تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۱۵ - در کتم عدم قلندر چالاکیم
در کتم عدم قلندر چالاکیم
در ملک وجود مالک افلاکیم
در کوی فنا جام بقا می نوشیم
در مجلس عشق ساقی لولاکیم
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۱۶ - او جمع همه همه تفاصیل وئیم
او جمع همه همه تفاصیل وئیم
زان لحظه پی جمع و تفاضیل نئیم
در جام مئیم و گاه در جام شراب
اما همه جا حقیقتاً عین مئیم
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۱۷ - جوهر آبست و گوهرش دُر یتیم
جوهر آبست و گوهرش دُر یتیم
دریاب بیان ما که سریست عظیم
موج است و حباب نزد ما هر دو یکی
بگذر ز دوئی یکی مسازش به دو نیم
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۱۸ - در کتم عدم سریر شاهی داریم
در کتم عدم سریر شاهی داریم
وان مملکت نامتناهی داریم
عالم همه داریم ولیکن چه کنیم
چون گنج معارف الهی داریم
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۱۹ - والله به خدا که ما خدا می دانیم
والله به خدا که ما خدا می دانیم
اسرار گدا و پادشا می دانیم
سرپوش فکنده اند بر روی طبق
سریست در این طبق که ما می دانیم
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۲۰ - ما محرم راز حضرت سلطانیم
ما محرم راز حضرت سلطانیم
احوال درون و هم برون می دانیم
منشی قضا هرچه نویسد مجمل
بر لوح قدر مفصلش می خوانیم
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۲۱ - ما عادت خود بهانه جوئی نکنیم
ما عادت خود بهانه جوئی نکنیم
جز راست روی و نیک خوئی نکنیم
آنها که به جای ما بدی ها کردند
گر دست دهد به جز نکوئی نکنیم
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۲۲ - در نهصد و نه من دو قران می بینم
در نهصد و نه من دو قران می بینم
از مهدی و دجال نشان می بینم
دین نوع دگر گردد و اسلام دگر
این سرّ نهان است عیان می بینم
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۲۳ - تا صورت او در آینه می بینم
تا صورت او در آینه می بینم
معنی همه هر آینه می بینم
آئینهٔ دل به چشم جان می نگرم
وین طرفه که او در آینه می بینم
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۲۴ - ما جمله حروف عالیاتیم مدام
ما جمله حروف عالیاتیم مدام
پنهان ز همه به غیب ذاتیم مدام
هر چند کتاب عالمی بنوشتیم
پوشیده ز لوح کایناتیم مدام
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۲۵ - ترکیب بدن که چار حرف است مدام
ترکیب بدن که چار حرف است مدام
زان چار حروف نعمت‌اللّه شده نام
چون حرف ز یاد نعمت‌اللّه برفت
اللّه ظهور کرد و اللّه و سلام
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۲۶ - در عالم عشق منزلی ساخته‌ام
در عالم عشق منزلی ساخته‌ام
سرمایه و سود جمله درباخته‌ام
من با تو بگویم که چه بشناخته‌ام
بشناخته ام چنان که بشناخته‌ام
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۲۷ - روبند به روی همچو مه بسته بتم
روبند به روی همچو مه بسته بتم
در پرده خوشی نشسته پیوسته بتم
این بت شاه است و عالمی بندهٔ او
برخاسته در خدمت و بنشسته بتـم
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۲۸ - دل در سر زلف دلستانش بستم
دل در سر زلف دلستانش بستم
وز نرگش چشم پر خمارش مستم
من نیست شدم ز هست خود رستم
از هستی اوست هستیم گر هستم
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۲۹ - حمام شدم به گوشه ای بنشستم
حمام شدم به گوشه ای بنشستم
با خدمت دلاک بسی پیوستم
دستم بگرفت و بر سر بام نشاند
فی الجمله چه گویم که به مویی رستم
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۳۰ - رفتم به خرابات و خراب افتادم
رفتم به خرابات و خراب افتادم
توبه بشکستم به شراب افتادم
راهی بردم به چشمهٔ آب حیات
تشنه بودم روان در آب افتادم
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۳۱ - بر خاک درش مست و خراب افتادم
بر خاک درش مست و خراب افتادم
همسایهٔ او در آفتاب افتادم
گفتــم که منـم که نـــور او می‌نگرم
کشتی بشکست و من در آب افتادم
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۳۲ - با شمع رخش دمی چو دمساز شدم
با شمع رخش دمی چو دمساز شدم
پروانهٔ مستمند جانباز شدم
آن روز که این قفس بباید پرداخت
چون شهبازی به دست شه باز شدم
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۳۳ - در کوی خرابات حضوری دارم
در کوی خرابات حضوری دارم
سرمستم و از عشق سروری دارم
با من بنشین که نیک روشن گردی
کز نـور خدا تمام نــوری دارم
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۳۴ - گویی که توکل و رضایی دارم
گویی که توکل و رضایی دارم
تسلیم و ریاضت و صفایی دارم
این جمله از آن تو مبارک بادت
من در دو جهان یکی خدایی دارم