تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ملک‌الشعرای بهار : رباعیات
شماره ۳ - آزادی ماست اصل آبادی ما
آزادی ماست اصل آبادی ما
این است نتیجهٔ خدادادی ما
آزاد بزی ولی نگر تا نشود
آزادی تو رهزن آزادی ما
ملک‌الشعرای بهار : رباعیات
شماره ۴ - مخلوق جهان به گرگ مانند درست
مخلوق جهان به گرگ مانند درست
با قادر عاجزند و بر عاجز چست
سستند به گیرودار چون باشی سخت
سختند به کارزار چون باشی سست
ملک‌الشعرای بهار : رباعیات
شماره ۵ - از دامن کوه لاله ناگه برجست
از دامن کوه لاله ناگه برجست
گلگون‌رخی و تیشهٔ سبزی در دست
با فرق سر دریده گویی فرهاد
از خاک برون آمد و بر سنگ نشست
ملک‌الشعرای بهار : رباعیات
شماره ۶ - بر دامن دشت بنگر آن نرگس مست
بر دامن دشت بنگر آن نرگس مست
چشمی به ره و سبزه‌عصایی در دست
گویی مجنون به انتظار لیلی
ازگور برون آمد و بر سبزه نشست
ملک‌الشعرای بهار : رباعیات
شمارهٔ ۷ - در مدح ستارخان
ستار غیور ارجمندیت بجاست
قانون‌طلبی و حق‌پسندیت بجاست
از صدمت پا منال و کوتاهی گام
خوشبخت نشین که سربلندیت بجاست
ملک‌الشعرای بهار : رباعیات
شماره ۸ - پرهیز از خودکه جای پرهیز اینجاست
پرهیز از خودکه جای پرهیز اینجاست
وزکس مطلب چیز که هر چیز اینجاست
تا چند پی راز خدا می گردی
راز دل خود جوکه‌خدا نیز اینجاست
ملک‌الشعرای بهار : رباعیات
شمارهٔ ۹ - به مناسبت شهادت سید حسن مدرس
تا بُخل و حسادت به‌ جهان راهبر است
آزاده ذلیل و راستگو در خطر است
خون تو مدرسا هدر گشت بلی
خونی که شبی گذشت بر وی هدر است
ملک‌الشعرای بهار : رباعیات
شماره ۱۰ - هان ای وکلا فضل خدا یار شماست
هان ای وکلا فضل خدا یار شماست
آسایش ما به حس بیدار شماست
در کار بکوشید خدا را کامروز
چشم‌ودل‌وگوش‌خلق‌درکارشماست
ملک‌الشعرای بهار : رباعیات
شمارهٔ ۱۱ - این رباعی را در خواب گفته است
امروز نه کس ‌ز عشق آگه چو من است
کز شکّر عشقم‌ همه‌ شیرین ‌سخن‌ است
در هر مژهٔ من به ره خسرو عشق
نیروی هزار تیشهٔ کوهکن است
ملک‌الشعرای بهار : رباعیات
شماره ۱۲ - آیین جهان طبل جفا کوفتن است
آیین جهان طبل جفا کوفتن است
خایسک بلا بر سر ما کوفتن است
این کشتن و این کشته شدن مردان راست
کانجا که زنست رقص و پا کوفتن است
ملک‌الشعرای بهار : رباعیات
شماره ۱۳ - من برگ گلم باغ شبستان من است
من برگ گلم باغ شبستان من است
وآن‌بلبل خوش‌لهجه غزلخوان من‌است
نوباوهٔ شب که شبنمش می‌خوانند
هر صبح به نیم‌بوسه مهمان من است
ملک‌الشعرای بهار : رباعیات
شماره ۱۴ - خوش باش که گیتی نه برای من و تست
خوش باش که گیتی نه برای من و تست
وین کار برون ز ماجرای من و تست
در خلقت عالم نبود مقصودی
قصدی هم اگر بود ورای من و تست
ملک‌الشعرای بهار : رباعیات
شمارهٔ ۱۵ - در مدح پروفسور براون انگلیسی
ادوارد براون فاضل ایران‌دوست
کش فکر نکو قول نکو فعل نکوست
از مردم انگلیس بر مردم پارس
گر مرحمتی بود همین تنها اوست
ملک‌الشعرای بهار : رباعیات
شماره ۱۶ - ارباب که صنعت وجاهت فن اوست
ارباب که صنعت وجاهت فن اوست
خون فقرا تمام بر گردن اوست
طاوس بهشت است به صورت لیکن
ابلیس نهفته زیر پیراهن اوست
ملک‌الشعرای بهار : رباعیات
شماره ۱۷ - برخاست خروس صبح برخیز ای دوست
برخاست خروس صبح برخیز ای دوست
ز انگور بگیر خون و ده در رگ و پوست
عشق من و تو قصهٔ مشت است و درفش
جور تو و دل صحبت سنگ است و سبوست
ملک‌الشعرای بهار : رباعیات
شماره ۱۸ - در ماتمت ای‌ملک‌، مُلک خون بگریست
در ماتمت ای‌ملک‌، مُلک خون بگریست
وز سوز تو در افق فلک خون بگریست
تا خاک‌نشین شدی تو ای گنج کمال
زین‌غصه سماک‌بر سمک خون بگریست
ملک‌الشعرای بهار : رباعیات
شماره ۱۹ - این قلب که محزون‌تر از او پیدا نیست
این قلب که محزون‌تر از او پیدا نیست
وین چشم که پرخون‌تر از او پیدا نیست
دانی ز چه آن شکسته وین خونین است
زان حسن که افزون‌تر از او پیدا نیست
ملک‌الشعرای بهار : رباعیات
شماره ۲۰ - افسوس که صاحب نفسی پیدا نیست
افسوس که صاحب نفسی پیدا نیست
فریاد، که فریادرسی پیدا نیست
بس لابه نمودیم و کس آواز نداد
پیداست که در خانه کسی پیدا نیست
ملک‌الشعرای بهار : رباعیات
شمارهٔ ۲۱ - پس از ورود به خاک بجنورد
چون خطه طوس را پس پشت بهشت
در خطهٔ بجنورد دل این بیت نوشت
پیداست که حالتش چه خواهد بودن
بیچاره که از جهنم آید به بهشت
ملک‌الشعرای بهار : رباعیات
شمارهٔ ۲۲ - تاریخ وفات مرحوم سید محمد طباطبایی
تا حجهٔ دین محمد از خاک برفت
از خاک خروش ما بر افلاک برفت
تایخ وفاتش این چنین است که: وی
پاک آمد وپاک زیست هم پاک برفت