تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
رودکی : رباعیات
رباعی ۷ - ...
...
...
بنلاد تو شد تربیت خواجه و لیک
بنلاد تو سست همچو بنیاد تو باد
رودکی : رباعیات
رباعی ۸ - بی روی تو خورشید جهان‌سوز مباد
بی روی تو خورشید جهان‌سوز مباد
هم بی‌تو چراغ عالم افروز مباد
با وصل تو کس چو من بد آموز مباد
روزی که تو را نبینم آن روز مباد
رودکی : رباعیات
رباعی ۹ - زلفش بکشی شب دراز اندازد
زلفش بکشی شب دراز اندازد
ور بگشایی چنگل باز اندازد
ور پیچ و خمش ز یک دگر بگشایند
دامن دامن مشک طراز اندازد
رودکی : رباعیات
رباعی ۱۰ - چون روز علم زند به نامت ماند
چون روز علم زند به نامت ماند
چون یک شبه شد ماه به جامت ماند
تقدیر به عزم تیزگامت ماند
روزی به عطا دادن عامت ماند
رودکی : رباعیات
رباعی ۱۱ - جز حادثه هرگز طلبم کس نکند
جز حادثه هرگز طلبم کس نکند
یک پرسش گرم جز تبم کس نکند
ورجان به لب آیدم، به جز مردم چشم
یک قطرهٔ آب بر لبم کس نکند
رودکی : رباعیات
رباعی ۱۲ - ...
...
...
بفنود تنم بر درم و آب و زمین
دل بر خرد و علم به دانش بفنود
رودکی : رباعیات
رباعی ۱۳ - نامت شنوم، دل ز فرح زنده شود
نامت شنوم، دل ز فرح زنده شود
حال من از اقبال تو فرخنده شود
وز غیر تو هر جا سخن آید به میان
خاطر به هزار غم پراکنده شود
رودکی : رباعیات
رباعی ۱۴ - آمد بر من که یار، کی؟ وقت سحر
آمد بر من که یار، کی؟ وقت سحر
ترسنده ز که؟ ز خصم، خصمش که؟ پدر
دادمش دو بوسه، بر کجا؟ بر لب تر
لب بد؟ نه، چه بد؟ عقیق، چون بد؟ چو شکر
رودکی : رباعیات
رباعی ۱۵ - هان! تشنه جگر، مجوی زین باغ ثمر
هان! تشنه جگر، مجوی زین باغ ثمر
بیدستانی است این ریاض بدو در
بیهوده ممان، که باغبانت به قفاست
چون خاک نشسته گیر و چون باد گذر
رودکی : رباعیات
رباعی ۱۶ - چون کشته ببینی‌ام، دو لب گشته فراز
چون کشته ببینی‌ام، دو لب گشته فراز
از جان تهی این قالب فرسوده به آز
بر بالینم نشین و می‌گوی به ناز
کای من تو بکشته و پشیمان شده باز
رودکی : رباعیات
رباعی ۱۷ - در جستن آن نگار پر کینه و جنگ
در جستن آن نگار پر کینه و جنگ
گشتیم سراپای جهان با دل تنگ
شد دست ز کار و رفت پا از رفتار
این بس که به سر زدم و آن بس که به سنگ
رودکی : رباعیات
رباعی ۱۸ - بر عشق توام، نه صبر پیداست، نه دل
بر عشق توام، نه صبر پیداست، نه دل
بی روی توام، نه عقل بر جاست، نه دل
این غم، که مراست کوه قافست، نه غم
این دل، که توراست، سنگ خاراست، نه دل
رودکی : رباعیات
رباعی ۱۹ - واجب نبود به کس بر، افضال و کرم
واجب نبود به کس بر، افضال و کرم
واجب باشد هر آینه شکر نعم
تقصیر نکرد خواجه در ناواجب
من در واجب چگونه تقصیر کنم؟
رودکی : رباعیات
رباعی ۲۰ - یوسف رویی، کزو فغان کرد دلم
یوسف رویی، کزو فغان کرد دلم
چون دست زنان مصریان کرد دلم
ز آغاز به بوسه مهربان کرد دلم
امروز نشانهٔ غمان کرد دلم
رودکی : رباعیات
رباعی ۲۱ - در پیش خود آن نامه چو بلکامه نهم
در پیش خود آن نامه چو بلکامه نهم
پروین ز سرشک دیده بر جامه نهم
بر پاسخ تو چو دست بر خامه نهم
خواهم که: دل اندر شکن نامه نهم
رودکی : رباعیات
رباعی ۲۲ - در منزل غم فکنده مفرش ماییم
در منزل غم فکنده مفرش ماییم
وز آب دو چشم دل پر آتش ماییم
عالم چو ستم کند ستم کش ماییم
دست خوش روزگار ناخوش ماییم
رودکی : رباعیات
رباعی ۲۳ - در عشق، چو رودکی، شدم سیر از جان
در عشق، چو رودکی، شدم سیر از جان
از گریهٔ خونین مژه‌ام شد مرجان
القصه که: از بیم عذاب هجران
در آتش رشکم دگر از دوزخیان
رودکی : رباعیات
رباعی ۲۴ - دیدار به دل فروخت، نفروخت گران
دیدار به دل فروخت، نفروخت گران
بوسه به روان فروشد و هست ارزان
آری، که چو آن ماه بود بازرگان
دیدار به دل فروشد و بوسه به جان
رودکی : رباعیات
رباعی ۲۵ - رویت دریای حسن و لعلت مرجان
رویت دریای حسن و لعلت مرجان
زلفت عنبر، صدف دهن، در دندان
ابرو کشتی و چین پیشانی موج
گرداب بلا غبغب و چشمت توفان
رودکی : رباعیات
رباعی ۲۶ - ای از گل سرخ رنگ بربوده و بو
ای از گل سرخ رنگ بربوده و بو
رنگ از پی رخ ربوده، بو از پی مو
گل رنگ شود، چو روی شویی، همه جو
مشکین گردد، چو مو فشانی، همه کو