تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۴۵ - وقتی که صبا طرّۀ سنبل شکند
وقتی که صبا طرّۀ سنبل شکند
ساز طرب از نوای بلبل شکند
بر گل شکنند عاقلان توبت خویش
ابله باشد که توبه بر گل شکند
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۴۶ - قلب صف عقل عقربی می شکند
قلب صف عقل عقربی می شکند
بازار هلال غبغبت می شکند
چشمم زغمت نیک گهر ریز شدست
دریاب که ناموس لبت می شکند
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۴۷ - هر کو سر و زر بیار تسلیم کند
هر کو سر و زر بیار تسلیم کند
خود را ز غم فراق بی بیم کند
با دلبر خویش روی در روی آرد
چون آینه هر که پشت بر سیم کند
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۴۸ - با آنکه دلم ز وصل خرم نکند
با آنکه دلم ز وصل خرم نکند
یک ذره ز سرکشی خود کم نکند
از رشک حرام کرد بر چشمم خواب
تا دل طمع خیال ازو هم نکند
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۴۹ - پیوسته دلم میل بسوی تو کند
پیوسته دلم میل بسوی تو کند
نیک و بد خود به آرزوی تو کند
و آنجا که رخت با گل رعنا کو شد
رنگ رخ من پشتی روی تو کند
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۵۰ - شاید که دلم میل بسوی تو کند
شاید که دلم میل بسوی تو کند
زیبد که همیشه آرزوی تو کند
پروانه چو در فروغ رویت نگردد
بگذارد شمع و قصد روی تو کند
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۵۱ - در کار جهان کسی که اندیشه کند
در کار جهان کسی که اندیشه کند
از هردوجهان بی خردی پیشه کند
از شیشه فرو ریزد می دیوانه
تا عقل مرا چو دیو در شیشه کند
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۵۲ - بر یاد قدت دل رهی ناله کند
بر یاد قدت دل رهی ناله کند
چون مرغ که بر سروسهی ناله کند
گویند مکن ناله و این غم که مراست
بر دل نه که بر کوه نهی ناله کند
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۵۳ - هر چند ز نرگس صفت چشم کنند
هر چند ز نرگس صفت چشم کنند
ور چه مثل از رنگ رخ لاله زنند
نه این چو رخ تست و نه آن چون چشمت
با آنکه خود این چشم و چراغ چمنند
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۵۴ - آنها که مرا بعشوه مغرور کنند
آنها که مرا بعشوه مغرور کنند
باروی توام حکایت از حور کنند
بینند تنی چو ریسمان اندر تاب
چون شمع اگرم جامه ز تن دور کنند
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۵۵ - وقتست که گلها بنیایند و روند
وقتست که گلها بنیایند و روند
وز شرم رخت قفا نماید و روند
خوبیّ تو جاودان بمانادارنی
هر سال چو گل هزار آیند و روند
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۵۶ - این قوم بجز غصه و دردت ندهد
این قوم بجز غصه و دردت ندهد
جز خون جگر هیچ بخودت ندهند
بسیار چو تیغ اگر زنی سر برسنگ
تا گرم نباشی آب سردت ندهند
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۵۷ - هر کس که رخ و قد نگارم بیند
هر کس که رخ و قد نگارم بیند
بروی گل و سرو و شمع را نگزیند
نه سرو بایستد بجای قد او
نه شمع بجای روی او بنشیند
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۵۸ - آنان که طریق علم می پیمایند
آنان که طریق علم می پیمایند
و آنان که ز جهل ژاژها می خایند
هر چند ز راه مختلف می آیند
مقصود تویی چو راز دل بگشایند
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۵۹ - دیده ز فراق تو زیان می بیند
دیده ز فراق تو زیان می بیند
بر چهره زخون دل نشان می بیند
با این همه من زدیده ناخشنودم
تا بی رخ تو چرا جهان می بیند
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۶۰ - عشّاق نه از غم جوانی گریند
عشّاق نه از غم جوانی گریند
یا از پی مال و سوزیانی گریند
چون چنگ همه ز تن درستی نالند
چون شمع همه ز زندگانی گریند
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۶۱ - گفتم که ترا ماه زمین می گویند
گفتم که ترا ماه زمین می گویند
گفتا که چنینم نه چنین می گویند
گفتم ز در بوس و کناری الحق
گفتا که همه شهر چنین می گویند
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۶۲ - راز من و تو چو هر کسی می گویند
راز من و تو چو هر کسی می گویند
هر کس سخنی از هوسی می گویند
نزدیک تو ای چشم بداز روی تو دور
کم می آیم، زانکه بسی می گویند
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۶۳ - گر زانکه ترا غم دلی روی نمود
گر زانکه ترا غم دلی روی نمود
بس تنگ دلیت از آن نبایست افزود
بر بوی دل سوخته می آمد غم
زان پیش تو آمد که دلش پیش تو بود
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۶۴ - روزی دل من ز جست و جویی ناسود
روزی دل من ز جست و جویی ناسود
پای طلبم ز بس تکاپو فرود
چون رزق و اجل نکاست هیچ و نفزود
پیمودن خاک باد پیمودن بود