تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
خلیل‌الله خلیلی : رباعیات
رباعی ۳۵ - آن ماه سخن ز بامیان می گوید
آن ماه سخن ز بامیان می گوید
اسرار گذشته ی جهان می گوید
دل قصه ی عشق او ز چشمش پنهان
از موی شنیده بامیان می گوید
خلیل‌الله خلیلی : رباعیات
رباعی ۳۶ - این کینه وران باز به نیرنگ دگر
این کینه وران باز به نیرنگ دگر
دارند سر فتنه به آهنگ دگر
فریاد که این شعبده بازان هر روز
خواهند به نام آشتی جنگ دگر
خلیل‌الله خلیلی : رباعیات
رباعی ۳۷ - آن منظر فیض صبحگاهی بنگر
آن منظر فیض صبحگاهی بنگر
انوار تجلی الهی بنگر
در وادی نقره فام گردون هر شب
آن قافله لایتنهای بنگر
خلیل‌الله خلیلی : رباعیات
رباعی ۳۸ - ای بار خدای پاک دانای قدیر
ای بار خدای پاک دانای قدیر
دارم به تو حاجتی به فضیلت بپذیر
آن را که به لطف خویش عزت دادی
تا زنده بود به خواریش باز مگیر
خلیل‌الله خلیلی : رباعیات
رباعی ۳۹ - طفلی بودم غنوده بر بستر ناز
طفلی بودم غنوده بر بستر ناز
برخاست ز دور نغمه های دمساز
تا گوش نهادم نه صدا بود و نه ساز
ای شور جوانی! تو کجا رفتی باز
خلیل‌الله خلیلی : رباعیات
رباعی ۴۱ - ای مرغ شباهنگ دل انگیز، بنال
ای مرغ شباهنگ دل انگیز، بنال
قربان تو، ای طایر شب خیز، بنال
از ناله ی تو مرغ دلم نالد زار
این ناله به آن ناله در آمیز، بنال
خلیل‌الله خلیلی : رباعیات
رباعی ۴۲ - یارب سوزی که جسم و جان را سوزم
یارب سوزی که جسم و جان را سوزم
این کارگه سود و زیان را سوزم
یک شعله ی جانسوز که در آتش آن
خود را سوزم هر دو جهان را سوزم
خلیل‌الله خلیلی : رباعیات
رباعی ۴۳ - ای سرو روان بیا که دستت بوسم
ای سرو روان بیا که دستت بوسم
لبهای ظریف می پرستت بوسم
گر من نخورم تو باده در جامم ریز
تا مست شوم دو چشم مستت بوسم
خلیل‌الله خلیلی : رباعیات
رباعی ۴۴ - یارب دردی که ناله آغاز کنم
یارب دردی که ناله آغاز کنم
شوری که سرود شوق را ساز کنم
چشمی که به سوی خویش چون باز کنم
آن گمشده را از دور آواز کنم
خلیل‌الله خلیلی : رباعیات
رباعی ۴۵ - ما مرغ اسیر بی پر و بال توییم
ما مرغ اسیر بی پر و بال توییم
هر جا که روی چون سایه دنبال توییم
گر خسته شدی ز راه، دل مرکب توست
حمال تو و ملک تو و مال توییم
خلیل‌الله خلیلی : رباعیات
رباعی ۴۶ - این صبح همان و آن شب تار همان
این صبح همان و آن شب تار همان
ما شش در و این چهار دیوار همان
استاد زمانه یک سبق داده به ما
تکرار همان و باز تکرار همان
خلیل‌الله خلیلی : رباعیات
رباعی ۴۸ - چون در کف روزگار گشتیم زبون
چون در کف روزگار گشتیم زبون
چون ساغر عشق و آرزو گشت نگون
جاسوس خرد دگر چه جوید از ما
گوید کزین شهر کشد رخت برون
خلیل‌الله خلیلی : رباعیات
رباعی ۵۰ - افسوس که زندگی دمی بود و غمی
افسوس که زندگی دمی بود و غمی
قلبی و شکنجه ای و چشمی و نمی
یا جور ستمگری کشیدن هر روز
یا خود به ستمکشی رساندن ستمی
خلیل‌الله خلیلی : رباعیات
رباعی ۵۱ - ای سرو روان که نخل امید منی
ای سرو روان که نخل امید منی
وی مایه ی جان که عمر جاوید منی
در شهر شما که آسمان پر ابر است
مهتاب منی، فروغ خورشید منی
خلیل‌الله خلیلی : رباعیات
رباعی ۵۲ - در باغ جهان تو هم گل زیبایی
در باغ جهان تو هم گل زیبایی
بویا و دل انگیز و چمن آرایی
عمری ست که گلهای دگر می خندند
این غنچه ی تر چرا تو لب نگشایی
خلیل‌الله خلیلی : رباعیات
رباعی ۵۳ - چه باشد زندگانی را بهایی
چه باشد زندگانی را بهایی
فسرده از نمی، خشک از هوایی
ز مطبخ سالها تا مستراحیم
مگر این زندگی یابد بقایی
خلیل‌الله خلیلی : رباعیات
رباعی ۵۴ - از بس خوش و مست و دلربا می آیی
از بس خوش و مست و دلربا می آیی
چون باد بهار جانفزا می آیی
دل خانه ی عشق توست آبادش دار
چون خانه خراب شد کجا می آیی
هلالی جغتایی : رباعیات
رباعی ۱ - باز آی، که از جان اثری نیست مرا
باز آی، که از جان اثری نیست مرا
مدهوشم و از خود خبری نیست مرا
خواهم که به جانب تو پرواز کنم
اما چه کنم بال و پری نیست مرا
هلالی جغتایی : رباعیات
رباعی ۲ - یاران کهن، که بنده بودم همه را
یاران کهن، که بنده بودم همه را
در بند جفای خود شنودم همه را
زنهار! از کس وفا مجویید که من
دیدم همه را و آزمودم همه را
هلالی جغتایی : رباعیات
رباعی ۳ - آیینهٔ نورست رخ یار امشب
آیینهٔ نورست رخ یار امشب
ای مه، بنشین در پس دیوار امشب
ای مهر بپوش روی خود را در ابر
ای صبح، دم خویش نگه دار امشب