تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۲۸ - جان هر ساعت ز کار زاری دهدم
جان هر ساعت ز کار زاری دهدم
هر روز زمانه بیش کاری دهدم
از بخت گلی خواهم و خاری دهدم
باشد روزی که روزگاری دهدم
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۲۹ - من دوش که از هجر تو در تاب شدم
من دوش که از هجر تو در تاب شدم
جان تو که گر چو شمع در خواب شدم
از دیده و دل در آتش و آب شدم
بر جام چو بر آینه سیماب شدم
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۳۰ - تا کی غم یار و درد فرزند کشم
تا کی غم یار و درد فرزند کشم
بیمار فراق خویش و پیوند کشم
تا چشم گشاده ام همی بند کشم
ای چرخ فلک محنت تو چند کشم
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۳۱ - هر روز همی فلک به تیری زندم
هر روز همی فلک به تیری زندم
پیراهن در سیاه قیری زندم
وین بخت همی همچو اسیری زندم
از وی سپری خواهم تیری زندم
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۳۲ - گفتم که تو بی وفایی ای نامردم
گفتم که تو بی وفایی ای نامردم
من مردم و تو کجایی ای نامردم
خس دوست چو کهربایی ای نامردم
زان با چو منی نپایی ای نامردم
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۳۳ - ای فاخته دل چو من به رویت نگرم
ای فاخته دل چو من به رویت نگرم
زیبایی طاوس به بازی شمرم
با خنده کبک چون درایی ز درم
دل همچو کبوتری بپرد ز برم
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۳۴ - بر بسته شد از بستن ماتم دستم
بر بسته شد از بستن ماتم دستم
امروز نگویند که من خود هستم
از بیم و امید شادی و غم رستم
برداشتم از جهان دل و بنشستم
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۳۵ - سروی خواهم ز چرخ داری زندم
سروی خواهم ز چرخ داری زندم
گر گویم کاین مراست آری زندم
خواهم که گلی چینم خاری زندم
از آهن مار کرده باری زندم
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۳۶ - همچون قلمم ز بیخ کندی به ستم
همچون قلمم ز بیخ کندی به ستم
کردیم نوان و لاغر و زرد و دژم
وانگاه فرو بردیم ای شهره صنم
در آب سیاه و گل تیره چو قلم
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۳۷ - چون پیش دل از هجر تو هنگامه نهم
چون پیش دل از هجر تو هنگامه نهم
پروین سرشک دیده بر خامه نهم
برنامه تو چو دست بر خامه نهم
خواهم که دل اندر شکن نامه نهم
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۳۸ - ای سرو سپاه خسرو ای ماه حشم
ای سرو سپاه خسرو ای ماه حشم
یک جرعه اگر از می وصلت بچشم
از خط تو چون قلم همی سرنکشم
بر آتش تیمار تو چون عود خوشم
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۳۹ - ای کرده مرا به عشق گمراه تمام
ای کرده مرا به عشق گمراه تمام
بر نایدم از ضعف همی آه تمام
ای سرو گل اندام من ای ماه تمام
پیرم کردی نگشته یک ماه تمام
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۴۰ - جستم از تو به بی زبانی جستم
جستم از تو به بی زبانی جستم
جستم ز غمت چو خیزرانی جستم
از پیش فراق تو به جانی جستم
الحق ز تو چون به رایگانی جستم
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۴۱ - شب زار به جای بستر آتش ریزم
شب زار به جای بستر آتش ریزم
چون خاکستر به روز از آتش خیزم
هر گه که کند عشق تو آتش تیزم
از درد چو شمع بر سر آتش بیزم
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۴۲ - گفتم کایندل به داغ نام تو کنم
گفتم کایندل به داغ نام تو کنم
گویی که دو دیده جای گام تو کنم
دیدم که اگر کار به کام تو کنم
جان در سر کار یک سلام تو کنم
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۴۳ - ای چرخ ز هر گزند رنج تو کشم
ای چرخ ز هر گزند رنج تو کشم
با جان و دل نژند رنج تو کشم
در تنگی حبس و بند رنج تو کشم
یک بار بگو که چند رنج تو کشم
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۴۴ - وصف لب رنگین تو از دل جویم
وصف لب رنگین تو از دل جویم
در آرزوی زلف تو سنبل بویم
تا پر خون شد ز دیده چون گل رویم
وصف تو همه روز به بلبل گویم
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۴۵ - چون از گل روی تو بهاری رسدم
چون از گل روی تو بهاری رسدم
از درگه هجر تو سواری رسدم
در وصل تو چون دست نگاری رسدم
در دیده ز غمزه تو خاری رسدم
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۴۶ - تا چنگ به مهر آن دلارام زدم
تا چنگ به مهر آن دلارام زدم
هر دم که زدم همه به ناکام زدم
بر درگه عشق تو کنون نامزدم
اینک علم وفات بر بام زدم
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۴۷ - بر آتش اگر بی تو نخفتم خفتم
بر آتش اگر بی تو نخفتم خفتم
با انده اگر بی تو نجفتم جفتم
صبری که ز دل همی نرفتم رفتم
این که همه هر چه می نگفتم گفتم