت چو به دور تو رسد آه مکن
می نوش به خوشدلی که دور است نه جور
خیام : رباعیات
رباعی ۱۰۹ - گر باده خوری تو با خردمندان خور
گر باده خوری تو با خردمندان خور
یا با صنمی لاله رخی خندان خور
بسیار مخور و رد مکن فاش مساز
اندک خور و گه گاه خور و پنهان خور
خیام : رباعیات
رباعی ۱۱۰ - وقت سحر است خیز ای طرفه پسر
وقت سحر است خیز ای طرفه پسر
پر بادهٔ لعل کن بلورین ساغر
کاین یکدم عاریت در این کنج فنا
بسیار بجویی و نیابی دیگر
خیام : رباعیات
رباعی ۱۱۱ - از جمله ی رفتگان این راه دراز
از جمله ی رفتگان این راه دراز
باز آمده کیست تا بما گوید باز
پس بر سر این دو راههٔ آز و نیاز
تا هیچ نمانی که نمی‌آیی باز
خیام : رباعیات
رباعی ۱۱۳ - وقت سحر است خیز ای مایه ی ناز
وقت سحر است خیز ای مایه ی ناز
نرمک نرمک باده خور و چنگ نواز
کانها که بجایند نپایند بسی
و آنها که شدند کس نمی آید باز
خیام : رباعیات
رباعی ۱۱۶ - خیام اگر ز باده مستی خوش باش
خیام اگر ز باده مستی خوش باش
با ماهرخی اگر نشستی خوش باش
چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش
خیام : رباعیات
رباعی ۱۱۸ - ایام زمانه از کسی دارد ننگ
ایام زمانه از کسی دارد ننگ
که او در غم ایام نشیند دلتنگ
می خور تو در آبگینه با ناله ی چنگ
زان پیش که آبگینه آید بر سنگ
خیام : رباعیات
رباعی ۱۱۹ - از جرم گل سیاه تا اوج زحل
از جرم گل سیاه تا اوج زحل
کردم همه مشکلات کلی را حل
بگشادم بندهای مشکل به حیل
هر بند گشاده شد به جز بند اجل
خیام : رباعیات
رباعی ۱۲۰ - با سرو قدی تازه‌تر از خرمن گل
با سرو قدی تازه‌تر از خرمن گل
از دست منه جام می و دامن گل
زان پیش که ناگه شود از باد اجل
پیراهن عمر ما چو پیراهن گل
خیام : رباعیات
رباعی ۱۲۱ - ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم
ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم
وین یکدم عمر را غنیمت شمریم
فردا که ازین دیر فنا درگذریم
با هفت هزار سالگان سر به سریم
خیام : رباعیات
رباعی ۱۲۳ - برخیز ز خواب تا شرابی بخوریم
برخیز ز خواب تا شرابی بخوریم
زان پیش که از زمانه تابی بخوریم
کاین چرخ ستیزه روی ناگه روزی
چندان ندهد زمان که آبی بخوریم
خیام : رباعیات
رباعی ۱۲۶ - تا چند اسیر عقل هر روزه شویم
تا چند اسیر عقل هر روزه شویم
در دهر چه صد ساله چه یکروزه شویم
در ده تو به کاسه می از آن پیش که ما
در کارگه کوزه‌گران کوزه شویم