عبارات مورد جستجو در ۲۵۹۸۰ گوهر پیدا شد:
انوری : رباعیات
رباعی ۲۲۴ - ای عشق به جز غمم رفیقی دگر آر
ای عشق به جز غمم رفیقی دگر آر
وی وصل غرض تویی سر از پیش برآر
وی هجر بگفته‌ای بریزم خونت
گر وقت آمد بریز و عمرم به سر آر
انوری : رباعیات
رباعی ۲۲۶ - در دست غمت دلم زبونست این بار
در دست غمت دلم زبونست این بار
وین کار ز دست من برونست این بار
وین طرفه که با تو نرد جان می‌بازم
دست تو بهست ودست خونست این بار
انوری : رباعیات
رباعی ۲۲۷ - دل محنت تازه چاشنی کرد آخر
دل محنت تازه چاشنی کرد آخر
سوگند هلاک جان من خورد آخر
عشقی که فرود برد جهانی به زمین
می‌جست و هم از زمین برآورد آخر
انوری : رباعیات
رباعی ۲۳۸ - از دست تو بنده داستانی شده گیر
از دست تو بنده داستانی شده گیر
وز مهر نشانهٔ جهانی شده گیر
دل رفت و نماند جان و تن بر خطرست
من ماندم و عشق و نیم جانی شده گیر
انوری : رباعیات
رباعی ۲۴۸ - آن دل که تو دیده‌ای فکارست هنوز
آن دل که تو دیده‌ای فکارست هنوز
وز عشق تو با نالهٔ زارست هنوز
وان آتش دل بر سر کارست هنوز
وان آب دو دیده برقرارست هنوز
انوری : رباعیات
رباعی ۲۵۱ - ای ماه ز سودای تو در آتش تیز
ای ماه ز سودای تو در آتش تیز
چون سوخته گشتم آبرویم بمریز
چون چرخ ستیزه‌روی با من مستیز
من در تو گریختم تو از من مگریز
انوری : رباعیات
رباعی ۲۵۴ - در منزل دل غم تو می‌آید و بس
در منزل دل غم تو می‌آید و بس
در سکنهٔ جان غم تو می‌باید و بس
تا صبح جمال فتنه‌زای تو دمید
گویی که ز شب غم تو می‌زاید و بس
انوری : رباعیات
رباعی ۲۵۵ - روزی که کنم هجر ترا بر دل خوش
روزی که کنم هجر ترا بر دل خوش
گویم چه کنم تن زنم اندر آتش
چون راست که در پای کشم دامن صبر
عشق تو گریبان دلم گیرد و کش
انوری : رباعیات
رباعی ۲۶۰ - گفتم که گهی چند نپرسم خبرش
گفتم که گهی چند نپرسم خبرش
تا بوک برون شد تکبر ز سرش
خود هست کرشمه هر زمان بیشترش
اکنون من و زاری و شفیعان درش
انوری : رباعیات
رباعی ۲۶۱ - هر تیر جفا که داری اندر ترکش
هر تیر جفا که داری اندر ترکش
چون سر ز وفا نمی‌کشم گردن‌کش
من دست ز آستین برون کردم و عشق
تو خوش بنشین و پای در دامن کش
انوری : رباعیات
رباعی ۲۹۱ - دل فرق نمی‌کند همی دانه ز دام
دل فرق نمی‌کند همی دانه ز دام
راهیش به جامعست و راهیش به جام
با این همه ما و می و معشوقه به کام
در مصطبه پخته به که در صومعه خام
انوری : رباعیات
رباعی ۲۹۳ - با یاد تو ای ریخته عشقت آبم
با یاد تو ای ریخته عشقت آبم
نشگفت اگر بود بر آتش خوابم
روی از غم چون تویی چرا برتابم
تا به ز غمت کدام شادی یابم
انوری : رباعیات
رباعی ۲۹۸ - زلف تو دلم برد و به جان در خطرم
زلف تو دلم برد و به جان در خطرم
گیرم که ز بیم پی به زلفت نبرم
باری دمی از زیر کله بیرون کن
چندان که ز دور در دل خود نگرم
انوری : رباعیات
رباعی ۲۹۹ - سودای تو بیرون شده یکسر ز سرم
سودای تو بیرون شده یکسر ز سرم
وز کوی تو ببرید خرد رهگذرم
دست طلب تو باز در کوفت درم
تا با سر کار برد بار دگرم
انوری : رباعیات
رباعی ۳۰۲ - آخر ز تو چون روی به خون تر دارم
آخر ز تو چون روی به خون تر دارم
در عشق ز هیچ روی باور دارم
بردار ز روی پرده ورنه پس از این
من پرده ز روی راز دل بردارم
انوری : رباعیات
رباعی ۳۰۴ - در کوی غمت هزار منزل دارم
در کوی غمت هزار منزل دارم
وز دست تو پای صبر در گل دارم
در راه تو کار سخت مشکل دارم
دل نیست پدید و صد غم دل دارم
انوری : رباعیات
رباعی ۳۰۵ - راز تو ز بیم خصم پنهان دارم
راز تو ز بیم خصم پنهان دارم
ورنه غم و محنت تو چندان دارم
گویی که ز دل نداریم دوست همی
آری ز دلت ندارم از جان دارم
انوری : رباعیات
رباعی ۳۰۶ - نه در غم عشق یار یاری دارم
نه در غم عشق یار یاری دارم
نه همنفسی نه غمگساری دارم
بس خسته نهان و آشکاری دارم
یارب چه شکسته بسته کاری دارم
انوری : رباعیات
رباعی ۳۱۸ - در خدمت تست عقل و هوش و جانم
در خدمت تست عقل و هوش و جانم
گر پیش برون روم ور از پس مانم
اقبال نیم که سال وماه و شب و روز
واجب باشد که در رکابت رانم
انوری : رباعیات
رباعی ۳۲۴ - کس نیست غم اندوخته‌تر زین که منم
کس نیست غم اندوخته‌تر زین که منم
با درد تو آموخته‌تر زین که منم
گفتی که نه‌ای به عشق درپخته هنوز
خامی چه کنی سوخته‌تر زین که منم