عبارات مورد جستجو در ۲۵۹۸۰ گوهر پیدا شد:
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۹۵ - درماند کسی که بست در خوبان دل
درماند کسی که بست در خوبان دل
وز مهر بتان نگشت پیوند گسل
در صورت گل معنی جان دید و بماند
پای دل او تا به قیامت در گل
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۹۷ - ای عهد تو عهد دوستان سر پل
ای عهد تو عهد دوستان سر پل
از مهر تو کین خیزد و از قهر تو ذل
پر مشغله و میان تهی همچو دهل
ای یک شبه همچو شمع و یک روزه چو گل
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۰۳ - گر با غم عشق سازگار آید دل
گر با غم عشق سازگار آید دل
بر مرکب آرزو سوار آید دل
گر دل نبود کجا وطن سازد عشق
ور عشق نباشد به چه کار آید دل
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۰۵ - چندت گفتم که دیده بردوز ای دل
چندت گفتم که دیده بردوز ای دل
در راه بلا فتنه میندوز ای دل
اکنون که شدی عاشق و بدروز ای دل
تن درده و جان کن و جگر سوز ای دل
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۰۶ - در عشق چه به ز بردباری ای دل
در عشق چه به ز بردباری ای دل
گویم به تو یک سخن ز یاری ای دل
هر چند رسد ز یار، خواری ای دل
زنهار! به روی او نیاری ای دل
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۰۷ - با خود در وصل تو گشودن مشکل
با خود در وصل تو گشودن مشکل
دل را به فراق آزمودن مشکل
مشکل حالی و طرفه مشکل حالی
بودن مشکل با تو، نبودن مشکل
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۱۰ - گر پاره کنی مرا ز سر تا به قدم
گر پاره کنی مرا ز سر تا به قدم
موجود شوم ز عشق تو من ز عدم
جانی دارم ز عشق تو کرده رقم
خواهیش به شادی کش و خواهیش به غم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۳۱ - آن دم که حدیث عاشقی بشنودم
آن دم که حدیث عاشقی بشنودم
جان و دل و دیده را به غم فرسودم
می‌پنداشتم عاشق و معشوق دواند
چون هر دو یکیست من خود احول بودم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۳۶ - در کوی تو من سوخته دامن بودم
در کوی تو من سوخته دامن بودم
وز آتش غم سوخته خرمن بودم
آری جانا دوش به بامت بودم
گفتی دزدست دزد نبد من بودم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۳۸ - ز آمیزش جان و تن تویی مقصودم
ز آمیزش جان و تن تویی مقصودم
وز مردن و زیستن تویی مقصودم
تو دیر بزی که من برفتم ز میان
گر من گویم، ز من تویی مقصودم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۶۲ - از بیم رقیب طوف کویت نکنم
از بیم رقیب طوف کویت نکنم
وز طعنهٔ خلق گفتگویت نکنم
لب بستم و از پای نشستم اما
این نتوانم که آرزویت نکنم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۶۴ - با درد تو اندیشهٔ درمان نکنم
با درد تو اندیشهٔ درمان نکنم
با زلف تو آرزوی ایمان نکنم
جانا تو اگر جان طلبی خوش باشد
اندیشهٔ جان برای جانان نکنم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۶۹ - هر چند گهی زعشق بیگانه شوم
هر چند گهی زعشق بیگانه شوم
با عافیت کنشت و همخانه شوم
ناگاه پری‌رخی بمن بر گذرد
برگردم زان حدیث و دیوانه شوم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۸۱ - چون دایره ما ز پوست پوشان توایم
چون دایره ما ز پوست پوشان توایم
در دایرهٔ حلقه بگوشان توایم
گر بنوازی زجان خروشان توایم
ور ننوازی هم از خموشان توایم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۸۴ - مادر ره سودای تو منزل کردیم
مادر ره سودای تو منزل کردیم
سوزیست در آتشی که در دل کردیم
در شهر مرامیان چشم می‌خوانند
نیکو نامی ز عشق حاصل کردیم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۸۷ - جانا من و تو نمونهٔ پرگاریم
جانا من و تو نمونهٔ پرگاریم
سر گر چه دو کرده‌ایم یک تن داریم
بر نقطه روانیم کنون چون پرگار
در آخر کار سر بهم باز آریم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۹۳ - ببرید ز من نگار هم خانگیم
ببرید ز من نگار هم خانگیم
بدرید به تن لباس فرزانگیم
مجنون به نصیحت دلم آمده‌است
بنگر به کجا رسیده دیوانگیم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۹۴ - من لایق عشق و درد عشق تو نیم
من لایق عشق و درد عشق تو نیم
زنهار که هم نبرد عشق تو نیم
چون آتش عشق تو بر آرد شعله
من دانم و من که مرد عشق تو نیم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۹۵ - ما قبلهٔ طاعت آن دو رو می‌دانیم
ما قبلهٔ طاعت آن دو رو می‌دانیم
ایمان سر زلف مشکبو می‌دانیم
با این همه دلدار به ما نیکو نیست
ما طالع خویش را نکو می‌دانیم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۹۸ - ای دوست ترا به جملگی گشتم من
ای دوست ترا به جملگی گشتم من
حقا که درین سخن نه زرقست و نه فن
گر تو زوجود خود برون جستی پاک
شاید صنما به جای تو هستم من