عبارات مورد جستجو در ۲۵۹۸۰ گوهر پیدا شد:
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۹۵ - روزی که جمال دلبرم دیده شود
روزی که جمال دلبرم دیده شود
از فرق سرم تا به قدم دیده شود
تا من به هزار دیده رویش نگرم
آری به دو دیده دوست کم دیده شود
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۰۲ - ار کشتن من دو چشم مستت خواهد
ار کشتن من دو چشم مستت خواهد
شک نیست که طبع بت پرستت خواهد
ترسنده از آنم که اگر بر دستت
من کشته شوم که عذر دستت خواهد
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۰۴ - یک نیم رخت الست منکم ببعید
یک نیم رخت الست منکم ببعید
یک نیم دگر ان عذابی لشدید
بر گرد رخت نبشته یحی و یمیت
من مات من العشق فقد مات شهید
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۰۸ - معشوقهٔ خانگی به کاری ناید
معشوقهٔ خانگی به کاری ناید
کاو دل برد و روی به کس ننماید
معشوقه خراباتی و مطرب باید
تا نیم شبان زنان و کوبان آید
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۱۱ - پیریم ولی چو عشق را ساز آید
پیریم ولی چو عشق را ساز آید
هنگام نشاط و طرب و ناز آید
از زلف رسای تو کمندی فگنیم
بر گردن عمر رفته تا باز آید
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۱۴ - چشمی به سحاب همنشین می‌باید
چشمی به سحاب همنشین می‌باید
خاطر به نشاط خشمگین می‌باید
سر بر سر دار و سینه بر سینهٔ تیغ
آسایش عاشقان چنین می‌باید
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۱۵ - ای عشق به درد تو سری می‌باید
ای عشق به درد تو سری می‌باید
صید تو ز من قوی‌تری می‌باید
من مرغ به یک شعله کبابم بگذار
کین آتش را سمندری می‌باید
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۱۸ - گلزار وفا ز خار من می‌روید
گلزار وفا ز خار من می‌روید
اخلاص ز رهگذار من می‌روید
در فکر تو دوش سر به زانو بودم
امروز گل از کنار من می‌روید
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۲۰ - تا چند حدیث قامت و زلف نگار
تا چند حدیث قامت و زلف نگار
تا کی باشی تو طالب بوس و کنار
گر زانکه نه‌ای دروغزن عاشق‌وار
در عشق چو او هزار چون او بگذار
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۲۶ - گفتم: چشمم، گفت: براهش میدار
گفتم: چشمم، گفت: براهش میدار
گفتم: جگرم، گفت: پر آهش میدار
گفتم که: دلم، گفت: چه داری در دل
گفتم: غم تو، گفت: نگاهش میدار
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۴۳ - گفتم که: دلم، گفت: کبابی کم گیر
گفتم که: دلم، گفت: کبابی کم گیر
گفتم: چشمم، گفت: سرابی کم گیر
گفتم: جانم، گفت: که در عالم عشق
بسیار خرابست، خرابی کم گیر
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۵۰ - گر چشم تو در مقام ناز آید باز
گر چشم تو در مقام ناز آید باز
بیمار تو بر سر نیاز آید باز
ور حسن تو یک جلوه کند بر عارف
از راه حقیقت به مجاز آید باز
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۵۲ - دانی که مرا یار چه گفتست امروز
دانی که مرا یار چه گفتست امروز
جز ما به کسی در منگر دیده بدوز
از چهره خویش آتشی افروزد
یعنی که بیا و در ره دوست بسوز
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۵۹ - در دل دردیست از تو پنهان که مپرس
در دل دردیست از تو پنهان که مپرس
تنگ آمده چندان دلم از جان که مپرس
با این همه حال و در چنین تنگدلی
جا کرده محبت تو چندانکه مپرس
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۶۰ - ای شوق تو در مذاق چندان که مپرس
ای شوق تو در مذاق چندان که مپرس
جان را به تو اشتیاق چندان که مپرس
آن دست که داشتم به دامان وصال
بر سر زدم از فراق چندان که مپرس
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۷۴ - سودای توام در جنون می زد دوش
سودای توام در جنون می زد دوش
دریای دو دیده موج خون می زد دوش
در نیم شبی خیل خیال تو رسید
ورنه جانم خیمه برون می زد دوش
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۸۳ - دل کرد بسی نگاه در دفتر عشق
دل کرد بسی نگاه در دفتر عشق
جز دوست ندید هیچ رو در خور عشق
چندانکه رخت حسن نهد بر سر حسن
شوریده دلم عشق نهد بر سر عشق
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۸۵ - ما را شده‌است دین و آیین همه عشق
ما را شده‌است دین و آیین همه عشق
بستر همه محنتست و بالین همه عشق
سبحان الله رخی و چندین همه حسن
انالله دلی و چندین همه عشق
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۹۲ - در عشق تو ای نگار پر کینه و جنگ
در عشق تو ای نگار پر کینه و جنگ
گشتیم سرا پای جهان با دل تنگ
شد دست زکار و ماند پا از رفتار
این بس که به سر زدیم و آن بس که به سنگ
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۹۴ - پرسید کسی منزل آن مهر گسل
پرسید کسی منزل آن مهر گسل
گفتم که: دل منست او را منزل
گفتا که: دلت کجاست؟ گفتم: بر او
پرسید که: او کجاست؟ گفتم: در دل